نوستالژی گل کوچیک و جیگرخوری بعد از افطار

ماه رمضان است و بساط جگرکی های بعد از افطار در گرگان داغ ِ داغ ِ داغ.

یادم میاد دهه 60 و نیمه اول دهه 70، بعد از افطار داخل خیابان امام خمینی پر میشد از جگرکی هایی که با یه گاری دستی و یه منقل و یه جانونی و هفت هشت تا صندلی پلاستیکی و ... توی دو طرف خیابان بساط جگر فروشی رو برپا می کردند.

یادش به خیر. اون روزها افطار رو خورده و نخورده، با دوست ها و بچه محل ها بِدو بدو راهی دربنو می شدیم تا در دل میدانگاهی آن محله تاریخی، یا خود ما در مسابقات گل کوچک جام رمضان پا به توپ بشیم و یا آنکه تخمه سمشکه بشکانیم و مسابقات بقیه رو ببینیم.

توی مسیر برگشت به خانه هم توی خیابان امام خمینی که به واسطه منقل جگرکی ها پردود شده بود و از هر گوشه و کنارش بوی کباب می آمد یه مخلوط و یه خالص و یه سفید میخوردیم و بدو بدو راهی خانه می شدیم.

بی تعارف، من عاشق نوستالژی اون روزام.

این روزها مسابقات گل کوچیک جام رمضان نه توی میدانگاهی محله تاریخی دربنو بلکه داخل پارک شهر برگزار میشه.

این روزها جگر رو باید توی جگرکی هایی خورد که از کف تا سقفش کاشیکاری شده، جگرفروشش دستکش دست میکنه و سیخ های جگر رو داخل سلفون بهت تحویل میدن. بماند اینکه تازه بعضی جاها سفارش جیگر و ... رو هم که میدی بهت فیش میدن و ... .

آره، مسابقات گل کوچک داره خیلی باکلاس برگزار میشه و جگر و ... هم این روزها داره به شیوه مدرن عرضه میشه و ... .

اما من عاشق نوستالژی اون روزهام.

این روزها دیگه تو مسابقات گل کوچیک حق ات رو با قوانین من درآوردی و در لحظه ابداع شده نمیخورن. این روزها مطمئنی که جیگری که داری میخوری بهداشتیه.  اما باز هم قدیم ها یه حال دیگه میداد.

 

/ 0 نظر / 7 بازدید