در انتظار گودو یا بروز یک غیرممکن؟

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: بعد از ظهر یکشنبه 19 بهمن به جهت تماشای تئاتر در انتظار گودو که توسط کم توانان ذهنی مرکز توانبخشی بهکوش به روی صحنه می رود، راهی تالار فخرالدین اسعد گرگانی شدم.

خبرگزاری فارس: 39 درصد جمعیت گلستان بین 15 تا 34 سال سن دارند / ستاد ساماندهی جوانان گلستان باید تشکیل شود

همه چیز عادی پیش می رفت. دکتر خاکی فرماندار گرگان، رحمانی مدیرکل بهزیستی استان، اعضای شورای شهر، و مردم حضور داشتند. گیلاسیان مدیر مرکز توانبخشی بهکوش پشت تریبون به معرفی کار پرداخت و سپس کبیر مجری برنامه بازیگران را معرفی کرد.

قابل پذیرش نبود. نمی توانستم باور کنم؛ بازیگر اول جمشید صفری راد در نقش ولادیمیر.

نه، باور کردنی نبود.

نمایش شروع شد و جمشید به همراه دیگر بازیگران به روی صحنه آمد.

نه، نمی توانستم باور کنم.

جمشید، جمشیدی که من از کودکی میشناختمش اینقدر حرفه ای به ایفای نقش بپردازد و متن سخت این نمایش را به خوبی حفظ کند و گاه انگلیسی و گاه فارسی بدون ذره ای مکث به بیان کلمات بپردازد.

***

جمشید فرزند همسایه ما بود، همسایه ما در کوچه ای بین خیابان های اول و دوم گروهبان محله یا همان کوی آزادی.

جمشید به اصطلاح کمی شیرین بود و ...، که می گفتند دلیلش افتادن از دست یکی از بستگان در اولین سال های زندگی بوده است!!!!

اولین تصویری که از جمشید به ذهن دارم مربوط به روز شهادت برادرش حمید بود.

من پنج شش سال داشتم و جمشید گویی هفده هجده سال. در بحبوحه حماسه فتح خرمشهر، حمید به شهادت رسیده بود و هنوز خانواده اش از پرواز فرزند رشیدشان بی خبر بودند. در کوچه هیاهویی برپا بود و ... .

ابتدای صبح، پدر و مادر را از شهادت حمید مطلع کردند و بعد از یک شوک کوتاه فریاد مصیبتشان به آسمان بلند شد.

به یاد دارم، به یاد دارم جمشید تازه از خواب بیدار شده بود و در آن بحبوحه آغاز عزا، هاج و واج به اطراف نگاه میکرد تا آنکه برادرانم او را به خانه ما آوردند و وی تخم مرغ صبحانه را مهمان ما شد.

جزییات آن روز را به یاد دارم. حتی به یاد دارم جمشید چه پیراهنی بر تن داشت و .....

شهادت حمید بسیار بر خانواده اش تاثیر گذاشت، مادر همیشه شادمان گذشته دیگر همواره غمین بود و ... تا در نهایت هم مادر جمشید رفت و هم پدرش.

و بماند آنکه چقدر در سالهای آخر نگران جمشیدشان بودند که بعد از رفتن حمید دیگر تک پسرشان بود.

جمشید ازدواج کرده بود. اما بهتر که نشده بود هیچ، بیماریش عود نیز کرده بود. گهگاهی تا مدتها  هیچ سخنی نمی گفت و .... . بماند آنکه از همسر مهربان و دلسوز و زحمتکشش صاحب فرزندی شده بود که او نیز حالات پدر را گاه شدیدتر داشت.

جمشید را مدتها بود ندیده بودم. فقط می دانستم به لطف حمید بارچیان در چاپخانه گرگان، کارهای دم دستی انجام میدهد و قوت لایموتی و ... .

***

زمان گذشت و جمشید را در دهه پنجم زندگیش، دیشب در تالار فخرالدین اسعد گرگانی دیدم.

گویی جمشید از لحاظ تیپ و استایل همان جمشید بود اما از لحاظ روح و درون جمشیدی دیگر دوباره متولد شده بود.

نه، باور کردنش سخت بود.

جمشید محل ما، که خیلی ها سر به سرش می گذاشتند امروز علیرغم همه مشکلات و سختی ها، بدل به هنرمندی شده بود که مقامات شهرستان و استان و بسیاری از شهروندان برای دیدن هنرش به تالار فخرالدین آمده بودند.

در انتظار گودو

 

***

اگر روند زندگی جمشید به همان روال سابق پیش می رفت، در بهترین حالت او شاید در گوشه ای از خانه افتاده بود و آزاردهنده همسر دلسوزش و ... .

اما به لطف برخی تلاشگران گمنام جامعه ما، جمشید علیرغم تمام سختی هایی که دیده بود بدل به هنرمندی بزرگ شده بود که من با افتخار به دور و بری هایم نشانش می دادم و می گفتم: "این بچه محل ماست"

من دیشب معجزه را باور کردم. فهمیدم انسان چه توانایی های پنهانی دارد و با تربیت و آموزش درست چگونه می تواند از .... بودن به هنرمندی بزرگ و قابل احترام تبدیل شود.

خدایا شکرت.

***

بعد از پروردگار می بایست از تلاشگران گمنام جامعه ما تشکر کرد که چه کار بسیار بزرگی با فرشته های دیار ما کردند.

مدیران و کارکنان و همراهان موسسه بهکوش، سپاس.

***

در نمایش در انتظار گودو که توسط کم توانان ذهنی موسسه بهکوش اجرا می شود علاوه بر جمشید صفری راد، رضا عسگری، سولماز نورمحمد، سیدجمال، امیرحسین نادری پور و تمنا مقصودلو به ایفای نقش می پردازند.

طراحی و کارگردانی این کار برعهده حسن رحیمی می باشد. مدیر تهیه و تولید مریم گیلاسیان، مشاور کارگردان سعید حسنلو، منشی صحنه پگاه میرکیانی، مدیر صحنه رضا نازویی، با همیاری محیا رمضانی است.

روابط عمومی کار برعهده قدسیه قربانی بوده ، و روابط بین الملل بهناز سیفی حقیقت، طراح و اجرای گریم امیرجمشید خیابانی، موسیقی حمید چراغعلی، دوخت لباس مریم خوشابی ، عکس محمدمهدی امیا، طراحی گرافیک امیرحسین فتحی بوده و در اجرا رحمان هزارجریبی، سیدزمان آل حسینی و محمد شریعتی همکاری داشته اند.

مدیران اجرایی کار نیز محمدمهدی صفایی و محمدرضا ملک زاده بوده اند.

همچنین در برگزاری این برنامه فعالان اجتماعی همچون یحیی و مهدی بارچیان، زینب نورپور، مهتاب سرجامی، محمدصادق ساورعلیایی، آرش اسپومحلی، محسن جافر، مسعود کابلی و نوید گل پور با موسسه بهکوش همکاری داشته اند.

نمایش در انتظار گودو تا 23 بهمن ماه هر شب از ساعت 18:30 در تالار فخرالدین اسعد گرگانی اجرا میشود.

در اجرای این کار اداره کل بهزیستی استان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیریت تالار فخرالدین اسعد گرگانی نیز همکاری داشته اند.

تهیه کننده نمایش در انتظار گودو مرکز جامع توانبخشی بهکوش بوده و کار با مشارکت پردیس سینمایی کاپری به روی صحنه می رود.

 

 

 

/ 0 نظر / 106 بازدید