بررسی شکاف های مرتبط با فرآیند توسعه گلستان

مطالب درج شده در وبلاگ، فارغ از جایگاه حقوقی نویسنده، بازتاب دهنده افکار و نظرات شخصی علی نصیبی می باشد.

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: در بررسی علل عدم توسعه یافتگی گلستان میتوان به موارد بسیاری اشاره کرد.

در این بین یکی از عوامل قابل توجه از دید نگارنده، نبود همگرایی در بین نیروی انسانی استان می باشد که سبب شده اجماع لازم در راستای حرکت گلستان به سوی توسعه، پدید نیاید.

علی نصیبی

در گلستان به علت های مختلف از جمله تنوع قومی، تکثر فرهنگی، و ... ، هنوز نتوانسته ایم در قالب یک استان واحد و منسجم عمل نمائیم و بر سر منافع اساسی استان به توافق برسیم بلکه بیشتر عادت کرده ایم به مسائل از دریچه شهرستانی، قومیتی، سیاسی، و ... بنگریم که این موضوع سبب واگرایی ها، خنثی کردن توان یکدیگر، و عدم اجماع و اتحاد در پیگیری منافع توسعه ای استان شده است.

در بیان تجربه های گذشته در راستای اجماع بر سر مسائل و منافع اساسی استان، بسیاری به تجربه اقدام نمایندگان شهید یاک 40 به عنوان یک رویه موفق اشاره می کنند که در عین پیگیری تمام و کمال مسائل مرتبط با توسعه منطقه خود، متعهد شده بودند در مسائلی که شائبه رقابت بین دو حوزه انتخابیه استان وجود دارد و منافع یک منطقه در تضاد با نفع منطقه ای دیگر قرار می گیرد از لابی و پیگیری های پنهان خودداری و برای حفظ وحدت، به نظر کارشناسی اداره کل یا سازمان مرتبط تمکین کنند تا وحدت و همگرایی موجود در بین نمایندگان دچار خدشه نشود.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/6/65/IranGolestan.png/200px-IranGolestan.png

نگارنده با توجه به آنکه تاکید دارد برای حرکت به سوی توسعه، پیش از هر اقدامی می بایست از لحاظ ذهنی و فکری خود را برای حرکت منسجم و همگرایانه در این راستا آماده نمائیم و بعضا با رفتارهای خارج از توسعه یافتگی در این مسیر ایجاد خلل نکنیم، به سه شکاف موجود در استان اشاره و تاکید می کند پیش از هر اقدامی ابتدا می بایست در راستای ترمیم این شکاف ها اقدام نمائیم تا با همگرایی و اجماع و افزوده شدن بر توان تمام نیروی انسانی مرتبط با توسعه، بتوانیم حاصل مطلوب را به دست بیاوریم.

شکاف های سیاسی: گلستان یکی از سیاسی ترین استان های کشور است. این عبارتیست که شاید همگان بارها آن را شنیده اید لیکن شاید بهتر باشد بگوئیم گلستان سیاست زده ترین استان کشور است. بی تعارف بسیاری از فعالان تاثیرگذار سیاسی ما هنوز نه تنها با مبانی گفتمان و رویکردهای جناح های سیاسی آشنا نیستند و در عمل التزامی نیز بر حرکت در مسیر خط مشی جناح سیاسی مطلوب خود ندارند، بلکه صرفا تنها علاقه دارند در عالم سیاست نقش آفرینی کنند.

داشتن خط فکری و سیاسی مشخص نه تنها مورد نقد نیست بلکه به شدت مورد تایید نگارنده نیز هست. لیکن آسیب از آنجا شروع میشود که به همه چیز و همه اتفاقات با عینک سیاسی بنگریم و آن قدر در عمل بر طبل سیاست بکوبیم که شایستگانی که از پشتیبانی جناحین برخوردار نیستند حذف کنیم و عرصه تصمیم و تصمیم گیری و کار کارشناسی و اجرا را به افرادی واگذار کنیم که بیش از تخصص از قدرت لابی سیاسی بهره مندند.

آنچه که در این راستا مورد تایید ماست، داشتن عقاید سیاسی مختلف از سوی افراد لیکن همگرایی آنها در وقت لزوم بر سر منافع استان است.

نمونه ای که بارها و بارها شاهد مثال و تحقق عملی آن در استان هایی همچون اصفهان و کرمان بوده ایم و این گونه میشود که باهنر جامعه اسلامی مهندسین، موحدی کرمانی جامعه روحانیت مبارز، مجید انصاری مجمع روحانیون مبارز، مرعشی کارگزاران سازندگی، و ... علیرغم اختلافات سیاسی شدید، به جهت پیگیری منافع اساسی استان کرمان با هم بر سر یک میز می نشینند.

شکاف های قومی: استان گلستان، اقوام و طوایف متعددی را همچون فارس، ترکمن، قزلباش، آذری، سیستانی، بلوچ، و ... در خود جای داده است.

اینکه قومیت ها و طوایف در حفظ آداب و رسوم و باورهای قومی خود تلاش و جهد داشته و در راستای مانایی آن تلاش نمایند فی نفسه امری پسندیده و قابل تقدیر است، لیکن آن هنگام که تنها از دریچه قومیتی به مسائل مرتبط با توسعه بنگریم و بیش از آنکه به مسائل مرتبط با رشد و توسعه گلستان، نگاه استانی داشته باشیم، خود را در گیر و دار علائق و منافع قومی اسیر کنیم، وارد کشاکش و رقابت با سایر قومیت ها و خنثی کردن توان سایرین شده و نه تنها شاید در نهایت، حق قومیت ما به عدالت لحاظ نشود، از آن سو گلستان نیز ضرر خواهد کرد.

در این راستا رسانه ها، صاحبنظران، نخبگان و صاحبان نفوذ می توانند نقش مهمی ایفا کرده و در گفتار و رفتار پیش از طبقه بندی ساکنان استان به قومیت های مختلف، بیش از همه بر هویت گلستانی آنان تاکید نموده تا زمینه را برای اجماع بر سر منافع اساسی استان فراهم آورند.

شکاف های جغرافیایی: یکی از موضوعاتی که آرام آرام در حال رُِخ نمایی در استان گلستان بوده و گاه سهوا" بر آن تاکید نیز میشود، تقسیم استان چه در ذهن و چه در گفتار و ....، به شرق و غرب است که نا خود آگاه علاوه بر دو تکه کردن استان {و گاه سه تکه کردن با اضافه شدن مرکز}، زمینه ساز جدایی و واگرایی تدریجی صاحبنظران و سرمایه گذاران و مسئولان و گاه مردم این مناطق از یکدیگر است.

هر چند که در گلستان به جهت کمی مساحت، تقسیم بندی های ذهنی موجود جای تردید دارد و در واقعیت نیز فارغ از برخی تفاوت های فرهنگی و شکاف ها، نمی توان غرب و مرکز و شرق استان را از یکدیگر جدا کرد و اصولا معیاری نمیتوان برای این گونه تقسیم لحاظ کرد و هرگونه متفرق کردن اینگونه استان جای سئوال داشته {علی آباد کتول با 40 کیلومتر فاصله مرکز شهرستان با گرگان و شهر فاضل آباد علی آباد کتول با 28 کیلومتر مسافت تا مرکز استان جزو محدوده مرکزی گلستان است یا شرق؟/ آق قلا در 18 کیلومتری گرگان جزو غرب است یا مرکز؟/ و ....} و اصولا در مباحث سیاسی اداری اینگونه تقسیمات ملاک عمل نیست، جدیدا شاهد اضافه شدن بخش های دیگری همچون شرق دور و ....، به این تقسیمات خودساخته نیز هستیم.

نگارنده اعتقاد دارد تلقین و تاکید بر تقسیم بندی های اینگونه حتی به صورت سهوی، در گذر زمان زمینه جدایی ذهنی و فاصله تدریجی، و ...، و به تبع آن جزیره جزیره شدن استان را پدید می آورد که این با اصل هم افزایی و همگرایی برای توسعه در تضاد می باشد.

کوتاه سخن و با توجه به مطالب بیان شده و با لحاظ قرار داشتن در هفته وحدت، امید است دکتر صادقلو استاندار گلستان به عنوان بالاترین مقام سیاسی اداری استان و آیت الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه گرگان به عنوان بالاترین مقام مذهبی معنوی گلستان، با توجه به دغدغه های توسعه محورانه شان که بارها در سخنان خود به آن تاکید داشته اند، با همراهی و حمایت دیگر صاحبنظران و تاثیرگذاران همچون نمایندگان مجلس، ائمه جمعه، صاحبنظران و صاحب نفوذان، رسانه ها و ...، به جهت ایجاد آن همگرایی و اجماع که پیش از این از آن سخن رفت به عنوان پیش زمینه حرکت گلستان مستعد به سوی توسعه، ترمیم شکاف های اشاره شده را در راستای وحدت و وفاق در جهت حرکت جمعی به سوی آبادانی و توسعه گلستان مدنظر داشته باشند.

/ 0 نظر / 69 بازدید