خداحافظ تیمسار / علی نصیبی

اول نوشت: این مطلب به سفارش پایگاه خبری تحلیلی گرگان خبر نگاشته شده و پیش از این در سایت مذکور انتشار یافته است.

kamangari

عکس از وبلاگ آوا و آوات

علی نصیبی، فعال فرهنگی اجتماعی: سال های ابتدایی دهه ۶۰ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، خبری در شهر با مضمون تصادف سرهنگ کمانگری از فرماندهان لشگر ۳۰ گرگان بین مردم شهر کوچک و نه چندان پرجمعیت آن روزهای ما دهان به دهان شد. سرهنگ که از نظامی های نام آشنای شهر بود در پی این حادثه در عنفوان جوانی به افتخار جانبازی نائل شد. خیابانی مابین خیابان ولی عصر (شالیکوبی) و کوی ویلا در همان سال ها به نام وی نامگذاری شد و سرهنگ که در گذر زمان تیمسار می خواندنش، نه در جبهه نبرد با صدامیان، بلکه در جبهه های دیگر فعالیت خود را آغاز کرد.

سال ها بعد کمانگری که از پس آن حادثه ویلچرنشین شده بود در تعاونی های مسکن و ... متعلق به ارتش و بازنشستگان آن نقش آفرینی کرد و بعدها به عنوان رئیس هیئت بسکتبال، ورزش اول و محبوب گرگانی ها انجام وظیفه کرد تا آنکه تحولاتِ از پس ِ خرداد ۷۶، نام کمانگری را دوباره بر سر زبان ها انداخت.

دولت سیدمحمد خاتمی، قصد داشت اصلی بر جای مانده از قانون اساسی را اجرا کند و آرام آرام تب انتخابات شوراها، شهرها و روستاهای ایران و به تبع آن استان تازه تاسیس گلستان و شهرستان گرگان مرکز استان را در برگرفت.

برگزاری اولین دوره انتخابات شوراها در سال ۷۷، رقابتی خاص بود و نوعروس شورا، در گرگان خواستگارانی از صنوف مختلف داشت که فعال سیاسی، مداح، ورزشکار، کنشگر اجتماعی، فرهنگی، بیکار، نانوا، صاحب سرمایه، و ... از آن جمله بودند.

در این کشاکش و در میانه این رقابت سخت، کمانگری، سرهنگ ویلچرنشین که نامش برای مردم گرگان آشنا می نمود رای اول را کسب کرد تا یکی از هفت عضو شورای گرگان در کنار عالیه یعقوب زاده، محمدهادی شریف، علی کلاتی، امیرعبدالسلام مهیمنی، صدیقه نصیری و عبدالله شاهینی شود.

شورای اول ترکیب خاصی داشت. یکی نظامی، یکی مدرس حوزه های بانوان و آن دگر بانویی فرهنگی، یکی روحانی و یکی دیگر پزشکی سنتی و دو باقیمانده فعال سیاسی اجتماعی.

هر چند که در تقسیم بندی های سیاسی، برآمدن پنج عضو اصلاح طلب (مهیمنی، کلاتی، شاهینی، نصیری، یعقوب زاده) از دل صندوق های رای در کنار یک عضو مستقل (کمانگری) و دیگری (مرحوم شریف)، کفه سیاسی را به سمت نیروهای چپ گرگان سنگین تر می کرد اما پایگاه های اجتماعی متفاوت اعضا در کنار ناشناخته بودن کار شورایی می توانست این نهاد تازه را آبستن حوادث متفاوتی کند. حادثه هایی که البته از روز اول آغاز به کار رسمی شورا و انتخاب رئیس و نایب و منشیان خود را نمایان کرد.

کمانگری به واسطه رای اولش انتظار ریاست را داشت اما جوانترهای شورا همچون شاهینی و یعقوب زاده و نصیری و مهیمنی بر عبدالسلام نظر داشتند تا در نهایت در انتخابات داخلی دور اول در تالار فخرالدین اسعد گرگانی، جوانترها با چهار رای بر گروه سه نفره کلاتی و کمانگری و شریف فایق آمدند تا زمینه های اختلاف از روز اول عیان شود و سرهنگ ویلچرنشین از رسیدن به صندلی ریاست باز بماند.

کمانگری

اختلافات دو گروه در بحبوحه انتخاب شهردار دوباره عیان شد، آنجا که گروه چهار نظرش بر ابراهیم کریمی از معاونان شهرداری منطقه ۱۶ تهران استوار بود و از آن سو گروه سه، نظر بر افراد دیگر داشت.

اختلاف بر سر دو موضوع مهم انتخاب رئیس شورا و شهردار، می توانست شورای دوره اول گرگان را دچار مشکلات متعددی نماید لیکن افزوده شدن بر تجارب اعضای شورا، پرکاری و انگیزه شهردار منتخب ابراهیم کریمی که جایگزین شهرداری غیربومی به نام هاشمپور شده بود، سبب شد تا آتش اختلافات سرد شده و آرام آرام مودت جای اختلاف ها را که البته تا حدودی لازمه کار شورایی است بگیرد.

در فعل و انفعالات بعدی شورا کمانگری به کرسی ریاست شورا رسید و بعدها بدل به یکی از حامیان جدی کریمی نیز شد.

عمر شورای دوره اول که در مجموع و با توجه به شرایط زمانی میتوان آن را نسبتا موفق نامید به پایان رسید و انتخابات دوره دوم شورای شهر کلید خورد.

انتخابات دوره دوم نیز عرصه پرهیاهویی بود. گروه های سیاسی به اهمیت شورا واقف شده بودند و فعالان فرهنگی اجتماعی با توجه به علاقه شان به تاثیرگذاری در تحولات شهری، به پیروزی در این کارزار علاقه مند بودند.

اما کمانگری که در افواه عمومی دیگر به نام تیمسار شناخته می شد و در دور اول به واسطه نمونه شدن شورای گرگان از دستان سیدمحمد خاتمی لوح تقدیری کسب کرده بود، باز نیز پیروز انتخابات شد تا نشان دهد علیرغم ناتوانی های جسمی، در عرصه اجتماعی انگیزه های فراوانی دارد.

آری کمانگری رای اول دومین دوره انتخابات شورای شهر گرگان را نیز کسب کرد تا در کنار علی کلاتی، محمدهادی شریف، علیرضا پزشکپور، حسین ربیعی، محمود شکیبا، فائزه عبداللهی، زهرا نورا، حسین قجری، شورای نه نفره گرگان را بسازند.

شورای دوم نیز در روزهای اول پرتلاطم بود و با توجه به خاستگاه رای متفاوت اعضا، زمان زیادی صرف شد تا شورای مذکور در یک پیکره واحد قرار گیرد که البته انتخاب شهرداران متعدد همچون حسین صادقلو، محمدمهدی ایرجی، و محمد ابراهیم کریمی (متفاوت با ابراهیم کریمی)، در یک دوره چهارساله، حاصل تفاوت دیدگاه های موجود بود.

شورای دوم نیز با تمام نقاط قوت و گاه نقدهای وارد شده به آن به پایان رسید اما پایگاه اجتماعی تیمسار دیگر متفاوت از گذشته شده بود و درب برای وی همچنان بر روی پاشنه سابق نمی چرخید تا تیمسار گاه خندان و گاه جدی که همیشه دو سرباز لباس شخصی وظیفه جابه جایی او و ویلچرش را برعهده داشته و علیرغم معلولیت جسمی هم در شورا و هم بسکتبال و هم تعاونی های نظامی و هم ساخت و ساز فعال بود، در دوره سوم شورا با افت شدید آرا مواجه شده و او که در دو انتخابات پیشین منتخب اول مردم بود در انتخابات دوره سوم حتی به علی البدل هم راه نیافت و سپس در انتخابات مجلس هشتم نیز پس از تایید صلاحیت دیرهنگام، توفیق نیافت تا چهره های جدید و جوانتر بنا به سلیقه و ذائقه آن روزهای اجتماع، کرسی ها را تصاحب کنند.

تیمسار بعد از انتخابات دوره سوم شورای شهر و سپس مجلس هشتم، آرام آرام از صحنه فعالیت های سیاسی اجتماعی کنار رفت هر چند که بسیاری علت این موضوع را افزایش ضعف های جسمانی و بیماری های وی می دانستند.

آخرین تصاویری که از تیمسار کمانگری در رسانه ها منتشر شد مربوط به تقدیر دکتر صادقلو استاندار گلستان از وی در مراسم سالروز تشکیل شوراها در اردیبهشت ۹۳ در سالن اجتماعات استانداری گلستان بود.

در آن دیدار تیمسار هر چند بر روی ویلچر، تکیده تر از سابق نشان می داد اما هنوز ابهت نظامی اش را حفظ کرده بود و با آن لبخند خاص و گاه معنادارش لوح سپاس را دریافت کرد.

آری تیمسار کمانگری، نظامیِ متولد و بزرگ شده خیابان ششم (خیابان سوار موسوم به خیابان صنایع دستی) گروهبان محله (کوی آزادی) در ششمین روز محرم در سن ۶۶ سالگی در بیمارستان عرفان تهران دیده از جهان فرو بست در حالی که نمی توان در عین برخی نقدها، تلاش هایش برای بسکتبال گرگان در کسوت رئیس هیئت، و نیز عمران و آبادانی شهر در جایگاه منتخب مردم در شورای شهر را  از یاد برد.

کمانگری به واسطه تلاش هایش در جایگاه یک نظامی ایرانی در جبهه های جنگ و سپس جانبازیش به واسطه تصادف در پشت جبهه در یک ماموریت کاری طی سال های نخستین جنگ، مطمئنا برای ما و دیگر گروه های سنی منطقه احترام ویژه و افزونی دارد.

در این بین از پای ننشستن او علیرغم معلولیت شدید و بیماری های طاقت فرسای جسمی و تلاشش در صحنه های مختلف درس های بزرگی از استقامت و سختکوشی دارد که می تواند مورد توجه همگان چه افراد سالم و چه کم توانان جسمی قرار گیرد.

آری، کمانگری دیده از جهان فرو بست تا با تشییع پیکر رنجور و دردکشیده وی در روز دوشنبه ۱۲ آبان همزمان با تاسوعای حسینی، از ساعت ۸:۴۵ و از مقابل درب دژبانی بیمارستان ارتش تا به امام زاده عبدالله گرگان، فصل انتهایی داستان پرماجرای زندگی کمانگری با همه اتفاقات تلخ و شیرین اش به پایان برسد و تیمسار، با گذر از مقابل لشگر ۳۰ پیاده گرگان و کوچه و خیابان های شهر، با خاستگاه خود وداع کند.

nasibi_Ali_article

علی نصیبی

/ 0 نظر / 9 بازدید