میراث جاویدان شهید قندهاری/ شیخی که کیمیا بود

علی نصیبی

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: اگر از نویسنده بخواهند از دید خود نام پنج شخصیت تاثیرگذار دو دهه اخیر گرگان و دشت دیروز یا گلستان امروز را ذکر کند بی تردید یکی از نام ها شیخ قربان قندهاری خواهد بود.

بگذارید اعتراف کنم که در تمام طول عمرم فقط چند بار اتفاقی با او رو در رو شده و البته در تمام طول دوران تحصیلم در دانشگاه آزاد گرگان، ایشان تنها در یک واحد درسی مدرس بنده و هم ترمی هایم بوده که به جهت انتخاب به عنوان نماینده مردم در اوایل ترم، حضور ایشان تنها به همان یک یا دو جلسه منحصر شد. اینها تمام برخوردها و مواجهه های شخصی ام با مردی بوده که معرفی ابعاد شخصیتی وی، می تواند سبب ساز شناساندن الگویی موفق و مردمی برای همه جامعه به خصوص مسئولان و منتخبان شود.

امروز که به گذشته و کارنامه کاری ایشان می نگریم در می یابیم که رفتار و منش و عملکرد شیخ تا چه حد کیمیاست و این گونه است که باید در نبودنش حسرت خورد و گفت: صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را، تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید.

1- نقش وی در ایجاد بسیاری از زیرساخت های توسعه این منطقه از استان شدن گرگان و دشت سابق و گلستان امروز، تا راه اندازی و تکمیل فرودگاه گرگان و شروع به کار صدا و سیما، بسیار حیاتی و تاثیرگذار بوده است. شیخ قربان قندهاری در ابتدای حضور در مجلس پنجم هوشمندانه کمیسیون شوراها و امور داخلی را برای عضویت انتخاب کرد و سپس با تدبیر، موافقت های لازم برای تشکیل استان جدید را در کمیسیون اخذ و سپس با رایزنی گسترده در سطح مجلس، توانست در آن فضای سخت رای مثبت نمایندگان برای تشکیل استان گلستان را اخذ نماید.

از دشواری کار شیخ قربان قندهاری همین بس که در مجلسی توانست رای موافقت با تشکیل استان جدید را اخذ کند که اکثریت نمایندگان از لحاظ دیدگاه سیاسی مخالف ایشان بوده و از آن سو، لابی مازندرانی های مخالف انتزاع گرگان و دشت از مازندران بسیار قوی بود. بماند آنکه گاه بنا به دلایلی مخالفت هایی از سوی برخی نمایندگان بعضی شهرستان های استان فعلی نیز با این موضوع صورت می گرفت.

شیخ قربان به درستی در جبهه دیگر دریافته بود که راه اندازی فرودگاه گرگان با توجه به ظرفیت های خطیر منطقه، سبب ساز تحول در حوزه های علمی، صنعتی، اقتصادی، گردشگری و ... این دیار شده و از این رو یکی از اولویت های مهم خود را آغاز به کار فرودگاه قرار داده بود. شیخ اعتقاد داشت وقتی صدای بال هواپیما در استان طنین انداز شود بوی آبادانی به مشام خواهد رسید. بماند آنکه شیخ در نهایت در مسیر افتتاح فرودگاه جان به جان آفرین تسلیم کرد.

Gorgan Airport.jpg

"یکی از محافظان ایشان در رابطه با خستگی ناپذیری شیخ و تلاش هایش برای آغاز به کار فرودگاه می گوید: پس از ساعت ها طی مسیر گرگان به تهران با ماشین، شب هنگام در نهایت خستگی به شهر رسیدیم. ایشان دستور داد که برای حضور در جلسه ای راهی آق قلا شویم. بعد از برگزاری آن برنامه در آق قلا، ساعت دو و نیم شب راهی گرگان شدیم. در مسیر بازگشت ایشان اصرار کرد سری به فرودگاه که آن روزها آسفالت باندش در حال اجرا بود بزنیم. راهی فرودگاه شدیم و ایشان در آن ساعت شب شروع به قدم زدن بر روی باند کرد. جالب آنکه با توجه به برگزاری جلسه ای در رابطه با فرودگاه راس ساعت هفت صبح، موکتی را از صندوق عقب ماشین درآورد و همان جا پهن کرد و به رویش خوابید تا با وجود خستگی زیاد راس ساعت در جلسه مربوط به راه اندازی فرودگاه حاضر باشد."

آری، قندهاری بزرگ این گونه برای توسعه گرگان و گلستان تلاش می کرد و اعتقاد داشت برای عمران و آبادانی و توسعه این دیار، نمی بایست لحظه ای فرصت از دست رود.

تشییع جنازه شهید قندهاری و دیگر شهدای یاک 40 در تهران

2- نگاهی به سیر زندگی شیخ قربان قندهاری، تکامل فکری ایشان در گذر زمان را عیان می کند.

شیخ قربان با کوله باری از تجربه فعالیت های فرهنگی و مسلحانه پیش از انقلاب و بعدها حضور در جبهه های جنگ، بنا به مقتضیات دهه 60 و تفکرات آن روزهای خود و برخی یارانش، در حوزه فرهنگی به سخت گیری معتقد بودند و گاه این سخت گیری ها سبب ساز بروز اعتراضات و ایجاد شکاف هایی نیز می شد.

در این بین در گذر زمان بنا بر اتفاقات پیش رو همچون بحث های پیرامون انتخابات مجلس سوم، پرداختن بیش از پیش وی به تحصیل و علم آموزی، حضور بیشتر در بین گروه های فکری جامعه، و ... سبب آن شد شیخ شیخی دگر شود و با تغییر رفتار، چاره مشکلات فرهنگی را نه سخت گیری و بگیر و ببند بلکه در افزایش آگاهی جامعه جست و جو کند و صد البته ورود به حوزه خصوصی زندگی افراد و سخت گیری های بیهوده را نپسندد.

شهید قندهاری

و این گونه شد که شیخ در دوران حضور در مجلس، بدل به یکی از نمادهای دفاع از مطبوعات، نقد منطقی، گفت و گوی آزاد، و ... شد.

3- قندهاری عامل پیوند شهری و روستایی در انتخابات مجلس ششم بود. آن روزها تعصبات شهری و روستایی و شکاف های بیهوده این چنینی بیداد می کرد و صدالبته دگم اندیشانی نیز بر این طبل می کوبیدند. آنان در روزگاری که در آن سوی کره خاکی مرزها برداشته می شد در یک محدوده چند ده کیلومتری به دنبال ایجاد شکاف هایی همچون شهری و روستایی، آن ور شهر و این سوی شهر، و ... بودند، شکاف هایی که باعث اختلاف و افتراق بین بدنه جامعه می شد و روند توسعه را به عقب می انداخت.

در هنگام انتخابات ها این شکاف افزونتر می شد شهری ها سعی می کردند حتما به کاندیدای شهری رای داده و روستایی ها نیز اولویت اول و آخر خود را به کاندیدای روستایی اختصاص می دادند.

قندهاری در انتخابات مجلس پنجم، بیش از همه رای روستائیان گرگان را در سبد خود داشت اما عملکرد وی در آن مجلس چه در سطح ملی و چه استانی و چه شهرستانی، و نیز مشی عدم تمایزش بین شهر و روستا، و ... به گونه ای فاخر و پربار بود که شهرنشین ها نیز ترجیح و اولویتشان شیخ قربان بود و این گونه شد که در همان ساعت اول شمارش آرای مجلس ششم، شیخ گوی سبقت از رقبا ربود.

آری شیخ با عملکردش و نگاه بازش شکاف ها را ترمیم کرد و محبوب همه شهروندان حوزه انتخابیه اش چه شهری و چه روستایی، و چه فارس و ترکمن شد. 

و اینگونه بود که ترکمن های آق قلا به پاس احترام به مشی و خدمات وی، برای شرکت در مراسم بزرگداشت ایشان ، کیلومترها فاصله آق قلا تا گرگان را پای پیاده طی کردند.

4- مردم داری بی ریای شیخ و احترام او به مردم از هر قشری زبانزد و همواره یک الگوست.

شیخ از جنس آنانی نبود که به مردم به چشم سیاهی لشگر و توده رای بنگرند و  گاه به گاه فقط در هنگامه انتخابات به سراغ مردم بیایند و در فاصله انتخابات تا انتخابات، مردم را فراموش کرده و گاه با وعده های پوچ، بر سر کار بگذارند.

از مردم داری شیخ و احترامش به موکلان خاطرات زیادی نقل شده، از گفت و گوی طولانی و پای درددل یک پیرمرد روستایی تنها نشستن علیرغم وعده قبلی با چند مسئول بگیرید تا گل کوچک بازی کردن با چند کودک و نوجوان در کوچه پس کوچه های گرگانپارس به جهت  شاد کردن آنها. از تهدید وزیر و پیگیری مستمر به جهت بی احترامی به چند بازنشسته گرگانی تا حضور در دورافتاده ترین روستاهای آق قلا و تلاش خالصانه جهت حل مشکلات مردم آن مناطق. آری اینها بود که سبب شد شیخ گرگان و آق قلا در گذر زمان، محبوب و محبوب و محبوبتر شود.

5- شیخ در مجلس ششم، علاوه بر تلاش هایش برای گرگان و استان، با توجه به فضای سیاسی آن روزهای کشور، از نمادهای پیگیری خواست اکثریت مردم بود و بارها با تذکرها، نطق ها و سخنرانی هایش، در راستای برآورده شدن خواسته های جامعه تلاش کرد و این تلاش هایش بود که از شیخ چهره ای ملی و نه تنها محبوب گرگانی ها و گلستانی ها بلکه ایرانیان، ساخته بود.

6- شیخ در قامت نماینده یک منطقه دور از پایتخت، در مرکز اسیر ِ های و هوی پایتخت نشد و تعهدش به مردم را در اسیر بازی های قدرت شدن نفروخت تا در سایه تلاش و جدیت او، گرگان و آق قلا در مسیر تحقق حق خود و گلستان با همراهی او و دیگر نمایندگان در مسیر توسعه گام بردارد تا در پرتو صلابت شیخ و یارانش، این استان از دید برنامه ریزان کشوری دیگر استانی حاشیه ای و درجه چندم نباشد.

آری، با همت و بزرگ اندیشی شیخ و یارانش در مجمع نمایندگان گلستان و تمرکز بر روی نگاه کارشناسی به جای رقابت های شهرستانی، آنان همچون ید واحد قدرتمندانه در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا چرخ های توسعه این دیار شتابانتر از پیش حرکت نماید.

استان گلستان

بماند آنکه تشکیل فراکسیون شمال با حضور متحد و منسجم نمایندگان استان های شمالی و همگرایی آنان با یکدیگر به جهت توسعه این استان ها از دیگر اقدامات نیکویی بود که ثمرات بسیاری برای این دیار داشت.

شهیدان قندهاری و هزارجریبی

آری، به این شش دلیل و دهها دلیل دیگر است که اعتقاد دارم شهید قربانعلی قندهاری شهید راه توسعه استان الگویی بزرگ برای همه مردم، مسئولان و وکلای مجلس و شورا بوده که میراث های جاودانش چه معنوی و چه مادی برای چشمان بینا و قلب های به دور از کینه و نفرت، اظهر من الشمس است.

آری قندهاری و قندهاری ها، که امروز دست شان از دنیا کوتاه است، در زمان حیات خالصانه هر چه در توان داشتند برای مردم شهرستان و استان و ... در طبق اخلاص گذاشتند، قندهاری ها آن قدر بزرگ و شریف بوده و میراثشان آن قدر ملموس است که نامشان در قلب های تک تک مردم این دیار حک شده و هیچ فرد و گروهی، نه می تواند شیخ قربان را مصادره کرده و نه آنکه از آن سو هیچ مجموعه ای نمی تواند از ارادت مردم این دیار به این بزرگ اندیشان بکاهد.

/ 0 نظر / 94 بازدید