اول نوشت : یکی از ثمرات راه اندازی این وبلاگ و فعالیت در فضای مجازی ، آشنایی ام با گرگاندوستانی در سراسر ایران و گاه خارج از مرزها بوده که با وجود صدها و هزارها کیلومتر فاصله جغرافیایی از گرگان ، هنوز عشق به گرگان را میتوان در قلب هایشان شعله ور یافت.
مسعود دزیانی فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد صنایع غذایی از دانشگاه تبریز و دانشجوی نمونه کشوری این مقطع ، عضو هیئت علمی دانشگاه ، برگزیده هشتمین جشنواره جوان خوارزمی ، ارائه دهنده طرح در 17 جشنواره بین المللی خوارزمی ، مولف هفت کتاب مرتبط با صنایع غذایی ، ارائه دهنده طرح و مقالات متعدد در سمینارهای علمی و بین المللی ، مترجم کتب علمی صنایع غذایی ، نفر اول مسابقات قرآنی شمال و شمال شرق کشور و نفر سوم مسابقات کشوری قرآن از سال 76 تا 79 ، و ... از جمله این گرگاندوستان دور از وطن است .
این نخبه علمی گرگاندوست که به جهت تلاش های علمی اش مورد تقدیر رهبری قرار گرفته و از رئیس جمهور و رئیس مجلس لوح تقدیر و نشان افتخار دریافت کرده به درخواست وبلاگ گرگان ما ، چند خطی را درباره روز پدر نوشته است .
یاد باد آن روزگاران یاد باد
باید کمی به عقب برگردم ، روزهایی که تنها مشغله فکری من شب امتحان ، نمره ، لباس نو و ... بود هنگامی که از سر کار برمیگشت سریع به سویش می دویدم که ببینمش و ببینم چه چیز خریده است.
شاید پدرم در 2 ویژگی زبانزد خاص و عام بود یکی فرزندی که برای پدر و مادرش نمونه بود و دیگری پدری که برای فرزندانش نمونه بود. مادرش مریض شده بود و هر شب تا صبح چند بار بیدار میشد و نام پدرم را بر زبان می آورد. پدرم مادرش را در بغل گرفته و می گفت جان مادرم ! جان مادرم ! تا اینکه بعد از چند سال مادر بزرگمان از دنیا رفت. پدر تا یک سال مشکی پوشید و محاسن بلند کرد به عشق مادر.
بعد از چند سال در دانشگاه پذیرفته شدم و بعد از طی دوره کارشناسی در فوق لیسانس پذیرفته شدم . روزهای با پدر بودن یکی یکی میگذ شت و من آن روزها را از دست می دادم.
در مقطع فوق لیسانس به عنوان دانشجوی نمونه کشوری پذیرفته شدم در موقع برگشت از تهران و در فرودگاه گرگان به نشانه تشکر بر دست پدر و مادرم بوسه زدم . منی که همیشه این کار را میکردم ولی این بار این بوسه معنای دیگری داشت .
در دیدار با مقام معظم رهبری باز هم به یاد پدر بودم و در برگشت پدرم گفت با دیدنت در تلویزیون خستگی این چند سال از بدنم خارج شد.
به گفته پدرم تازه درخت زندگیم میوه داده است اما چه سود که اجل مهلتش نداد و خیلی زود از بین ما پر کشید و امروز حدودا" شش سال از درگذشت پدرم گذشته ، من خود پدر شده ام ولی هنوز نتوانسته ام او را فراموش کنم و یک روز را بدون یاد او سر کنم و اشکی برای او در چشمان من جاری نشود.
بیایید قدر پدر و مادرمان را بیشتر بدانیم و همیشه احترام آنها را حفظ کنیم.
مسعود دزیانی-عضو هیات علمی دانشگاه
پی نوشت : تشکیل بانک اطلاعاتی از تحصیلکردگان گرگانی دور از این دیار به جهت برنامه ریزی برای استفاده از این نیروی انسانی توانمند در توسعه گرگان زمین ضروری است .
نظرات ()