گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

و بالاخره چمبلوک ...
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩
 

چمبولوک

خب ، بالاخره کتاب چمبلوک منتشر و از امروز ( یکشنبه 3 بهمن 89 ) در بین برخی کتابفروشی ها و دکه های مطبوعاتی گرگان توزیع شد.

نگارش چمبلوک را از سالها پیش آغاز کرده بودم اما به جهت سختی کار ( نگارش داستان با گویش گرگانی ) و برخی حساسیت ها ، بارها کار را رها کردم تا آنکه در شش ماه آخر سال 88 وقت بیشتری برای آن گذاشتم و در نهایت با ارسال آن برای کسب مجوز ، درخواست ما در 23 فروردین 89 در اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت و انتظارم برای دریافت مجوز آغاز شد .

سیر دریافت مجوز کتاب ماه ها به طول انجامید و در پایان با حذف یک جمله ، در 15 آذر 89 مجوز چاپ چمبلوک با شماره پروانه 7045 و شماره شابک 3- 49- 9983- 964-978 در 124 صفحه و با قطع خشتی کوچک از سوی اداره کل امور کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شد.

***

چمبلوک که ویژگی اصلی آن نگارشش به گویش گرگانی می باشد در 5 داستان مجزا به حاشیه های زندگی خانواده ای گرگانی و ساکن در یکی از محلات بافت قدیم پرداخته و در خلال بیان این داستان ها، گریزی نیز به آداب و رسوم مردم گرگان و مسائل مرتبط با این دیار زده میشود.

شخصیت های اصلی داستان های چمبلوک ، امید پسر بزرگ خانواده ، نَنجان مادر مادر خانواده و یا همان مادربزرگ ، ممد و زرا دو فرزند دانشجوی خانواده ، و مادر و پدر خانواده بوده که برای هر یک از این افراد شخصیت پردازی خاص شده است.

چارشنبه سوری ، پارک شهر ، ممانا عید ما ، یَک تعطیل ِ روز ، وختی پییَر ما دارا مشه ، عناوین 5 داستان چمبلوک هستند که در هر کدام به یک موضوع به صورت اصلی و چند موضوع به صورت فرعی پرداخته میشود .

در این بین در انتهای هر صفحه معانی کلمات گرگانی به کار رفته در صفحه آورده شده است .

***

مقدمه کتاب :

 قسم به این شهر

شهری که تو در آن سکونت داری

                                                         « سوره بلد ، آیات یک و دو »

*- گرگان را دوست دارم . نه ، بهتر است بگویم با تمام وجود به این شهر عشق می ورزم. شهری که اولین بار دنیا را از دریچه ی آن به تماشا نشستم و نفس کشیدن ، گام برداشتن ، سخن گفتن ، عشق ورزیدن ، آموختن و همه و همه چیز را از آن آغاز کردم.

بی اغراق و فارغ از هر بازی کلامی ، خود را بسیار بدهکار شهری میدانم که مرا در دامان خود و در کوچه پس کوچه های پرخاطره اش ، طبیعت سِحر انگیزش و در میان مردمان دوست داشتنی اش پروراند و هر آن چه به عنوان داشته ی ذهنی و یادگار دارم به آن تعلق دارد.

«چَمبُلوک » یک ادای دین و تلاشی هر چند کوچک برای جبران بخشی از بدهی ام به خاستگاه بهتر از جانم گرگان است تا شاید با انتشار آن در این روزهای سرشار از آشفتگی ام کمی آرامش دشت کنم.

**- گویش ریشه دار گرگانی این روزها در خاستگاه خود بسی غریب و تنهاست . از سویی به جبر زمانه و براساس سرنوشت محتوم حاصل از ارتباطات گسترده موجود در دنیای امروز و به تبع آن حرکت به سوی یکسان سازی و قربانی شدن خرده فرهنگ های بومی ، آرام آرام رو به فراموشی بوده و از سوی دیگر به جهت برخی بی مهری های روا شده بر آن و کم توجهی در راستای ثبت ، احیا و ترویج آن و صدالبته ، بی تفاوتی فرزندان گرگان به میراث نیاکان این سرزمین ، روز به روز از میزان واژگان گرگانی مورد استفاده در محاورات ساکنان این سامان کاسته میشود .

پس ، از سالیان گذشته نوشتم و خط زدم تا به زعم خود در قالب پنج داستان مرتبط با گرگان ، هم برخی سنن گذشته و نیز دغدغه های امروز این دیار را بیان کرده و هم از سوی دیگر ، گامی در جهت آشنایی نوجوانان و جوانان گرگانی با اصطلاحات این گویش برداشته و موجبات تجدید خاطره ای را نیز برای میانسالان و جهاندیدگان فراهم نمایم.

***- با توجه به تلفظ های متفاوت برخی کلمات در گویش گرگانی توسط گویش وران ( به عنوان نمونه مِخوام و مُخوام ) ، سعی نمودم به جهت آشنایی خواننده ی متعلق به نسل امروز ، هر دو یا چند گونه تلفظ کلمات در مسیر داستان ها آورده شود. گاه نیز تلفظ عامیانه کلمات نگاشته شده است.

****- بسیاری از واژگان مورد استفاده در چمبلوک از دو کتاب " ضرب المثل ها ، کنایات و باورهای مردم گرگان " و " اوسانه زندگی " از آثار گرگان پژوه گرامی و پرتلاش اسدالله معطوفی وام گرفته شده که به همین بهانه لازم میدانم یادکردی از ایشان و همه ی آنانی که در طول تاریخ این سرزمین در جهت احیای نام باشکوه گرگان تلاش کرده اند داشته باشم.

*****- و ...

***

" چمبلوک " به غیر از " اوسانه زندگی " اسدالله معطوفی که اولین بار پیش از انقلاب نگارش و سپس بعد از انقلاب تجدید چاپ شده است ، تنها کتاب داستان منتشر شده در 32 سال بعد از انقلاب به گویش گرگانی است که البته امیدوارم با چاپ کتاب های دیگر اساتید بزرگوار چه در قالب شعر و یا داستان و نیز به صحنه رفتن بیش از پیش نمایشنامه ها به این گویش ، سُرایش ترانه ها با این گویش شیرین ، تهیه نوارهای قصه کودکان با استفاده از گویش مذکور ، و ... گام های بلند و کیفی تری به جهت حفظ و ترویج این میراث گرانبهای نیاکان این سرزمین برداشته شود .

و پایان سخن آنکه ؛ عاشقانه گرگان سرزمین متفاوتی که همه خاطره هایم از آن نشات گرفته را دوست دارم و ... .

محل توزیع چمبلوک :

کتابفروشی ها و دکه های مطبوعاتی گرگان

مرکز توزیع : نشر پیک ریحان گرگان ٢٢٣٩٠٩٨

پی نوشت یک : زحمت انتشار و توزیع " چمبلوک " بر عهده نشر پیک ریحان گرگان بوده و امور چاپ آن را چاپخانه گرگان متقبل شده ، علاوه بر آن بسیاری از دوستان با لطف بسیارشان به بنده یاریگر اینجانب در کلیه مراحل کار بوده اند که ذکر نام آنها مجالی دیگر میخواهد.

پی نوشت دو : چمبلوک در گویش گرگانی نیشگون ( ویشگون ) معنا میدهد که با توجه به طنز تلخ کتاب این نام را انتخاب کرده ام .