گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

این سه گرگاندوست
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩
 

سه نفر را به خاطر گرگاندوستی شان بسیار دوست دارم . سه نفری که هر یک خود را به نحوی وقف گرگان کردند و در این بین شاید آن طور که می بایست عملکردشان به دیگران معرفی نشد و حق مطلب درباره شان ادا نگشت.

آنها در همین نزدیکی ما هستند شاید همسایه شما باشند و شاید گاه به گاه نیز با آنها چشم به چشم شوید و البته بدون اطلاع از حقی که آنها به گردن شهر ما دارند بی تفاوت از کنار آنها بگذرید.

 آن سه بزرگ دکتر اسدالله معطوفی ، مهندس محمدمهدی ایزدپناه و دکتر عبدالقیوم ابراهیمی هستند که لااقل عملکردشان برای گرگان و گذشتن از خود آنها برای این دیار ، تاثیر بسیاری بر نگارنده داشته است.

اسدالله معطوفی

معطوفی را به حق باید دایره المعارف زنده گرگان زمین نامید. گرگان پژوه بزرگی که زندگی اش را وقف تحقیق درباره فرهنگ و تاریخ گرگان کرده و روایت گر بسیاری از رویدادهای تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی این دیار از قرن های گذشته تا به امروز بوده است.

مردی که با بیش از چهار دهه ممارست و تحقیق درباره گرگان از جنبه های مختلف ، زندگی اش را معطوف به گرگان کرده و صد البته با نگارش بیش از 20 کتاب و دهها مقاله ، نقش به سزایی در معرفی این دیار از جنبه های گوناگون چه گویش استرابادی ، فولکلور ، تاریخ ، مفاخر ، معماری ، و ... داشته است.

دکتر اسدالله معطوفی

در این بین بسیاری معتقدند که کتاب های معطوفی و نیز مقالات وی در دهه های 60 و 70 در نشریات سراسری به جهت معرفی پیشینه و فرهنگ و تاریخ گرگان یکی از علل زمینه ساز ایجاد تشکیل استان جدید در این منطقه بوده است.

اما در این بین هیچ گاه حق مطلب درباره پدر تاریخ گرگان که نوشته ها و پژوهش ها و البته سخنان شیوایش در معرفی گرگان ، نقش بسیاری در خودباوری اهل فرهنگ این دیار داشته ، ادا نشده است و این چهره بزرگ که تلاشش برای گرگان بدون دریافت کمترین کمک از ارگان ها و ادارات و نهادها بوده ، بدون های و هوی و تبلیغ ، در خلوت خویش و البته قدرناشناسی و بی تفاوتی ما و گاه ناسپاسی عده ای باز برای گرگان می نویسد و می نویسد و می نویسد.

محمدمهدی ایزدپناه

ایزدپناه ستاره بسکتبال گرگان ، کاپیتان تیم ملی ، مدیر فنی و سرمربی تیم های ملی جوانان و امید و بزرگسالان ایران و سوپر استار بسکتبال آسیا بوده است . در این بین هر چند موارد مذکور را می توان به عنوان موفقیت های ورزشی یک شهرستانی از شهر کم امکاناتی همچون گرگان آن هم در دهه 70 و اوایل دهه 80 ارزیابی کرد لیکن آنچه که ایزدپناه را ایزدپناه کرده است حس والای گرگاندوستانه وی بوده است.

ایزدپناه در سال هایی که همگان از او به عنوان یک نابغه باهوش و سختکوش در بسکتبال ایران یاد می کردند و تیم های متمول تهران و اصفهان سخت به دنبال جذب وی بودند ، علیرغم هزار نیاز مالی خود و خانواده ، حاضر نشد پیراهن تیم بسکتبال گرگان را از تن به در کند و تا زمانی که او را در گرگان می خواستند با جان و دل برای این دیار تلاش کرد و البته تلاش هایش سبب در رونق ماندن بسکتبال در گرگان و کشاندن هزاران جوان به سالن های ورزشی به جای بیغوله ها و طنین نام گرگان در آسمان بسکتبال ایران گشت.

ایزدپناه در چند سال گذشته علیرغم پیشنهادات متعدد مالی در عرصه سر مربیگری ، باز نیز نیمکت گرگان را انتخاب کرد لیکن در این بین حاشیه ها ، مشکلات کمرشکن مالی ، عدم تحقق وعده ها و .... در برهه هایی سبب نتیجه نگرفتن تیم شد و در این میان عده ای تازه به میدان آمده بی خبر از تلاش های ایزدپناه برای گرگان ، بدترین توهین ها را به وی کرده و از سویی دیگر ، ایزدپناه با این همه تجربه و دانش بین المللی بسکتبال امروز حتی عرصه ای برای آموزش نونهالان و نوجوانان گرگانی نیز نمی یابد.

هر چند که نقدهایی به ایزدپناه وارد است ، لیکن با او که هم صحبت میشوی چنان عشق به گرگان را در او شعله ور می بینی که با وجود این همه تلاش برای سرآمدی بسکتبال گرگان و زنده نگهداشتن چراغ این رشته دانشگاهی در این دیار ، باز از دِین و بدهی خود به گرگان دم میزند.

عبدالقیوم ابراهیمی

وی در سال 66 ، با کمک خیرین و نیکوکاران گرگانی و مسئولین وقت استارت فعالیت دانشگاه آزاد گرگان را در دو اتاق کوچک در ساختمان میرصادقی واقع در فلکه مازندران با پذیرش 60 دانشجو زد و در این بین با پیگیری و تلاش بسیار ، در گذر زمان ساختمان های اداری و آموزشی و رفاهی و ... دانشگاه را در خرگوش تپه ساخت.

دکتر ابراهیمی در سال هایی که دانشگاه آزاد گرگان بسان نهالی نوپا می مانست با وجود مدارج علمی از هیچ تلاشی برای بالندگی دانشگاه فروگذار نبود و در این بین گاه در غروب های پنجشنبه او را میتوانستی در امام زاده عبدالله بلندگویی در دست مشغول جمع آوری کمک از همشهریان برای تکمیل دانشگاه ببینی و گاه نیز مشغول حمل آجر و مصالح به دانشگاه با پژوی شخصی خود.

دکتر عبدالقیوم ابراهیمی موسس و بنیانگذار دانشگاه آزاد گرگان

یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه از روز اول تحصیلی اش می گوید که فردی را در حال رسیدگی به گل های محوطه دانشگاه دیده ، لیکن همان فرد را روز بعد در جلسه توجیهی دانشجویان جدید الورود با کت و شلواری در ردیف اول دیده و این سئوال برایش پیش می آید که " باغبان دانشگاه را به اینجا چه کار ؟ " و در این بین با پشت تریبون رفتن دکتر در لحظاتی بعد در می یابد که او دکتر ابراهیمی نامدار رئیس دانشگاه بوده است.

آری ، دکتر خود را وقف دانشگاه آزاد گرگان و علم آموزی فرزندان گرگان و ایران کرد و دانشگاهی که با تلاش های او و چهره هایی هجون زنده یاد رضایانی ها و ... نیات خیرخواهانه نیکوکاران شهر همچون ریحانی ها و ... بنا شد امروز علاوه بر تحویل هزاران تحصیلکرده به جامعه ، 8 هزار دانشجوی در حال تحصیل را در مقاطع کاردانی تا دکترا دارد و اینها محصول تلاش دکتر ابراهیمی و همراهانش بود که بی هیچ ادعایی عشق به سرزمین مادری شان گرگان در کلام و رفتارشان موج میزد و می زند.

پی نوشت یک : در دوره فعالیت مطبوعاتی ام با هر یک از این سه چهره گرگاندوست ، گفت و گوهای مفصلی داشته ام که از تولد تا به آن زمانشان را در بر می گرفت.

پی نوشت دو : مطمئنا به غیر از این چهره های گرگاندوست ، هستند افراد دیگری که هر یک با عشق شان به این دیار در جهت توسعه و پیشرفت گرگان از جهات گوناگون تلاش کرده لیکن حق مطلب درباره آنان نیز ادا نشده است.

پی نوشت سه ( بی ربط به متن ) : خدا را شکر که باران آمد.