گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

پراکنده / از حاشیه های اتکا گرگان تا یادکرد صالح سری
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩
 

* - چند روزی در مینودشت و جنگل های پیرامون آن بودم. به عنوان ماموریت اداری مرتبط با مهار آتش در دهستان دوزین مستقر بوده و البته از فرصت استفاده کردم و با همراهی دوست فیلمبردارم ، قصد کردم فیلم مستندی تحت عنوان " آن شب آتش در گلستان .... " با موضوع تلاش نیروهای مردمی منطقه برای مهار آتش ساخته و گامی عملی برای تحقق یکی از آرزوهایم ( فیلم سازی ) بردارم.

شاید فیلم مذکور کمی حالت اداری به خود گرفته باشد لیکن در خلال تصویربرداری آن صحنه های جالبی از همکاری روستائیان ساده دل و بی ریای آن منطقه در مهار آتش دیدم که برایم بسیار جالب می نمود.

بماند اینکه چند باری نیز در پیمایش ارتفاعات جنگلی دچار مشکل شدم که حالا که به آن صحنه ها و سُر خوردن های پیاپی ام در روز اول و سقوط کفش هایم به ته دره و ... که فکر میکنم خودم نیز خنده ام میگیرد.

** - از امروز مقدمات چاپ " چَمبُلوک " را آغاز میکنم . بعد از حذف جمله ای که بازبین های وزارت ارشاد بر نبود آن در کتاب نظر داده بودند ، دوباره پرینت کتاب و فایل pdf آن را به تهران فرستاده تا آنکه غروب 16 آذر مجوز نهایی به گرگان رسید.

قرار شده کتاب را با جلد سخت و کاغذ گراف در تیراژ 2 هزار نسخه و با قیمت 3500 تومان عرضه نمایم .

دوستان عزیزی تا بدینجای کار جهت چاپ ، تبلیغات و فروش کتاب نهایت همکاری را داشتند که مطمئنا بدون همراهی آنها ، پیمودن این مسیر برایم دشوار می نمود که از همین جا از تک تک شان کمال تشکر را دارم.

*** - جمعه هفته گذشته برای تماشای یکی از بازی های اتکا گرگان به استادیوم 15 هزار نفری رفته بودم . جالب بود برام جز چهل پنجاه نفر که بعضی هاشان به جهت نبود سرویس حتی با پای پیاده فاصله گرگان تا کریم آباد را طی کرده بودند کسی داخل استادیوم نبود . یاد روزهایی افتادم که چند هزار نفر برای دیدن بازی های اتکا که مدعی صعود بود به همین استادیوم می آمدند و با ذوق و شوق رقابت های تیم را دنبال می کردند ولی افسوس که به علت سو مدیریت ، مشکلات مالی ، تفرقه ، ترجیح منافع شخصی به مصلحت باشگاه ، و ... تیم در انتهای جدول دست و پا میزند و به غیر از چند ده نفر که بیشتر عاشق هستند ، رقابت های اتکا غریبانه دنبال میشود.

خیلی دلم میخواهد در یک فرصت مناسب به بیان برخی مسائل درباره این تیم بپردازم اما فعلا به همین نکته تاسف آور بسنده میکنم که یکی از مربیان سابق و البته بومی این تیم که در بین تماشاگران نشسته بود عجیب حال میکرد با گل نزدن تیم و ضعیف بازی کردن آن . گویی این روزها حاشیه های اتکا گرگان بیشتر از متنش شده است.

****- هر چند دیر ولی خالی از لطف نیست که از طریق لینک زیر نوشته ای را درباره مرحوم احمد صالح سری پیر آموزش و پرورش گرگان را بخوانید.

http://irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30079701