گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

حاشیه ای بر نشست مقدماتی جشن روز گرگان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩
 

ساعت 11 صبح شنبه 30 مرداد ، سالن جلسات شورای شهر گرگان - نشست کمیسیون فرهنگی شورا است و جمعی از فعالان فرهنگی اجتماعی شهر و منطقه با دعوت صورت گرفته برای بیان پیشنهادات خود جهت اجرا در روز گرگان ، در میان شورائیان حاضر شده اند.

ریاست جلسه بر عهده قاسم حاجی محمدی رئیس کمیسیون فرهنگی است و دوستان یک به یک به بیان نظرات خود می پردازند. مشغول صحبت و بیان پیشنهاداتم هستم که حبیب الله قلیشلی رئیس شورا وارد میشود و شنونده بخش آخر صحبت هایم میشود.

آغاز کلامم با خواندن بخش هایی از کتاب " بار دیگر شهری که دوست می داشتم " زنده یاد نادر ابراهیمی بود . کتاب پرفروشی که در آن نامی از گرگان برده نشده لیکن جای جای آن ذکر مکان ها و حال و هوای گرگان است ؛ آلوچه باغ ، خیابان ملل ، بهار نارنج و ... تا هر خواننده آشنا به گرگانی دریابد شهر دوست داشتنی و مورد اشاره نویسنده گرگان بوده ، گرگانی که نویسنده فقید وصیت کرده بود او را در ناهارخورانش دفن کنند.  " آلوچه باغ خیابان ملل شده است . دوست داشتن در خیابان ملل چقدر مشکل است . دیگر باران بر سفال ها صدا نمی کند .... "

پیشنهاداتم را گفتم و پایان سخنم نیز شعری در وصف گرگان بود . " کشید اینجا دگر چون حسن تعبیر / قلم در رقص آمد حین تحریر / که ایرانم چه والا سرزمینیست / که هر ناحیتش زیبا نگینیست / ولی گرگان نگینی از زبرجد / و در بین سران نامش سرآمد / به پای نام این پاکیزه این خاک / چه سرهایی که درغلتیده در خاک / که تا گرگان ز صدها معبر خون / رسید و آمد اینک تا به اکنون / چنین بودست زین پس هم چنان باد / و نام پاک گرگان جاودان باد.

حبیب الله قلیشلی رئیس شورا میکروفونش را روشن کرد ، بر روی صندلیش جا به جا شد و گفت : من در شهرهای مختلف مسئولیت داشته ام ، ساری ، قائمشهر ، خوانسار و ... . خب در همه این شهرها از این عشق به شهر و دیارها شنیده ام . ... اما باید متوجه باشیم که به گرگان پرستی نرسیم . نباید به ستیز با دیگران بپردازیم . خیلی سال پیش دوره دبیرستان که از روستا به گرگان آمده بودم به من میگفتن بچه داهاتی . روی این حساب من رفتم تحقیق کردم دیدم خیلی از اینها که داعیه گرگان دارند گرگانی نیستند و منی که به من آن حرف را می زدند خیلی بیشتر سابقه و اصالت دارم. خیلی تحقیق کردم رو حساب این حرفی که به من زده بودند . اصلا گرگانی کم هستند باید همه قومیت ها را در اینجا در نظر بگیریم . خیلی کم هستند گرگانی. نباید تعصب داشته باشیم . باید حواس ما باشد به این در برنامه روز گرگان و کارهایمان ... .

رئیس شورای شهر گفت و گفت و گوئی چندان نظر مساعدی بر برگزاری جشن روز گرگان نداشت و البته بیشتر بر مباحثی تاکید میکرد که ضرورتی برای بیان آن در جلسه مذکور نبود.

خیلی دلم میخواست نقدی بر سخنانش داشته باشم اما در وقت خود صحبت کرده بودم و پس به ناچار از سیامک دربیگی تقاضا کردم بخشی از زمان خود را به من داده تا بگویم " جناب آقای قلیشلی ، شما در عرصه فرهنگ کار کرده اید و مسلما باید نقد پذیر باشید . آقای قلیشلی مطمئن باشید منی که پدر و مادرم در گرگان به دنیا نیامده و از کودکی پا به این دیار گذاشته اند به عنوان کسی که در گرگان رشد یافته چه مرا مهاجر بدانید چه بومی ، خود را ملزم به احترام نسبت به گرگان ، داشتن عشق به فرهنگ این دیار و آداب و رسوم و تاریخ این منطقه ، و تلاش برای توسعه گرگان میدانم و از این رو باید بپذیرم به عنوان یک ساکن گرگان به این دیار و مولفه های فرهنگیش احترام بگذارم.

جناب آقای قلیشلی منی که در گرگان زندگی میکنم حال ریشه ام از هر جا باشد باید به عنوان یک شهروند که در این دیار زیست میکند بپذیرم که نسبت به گرگان تعهد دارم و به آن مدیونم. به این شهر بدهکارم ، همانگونه که جنابعالی چه به عنوان یک مسئول  و یا شهروند به گرگان بدهکارید و باید ادای دین کنید.

آقای قلیشلی ، کجای پیشنهادات دوستان رنگ تعصب داشت و یا ستیز با دیگران ، کی صحبت از گرگان پرستی شد بلکه بحث بر سر گرگان دوستی است و هر که دل در گرو گرگان داشت و با آن ستیز و کینه نداشت یک گرگاندوست است. چرا دیگران میتوانند به اجرای برنامه های فرهنگی و آئینی خود بپردازند اما هر وقت در گرگان تصمیم بر آن شد قدمی برای نمایش فولکلور ، فرهنگ ، گویش و تجلیل از مفاخر گرگان برداشته شود از آن سوی بام افتاده و به آن انگ تعصب و گرگان پرستی و مبارزه با بقیه زده میشود و در آن اما و اگر می آید؟ آیا عشق ورزیدن به گرگان جرم است ؟

جناب آقای قلیشلی شاید این سخنان و موضع شما ریشه در حرفی دارد که در دوره دبیرستان شنیده اید ، این را بدانید که شاید به من نیز از جنس این سخنان گفته شده لیکن این که دلیل نمیشود بخواهم عشقم را نسبت به گرگان از دست بدهم . ما همه به گرگان بدهکاریم . اما گویی شما با اصل برگزاری برنامه روز گرگان مخالفید . بماند که این سخنان نفی کننده کسوت و فعالیت های فرهنگی جنابعالی نیست و تنها نقدی است بر کلام شما بزرگوار "

رئیس شورای شهر میکروفونش را روشن کرد و در پاسخ گفت : " نه ، این چه حرفی است ؟ اصلا اینگونه نیست و منظور من اصلا این نبوده . اگر یک نفر در این جمع همچنین برداشتی از سخنان من داشته بگوید تا من ...  "

محمود اخوان مهدوی از آن سو دست بلند کرد و گفت : " من هم برداشتم از سخنان جنابعالی مانند برداشت آقای نصیبی بوده است . "

پی نوشت : مقصود از این نوشته خدای ناکرده نه بیان عملکرد خویش است و نه  نفی مسئول پیشکسوتی که با رای مردم وارد شورا شده است بلکه مراد بیان سختی و موانع تلاش برای گرگان جهت دوستان است . دوستان روز گرگان که با همه حرف و حدیث هایش می آید و می رود اما بدانیم که اگر دل در گرو گرگان داریم و میخواهیم کاری برای شهر متفاوت و مستعد اما مظلوم ما کنیم کار سختی را در پیش داریم . چنان سخت که باید اول مسئولانی که وظیفه دفاع از این دیار را بر عهده دارند ، توجیه کنیم تا لااقل اگر همراه ما نیستند در مقابل ما نیز نباشند . دوستان راه دشوار است لیکن مطمئن باشید نتیجه ادای دین ما به گرگان بسیار شیرین.

- - - - - - - - -

نوشته جدید احسان ارشاد با موضوع " لزوم ایجاد تقاطع های غیر همسطح در گرگان " را در وبلاگ گرگان امروز و از طریق نشانی زیر بخوانید.

http://gorganemruz.persianblog.ir/