گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

و آنان از زندگی در گرگان ترس دارند
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

در جمعی نشسته و مشغول گفت و گو بودیم . همسر یکی از دوستان که دانشجو بود از اتفاقی که برای یکی از همکلاسی های غیر بومی اش در گرگان اتفاق افتاده بود میگفت. کیف قاپان موتورسوار در شهرک دخانیات به جهت ربودن کیف دختر دانشجو به وی حمله و از آنجا که کیف به دور بدن دختر میپیچد این دانشجوی بی نوا روی هوا چرخی میخورد و با صورت بر روی زمین کشیده میشود .

براساس گفته های مطرح شده در آن جمع ، آسیبی که از لحاظ روحی به آن دختر غریب وارد شده چنان بوده که مادر وی ناچار شده سریعا با طی صدها کیلومتر راه خود را به گرگان رسانده تا در فصل امتحانات دختر را که بیم داشته به تنهایی از خانه بیرون بیاید هر روز تا دانشگاه رسانده و سپس به خانه برگرداند. بماند که چند روز بعد از حادثه که راوی او را در دانشگاه دیده هنوز به شدت لرزش دست داشته است.

راوی در ادامه گفت یکی دیگر از همکلاسی های غیربومیش چندی پیش در حال تردد در خیابان با ضربه محکم سرنشین موتورسیکلتی که در حین حرکت از روی آزار با شدت با کف دست به پشت کمر او ضربه زده مواجه شده است.

پرسیدم : " خب با این اتفاقات نظر آنها نسبت به گرگان چیه ؟ "

جواب جالب بود و قابل انتظار : " به شدت از گرگان می ترسند "

در همان جمع فرد دیگری از اتفاقی که برای یکی از آشنایانش در کمربندی افتاده بود میگفت ؛ " دو خانم سوار بر پراید در حال گذر از کمربندی بودند که دو موتور سیکلت بدون مقدمه آنها را تعقیب و چند لگد حواله بدنه ماشین کردند "

ناگاه یادم از حادثه ای که عید سال گذشته برای یکی از دوستان مشترک آن جمع افتاده بود آمد . محمد الف مهندس عمران و کارمند بنیاد مسکن گرگان بود که دو سرنشین موتورسیکلت با هدف ربودن موبایل وی او را چنان با کارد سلاخی کردند که به گفته پزشکان محمد بسیار خوش شانس بود که از مرگ نجات یافت .

محمد بعد از آن حادثه چنان که 21 فروردین 88 در وبلاگ نوشتم آنقدر از لحاظ روحی آسیب دیده بود که مدتی بعد از کار استعفا داد ، زندگی متوسطش را به حراج گذاشت و نه تنها از گرگان بلکه از ایران رفت. ( http://gorganma.persianblog.ir/post/540/ )

موضوع صحبت جمع بعد از مدتی عوض شد اما من همچنان در این فکر بودم که آیا جرم  این تبهکاران ، نه بهتر بگویم جانیانی که معلوم نیست از کجا آمده و اینچنین در شهر قدرت نمایی کرده و سبب ساز ایجاد نامنی و بدبینی نسبت به دیار تاریخی و بافرهنگ گرگان و ... میشوند بیشتر است یا آن دختر و پسری که موی اش را آرایش فلان کرده و برای برخورد با او گشت های ویژه و ... در شهر جولان میدهند؟

راه را اشتباه نرویم .