گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

گزارش پیمایش دیوار گرگان / سختِ شیرین
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

 

دوشنبه 27 اردیبهشت 89 ، ساعت 14 - محوطه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در کوی سرچشمه گرگان

در حیاط میراث تک و توک دوستان ایستاده و مشغول صحبت با یکدیگرند ، هوا نیز به شدت گرم و آزاردهنده است. سیدمهدی شریف موسوی فعال زیست محیطی به توزیع کاورهای متحدالشکلی که بر آن عبارت " دیوار تاریخی گرگان ؛ نماد سربلندی ایرانیان" نقش بسته می پردازد.

 عبدالرضا چراغعلی عضو شورای شهر که بانی اصلی این حرکت بود نیز به همراه دخترش زهرا به توزیع حلوایی که دور آن با شمع تزئین شده میپردازد.

مهستی قدس ولی مسئول روابط عمومی شهرداری نیز در این بین به شوخی و جدی به تهدید بقیه میپردازد که " چون حرکت را کاملا مردانه کرده و خانمها در آن حضور ندارند بر علیه همه تان مطلب مینویسم "

اکثر افراد حاضر در جمع را میشناسم ولی فرصت آشنایی با برخی تاکنون برایم حاصل نشده است . مشغول تماشای خانه تاریخی که میراث استان در آن واقع شده هستم که صدا و سیمائی ها با دو گروه که گویی یکی از بخش خبر و دیگری برنامه در شهر است می آیند و به گفت و گو با حاضران می پردازند.

با تکمیل نفرات در ساعت دو و نیم بعد از ظهر ، نشست مشترک با حضور کریمی شهردار گرگان ، فعالی مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری ، و چراغعلی و میقانی و کلاتی اعضای شورای شهر آغاز میشود.

فعالی در سخنان خود با تقدیر از انجام این حرکت ، به اعتباراتی که از سوی نهاد متبوعش جهت تملک ، ترمیم و احیا باقت تاریخی گرگان در نظر گرفته اشاره میکند که صد البته امیدواریم این موضوع خارج از شعار ، در عمل رنگ واقعیت به خود بگیرد.

عبدالرضا چراغعلی عضو شورای شهر گرگان نیز به اهداف این حرکت که زدودن غبار از چهره تاریخ با شکوه گرگان است اشاره و ابراز امیدواری میکند اقدامات اینچنینی از سوی گرگاندوستان تداوم داشته باشد.

سیدمهدی شریف موسوی نیز متن سرود پیمایش را که به جهت همنوایی اعضا در مسیر برنامه ، تهیه کرده قرائت و مورد تشویق حاضران قرار میگیرد.

با پایان برنامه به داخل حیاط میراث آمده و افراد بعد از گذشتن از زیر قرآن ، در حالیکه کاورها را به تن کرده اند به صورت دسته جمعی عکس یادگاری میگیرند.

با خروج از درب حیاط میراث به سوی هتل خیام یا به قول حاضران هتل کاروان حرکت کرده تا با سوار شدن بر اتوبوس شهرداری گرگان ، حرکت خود را آغاز نمائیم.

وای کولر اتوبوس خراب شده است و از این رو بالاجبار میبایست پنجره ها را باز تا شاید باد گرم ، کمی از تعریق ما بکاهد.

با استقرار افراد در داخل اتوبوس راس ساعت سه و پنج دقیقه حرکت خود را از سمت جاده آق قلا آغاز میکنیم.

بحث داخل اتوبوس بین افراد گرم گرم است و هرکس با بغل دستی یا جلویی یا پشت سری مشغول صحبت است. عده ای نیز به ته اتوبوس که به جهت برداشته شدن صندلی هایش محوطه ای کفی است رفته و مشغول گپ و گفت هستند که من هم به سراغ آنها میروم.

با گذر از آق قلا و رسیدن به جاده انبار الوم به سمت شرق منحرف میشویم . حمید عمرانی رکاوندی معاون میراث فرهنگی و مسئول پایگاه پژوهشی دیوار تاریخی گرگان در این بین  از جا برخاسته و با نشان دادن بقایای دیوار به ارائه توضیح می پردازد و انسان امروز در عجب میماند از کار بزرگ پیشینیان که در بیش از 15 قرن پیش اینگونه گسترده بنایی ساخته اند . بنایی با 200 کیلومتر طول و عرض دو تا ده متر و با استفاده از آجرهای 40 در 40 در 10 که البته در مسیر خود دارای قلعه های بسیار ، خندق ها ، کوره های آجرپزی ، سد و کانال های هدایت آب بوده است.

عمرانی میگوید : تحقیقات انجام شده حاکی از وجود پادگان های عظیم در طول مسیر دیوار گرگان و شواهدی مبنی بر وجود و استقرار دهها هزار سرباز در 36 قلعه دیوار تاریخی گرگان بوده است.

وی می افزاید : به استناد برخی منابع جغرافیای تاریخی این دیوار تا مرو هم ادامه داشته است که البته بررسی صحت این مطلب مستلزم انجام بررسی های میدانی باستان شناسی در منطقه است.

با گذر از حاشیه سد وشمگیر به روستاهایی رسیدیم که میشد استفاده اهالی را از آجرهای دیوار تاریخی در ساخت خانه هایشان دید . موضوعی حسرت بار که گویی به جهت عدم حفاظت مناسب از دیوار و البته بی اطلاعی ساکنان روستاها صورت گرفته است.

حسرت خود را با عمرانی رکاوندی در میان میگذاریم و او میگوید : متاسفانه ٣٣ روستا در حاشیه و روی دیوار تاریخی بنا شده است.

ساعت ۶ غروب بود که به روستای مالای شیخ کینگ لینک رسیدیم و برای دیدن دو قلعه متعلق به دیوار گرگان ، از سیم های خاردار و مزارع کشاورزی گذر کردیم .

این دو قلعه سالیان دور محل استقرار سربازانی بوده که برای دفاع از وطن و علی الخصوص گرگان و دشت از هجوم هپتالها در آن مستقر می شده اند.

پس از مشاهده قلعه ها و شنیدن توضیحات عمرانی که اجزای قلعه ها را برای جمع بیان میکرد در حالی که دست ها را به حالت اتحاد بالا برده بودیم عکسی به یادگار گرفتیم و به راه خود ادامه دادیم.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.


آفتاب در حال غروب بود و از آن سو عطا بردی خانی دوست ترکمنم که میزبانی ما را در روستای تمر قره قوزی کلاله بر عهده داشت با تماس هایش خبر از انتظار خود و اهالی برای استقبال از گروه میداد.

پس به حرکت خود ادامه داده و در ساعت ٨ و ربع غروب در ابتدای روستا ، با جمعی از اهالی ، اعضای شورا و دهیار مواجه شدیم که به جهت استقبال از گروه تجمع کرده بودند . دختر کوچک عطا بردی خانی نیز در حالی که لباس سنتی ترکمنی پوشیده بود به جمع خوشامد گفت و از آنها با شیرینی مخصوص استقبال کرد.

با گروه مستقبلین عکسی به یادگار گرفتیم و سپس راهی منزل خانی مهمان نواز شدیم که پذیرای ٢٩ مهمان از گرگان بود.

خانواده خانی در آن شب کاری کردند کارستان و چنان به گرمی از اعضای گروه استقبال کردند که گویی خستگی همه از تن به در شد.

پس از خوردن شام که همان چکدرمه ترکمنی بود شریف موسوی چند شعر به گویش گرگانی خواند و سپس کیوان صالحی با طنزپردازی هایش خنده را به لب حاضران آورد.

در ادامه مجید ربانی دو تار نواز چیره دست ترکمن با هنرنمائی هایش جمع را به وجد آورد.

پس از صرف چای که به رسم ترکمن ها در پیاله صرف شد مدتی به گپ و گفت گذشت و سپس آرام آرام یا در اتاق ها یا روی سکوی دل باز و یا زیر نور ستاره ها در حیاط به درون رختخواب ها خزیدیم.

 

سه شنبه ٢٨ اردیبهشت ٨٩ ساعت ۵ صبح - روستای تمرقره قوزی کلاله

ساعت ۵ صبح با صدا و پتو کشیدن و ... مهندس چراغعلی از خواب برخاستیم. خانی به همراه دو پسرش و البته خانم بزرگوارش مشغول آماده کردن صبحانه بودند . خانم وی برای جمع نان گرم می پخت و پسرانش صبحانه را در بشقاب ها جای میدادند و خانی نیز مشغول پهن کردن سفره و آماده کردن چای و ... بود . به حقیقت هم من و هم بقیه اعضای گروه مبهوت این همه محبت مرد نجیب ترکمن و خانواده اش شده بودیم ، محبتی که میشد از سر و ته آن کاست و به یک گونه ای سَنبلش کرد اما الحق و الانصاف آنها برای ما سنگ تمام گذاشتند.

بعد از صرف صبحانه در آن حیاط با صفا و گرفتن عکس های یادگاری ، حرکت خود را به صورت پیاده راس ساعت ۶و ۴۵ دقیقه صبح آغاز کردیم.

متاسفانه در برخی خانه های این روستا نیز از بقایای آجرهای دیوار در ساخت بنایشان استفاده شده بود و از این رو افسوس و صد افسوس.

در راه و در حال گذر از کنار پستی و بلندی های حاشیه دیوار ، همراه با توضیحات  عمرانی بقایای دیوار تاریخی گرگان و قلعه ها و خندق ها را مشاهده کردیم و بر اراده ای که سبب شده بود اینگونه این دیوار در طول ٢٠٠ کیلومتر و در هنگامه نبود ماشین آلات و ... ساخته شود آفرین گفتیم.

عمرانی میگفت : سازندگان این دیوار از وجود عوامل طبیعی همچون دره ها و کوه ها نهایت استفاده را کرده و با ارتباط دادن آنها با دیوار هم هزینه کمتری را صرف کرده و هم دشمن را با موانع سخت تری مواجه کرده اند.

در مسیر بقایای آب بندی که سازندگان دیوار برای انحراف آب رودخانه و هدایت آن به سمت کوره های آجرپزی به زیبایی تمام زده بودند دیدیم. این را هم بگویم که سازندگان دیوار برای صرف هزینه کمتر در طول مسیر دیوار اقدام به ساخت کوره های آجرپزی بسیاری کرده بودند.

در حالی که با توصیه بزرگترهای گروه به جهت آسیب نرساندن به مزارع گندم با دقت بسیار از میان خوشه ها میگذشتیم به منطقه ای رسیدیم که چندین آجر دیوار بر روی زمین افتاده بود . به جهت محک وزن آجرهای به کار رفته در دیوار به نوبت یکی از آنها را بلند می کردیم . اغراق نباشد که شاید هر یک حدود ۴٠ کیلوگرم وزن داشت.

هوا گرم گرم شده بود و آفتاب نیز مستقیم بر سر ما می تابید و از این رو آرام آرام آثار خستگی حدود چهار ساعت پیاده روی بی وقفه در چهره افراد هویدا میشد.

پس هنگامی که به روستای گوگجه رسیدیم آبی به سر و صورت زده و پنج دقیقه ای بر روی زمین ولو شدیم . مهندس چراغعلی هم در همان حال به توزیع بسته های اهدایی سازمان نظام مهندسی ساختمان استان  مشتمل بر نوشت افزار و ... بین کودکان اقدام کرد.

بخشی از بقایای دیوار را در گوگجه مشاهده کردیم و بخش دیگر را نیز در حاشیه روستای کولی بایندر.

آرام آرام به پیشکمر رسیدیم. من برای خرید آب معدنی از گروه فاصله گرفته و به جهت طول کشیدن کارم ، آنها از مسیر دیدم خارج شده و به ناچار به چند مسیر فرعی برای یافتن آنها سر زدم . در این بین در یکی از این فرعی ها با هجوم و پارس های وحشتناک چهار سگ مواجه شدم . برای اینکه آنها تحریک نشوند سعی کردم طبیعی رفتار کنم که ناگهان سگ دیگری با غرش از آن سو به من نزدیک شد و من ماندم و یک کوچه خلوت و پنج سگ. یادم از گفته یکی از دوستانم آمد و در حالی که کمی ترس بر وجودم مستولی شده بود ادای کسی را در آوردم که میخواهد سنگی را از روی زمین بردارد. خوشبختانه تا خم شدم سگ ها فاصله گرفته و من هم نفسی راحت کشیده و به مسیر ادامه دادم.

در پیشکمر با گذشتن از تپه حاشیه روستا به بنایی دیگر که اکنون به یاد ندارم قلعه بود یا آتشکده رسیدیم . آنجا بالاترین نقطه دیوار از لحاظ ارتفاع بود و از این رو مکان را برای اجرای سرود دیوار گرگان مناسب دیده و همنوا با شریف موسوی خواندیم و خواندیم.

یه شهریه که مهد تاریخ ایرانه

یه شهری که تاریخش درخشانه

 

صحبت از شهر باستانی هیرکانه

صحبت از ماد و پارت و اشک و ساسانه

 

صحبت از شهر گرگانه گرگانه

صحبت از دیوار تاریخی آنه

 

دیوار نماد فر این سامانه

گام ما دست نوازش یارانه

 

دیوار دیوار ، باز میسازیمت شایان

بی مهری ها را کرده جبران جبران

 

باز میسازیم تو را مثل ساسانیان

با آن قلعه ها و خندق و پادگان

 

باز میسازیم ترا با دل و جان

باز سربازان ما بر آن جولان

 

از آن ارتفاع منظره های اطراف بسیار زیبا بود اما چه کنیم که ایستادن بسیار در آن محل نیز هُر گرمای بیشتری را بر بدن ما جاری میساخت. پس آرام آرام به پائین آمده و به سوی آخرین مقصد که خارج از پیشکمر و بنائی از دل خاک در آمده که گویی با تو از عظمت کار بزرگ پیشینیان به جهت دفاع از گرگان و ایران میگفت ، روانه شدیم.

برای رسیدن به این بنا از روی پلی چوبی که اینسو و آن سوی رودخانه را به هم پیوند میدهد گذشتیم و در کنار و داخل بنا پس از شنیدن توضیحات عمرانی رکاوندی که پا به پای ما آمده بود ، چند عکس به یادگار گرفتیم و سپس در ساعت 14 و 15 دقیقه پس از هفت و نیم ساعت پیاده روی در گرمای بیش از 35 درجه و پیمودن 27 کیلومتر به عشق گرگان به کار خود پایان داده و در کنار رود مشغول صرف غذا شدیم.

بعد از خوردن ناهار و خداحافظی با دو تن از نیروهای میراث که از صبح آن روز با ماشین ، در جاهایی که امکان تردد خودرو وجود داشت به جهت همیاری در هنگام بروز حادثه احتمالی ما را همراهی کرده بودند سوار بر اتوبوس خود شده و به سوی گرگان رهسپار شدیم.

در مسیر نیز دوستان گاه با خواندن شعر به گویش گرگانی و یا ذکر خاطره ، سعی کردند خستگی حاصلاز  ساعتها پیاده روی را تا به حدی از روح جمع به در کنند.

در این بین تشکری نیز از آقای پرویز کیانفر از روسای پیشین تربیت بدنی گرگان که با سن بالای خود لحظه ای جمع را تنها نگذاشت و نیز داود عامری که با پای مصنوعیش تا به آخر همراه ما بود شد و دوستی نیز برای موفقیت همه آنانی که قلبشان برای گرگان میتپد و برای شکوه این دیار هر سختی را به جان میخرند دعائی کرد.

و بالاخره در ساعت 5 بعد از ظهر به گرگان رسیدیم. هر چند خسته اما خوشحال از آنکه لااقل بخشی کوچک از دین خود را به گرگان دوست داشتنی ، مظلوم ، پر راز و رمز ، متفاوت ، و ... ادا کرده ایم.

اسامی حاضران در برنامه : عبدالرضا چراغعلی ، سیدمهدی شریف موسوی  ،علی نصیبی ، محمود اخوان مهدوی ،یحیی شاهینی ،مهدی شاه حیدری ، حمید عمرانی ،پرویز کیانفر ،محمد احمدی ،عماد صالحی ،داریوش علیمی ،آریو مصلحی ذبیح اله نورآبادی ،عبدالعظیم ولی الهی ،سیامک دوربیگی ،بهرام حیدری ، داود عامری ،ابراهیم حقدادی ،احسان برنا ، عبدالرسول حاتم نژاد،سید میلاد امیر حسینی ،حمید رضا کیوانفر ،امید رضایانی ،نیما حاج قاسمی ،جعفر خاندوزی ،کیوان صالحی و ابوطالب ندری.

 عکس های احسان برنا از پیمایش را از طریق نشانی های زیر ببینید:

http://www.iimmgg.com/image/e3c2916d095a7045dde5e2464c814049
http://www.iimmgg.com/image/38a25b2b00155a4d1895df724a10bcaa
http://www.iimmgg.com/image/21c3fc5b367b8a3fdfde438787768b28

http://www.iimmgg.com/image/41b473c1fe966f6f59b4c366d93c8333
http://www.iimmgg.com/image/8cf76da1b45266ab0173fed94a341512
http://www.iimmgg.com/image/2c03f51bd680f474160d2ec3475a462b
http://www.iimmgg.com/image/a977e9c0d298ad55196c40277074f7ed
http://www.iimmgg.com/image/75e4d93cbff78625680a7993ab77882a
http://www.iimmgg.com/image/f48e93f2061b269da7d03dcc088c2733
http://www.iimmgg.com/image/39ede69cec33955271579a3c54c13ddf