گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

برای کودکان و نوجوانان دهه شصت گرگان / در سال های رواج نام حجت و مکی و علی یکه
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸
 

 

روزهایی که پارک شهر نرده داشت

و شب های امامزاده ترسناک بود

روزهایی که هر شش خانه یک تلفن داشت با پنج عدد به عنوان شماره

نام شبنم بر سر زبان ها بود

و جرم دستگیری مای پاکو به پا ایستادن بر سر کوچه

 

آری آن روزها که کرایه پونزده زار بود

و کمیته و واحد دور شهرداری

ناهارخوران شب ها متعلق به خوک ها بود

و گل زدن در گل کوچیک های ماه رمضانِ سالن تختی نهایتِ یک آرزوی کودکانه

 

 

 ناهارخوران گرگان - گرگان ما / عکس از وبلاگ آلوچه

 ناهارخوران در سال هایی که هنوز دنج بود

 

سال هایی که چهارشنبه بازار جمعه بازار بود و کنار امامزاده

ولی برک زیر سایه علی ممد هفت رنگ بود و حبیب کُلاغ همه کاره ی سالنِِ کوچک بسکت

 

آری آن روزها راه آهن هم ، سیزده بدرها مهمان داشت

و جرجان نیز ، هم ایستگاه عزیمت به مشهد بود و هم تهران و هم کرج و حومه

 

در سال های رواج نام حجت و مکی و علی یکه

فرار از مدرسه مد بود و دعوای زنگ آخر و به زحمت دیدن بسکت 

سالهای دیوارِ مرگ بود و پیکان دولوکس و جمشید آریا و مش تقی

و بیم از لو رفتن فیلم و نوار بود و چند عکس ساده ی یک هنرپیشه هندو

 

پی نوشت : متن بالا را که نمیدانم باید نامش را چه بگذارم در پی به خواب نرفتن های شبانه ام و در نهایت غوطه ور شدن در خاطرات گذشته به ذهنم آمد و صدالبته نمیدانم که در نهایت آن را به کل از روی صفحه برداشته یا تکمیلش خواهم کرد.