گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

نوستالژی کودکی / یام یام و بامزی و کوکب خانم و کرایه پونزده زاری کجایند ؟
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
 

یاد باد روزهایی که یام یام ، کیت کت ، کامک ، بستنی قیفی پاک ، کارملا ، بیسکویت کرم مانژ ، لواشک آلو ، نوشابه کانادا ، بیسکویت مادر ، دیجستیو ، پفک و اسمارتیز خوردنی های  ما بودند.

روزهایی که پسرشجاع ، نخودی ، بل و سباستین ،گوریل انگوری ، بنر ، یوگی و دوستان ، بامزی قویترین خرس جهان ، مهاجران ، پلنگ صورتی ، رابین هود ، پرفسور بالتازار ، زبل خان ، سندباد ، گالیور ، زورو ، هاکلبری فین ،مدرسه موشها ، تنسی تاکسی دو ، رابین هود ، لولک و بولک ، بلفی و لی لی بیت ، مورچه و مورچه خوار ، خونه مادربزرگه ، خپل ، بچه های مدرسه والت ، دهکده حیوانات و بچه های کوه آلپ برنامه تلویزیونی مورد علاقه ما بودند و تصمیم کبری ، کوکب خانم ، خانواده آقای هاشمی ، دهقان فداکار ، هادی و هدی ، روباه و زاغ ، اولین روز دبستان ، بخور تا توانی به بازوی خویش ، صد دانه یاقوت ، ما فرزندان ایرانیم ، روباه و خروس ، مرغابی و لاک پشت ، باز باران با ترانه و ... درس های شیرین ما .

روزهایی که سکه دو تومنی حرمتی داشت و گردو بازی و سرپپسی بازی و لی لی و قائم موشک و تپه بازی برای خود رونقی ، آن زمان ها که موز کیمیایی بود و تخم مرغ را دانه ای می فروختند.

سکه 20 ریالی

روزهای پونزده زار بودن کرایه تاکسی قرمزهای شهر ، رونق بخاری نفتی‌ها و رواج دعواهای زنگ آخر ، روزهای دفترچه خانوار و صدای آژیر قرمزهای رادیو و موتورگازی  پستچی ، روزهایی که حجله ها یکی یکی در کوچه خیابان های شهر قدعلم میکردند ،آری  آن زمان ها که ناهارخوران آنقدر کش آمده بود که فرش خود را در کنار ساختمان برق پهن میکردیم و میدان تیر و راه آهن و قلعه خندان نیز سیزده بدرها مهمان داشتند ، یاد باد آن روزها که هر محله ای یک حمام عمومی داشت و برای تهران رفتن نیز باید به جرجان میرفتی.

عاشق آن روزهایم هستم روزهایی که میدانم دیگر تکرار نمی شود.