گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

گرگان ما دو ساله شد
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸
 

گرگان شهر محل تولد و زندگی ام را دوست دارم. نه ، بهتر است بگویم عاشق آن هستم و بی اغراق این عشق که امیدوارم هیچگاه به تعصب آلوده نشود ، هزینه هایی نیز به من تحمیل کرده است که شرح آن بماند برای بعد.

از کوچه پس کوچه های این شهر ، از خیابان های آن و از آدم های متفاوتش خاطره های بسیاری دارم. جنگل النگ دره ، خیابان مولن روژ ، کوچه زرین گل ، بلوار ناهارخوران و بازارچه نعلبندان و جای جای این شهر برایم دوست داشتنی اند و پرخاطره.

نقطه به نقطه ایران را تفرج گونه گشته ام یا زمانی را در آنها سپری کرده ام لیکن آتش عشق به خاستگاهم گرگان در هر شهر و دیاری همچنان در وجودم شعله ور بوده است.

به عنوان فرزند دیاری که از هوایش استنشاق کرده و در آن قد کشیده ام خود را بدهکار گرگان و مردم آن میدانم و از این رو بی اغراق همیشه و همه جا دینی بر گُرده ام نسبت به این شهر احساس میکنم .

از این رو 25 دی ماه 86 و آن زمانی که از دریافت مجوز نشریه ای برای گرگان ناامید شده بودم در میانه عادت وب گردی ام تصمیم به ثبت وبلاگی برای گرگان و نوشتن در آن از شهر دوست داشتنی ام و امیدها و آرزوهایم برای توسعه آن گرفتم.

در این دو سالی که گذشت به مانند هر انسان دیگری گاه از اتفاقات و بازی های زمانه و گردش روزگار شاد بودم گاه ناراحت ، زمانی تعصب چشمانم را کور کرد و گاهی نیز محافظه کاری قلمم را خشک ، اوقاتی حسی نبود برای نوشتن و روزهایی نیز توفیق کوبش دست بر کیبورد بسیار ، و و و خیلی خیلی مسائل دیگر که بر نوشته ها یا ننوشته هایم تاثیر بسیاری گذاشت.

وبلاگ گستره دوستانم را بسیار گسترده تر کرد و زمینه آشنایی مرا با گرگاندوستان زیادی نه در جای جای گرگان و ایران بلکه دنیا فراهم کرد . دوستانی که همه و همه در یک چیز مشترکیم و آن  عشق به گرگان است و خاطرات ما از آن و آرزوهای بسیار ما برای توسعه این کهن بوم .

و اینگونه میشود که گرگاندوست عزیزی از آمریکا تماس گرفته و ضمن ابراز لطف میخواهد شب جمعه ای به نیت موفقیت او در کارها و سبک شدن دلش ، کاسه ای گندم برای کبوتران میدان عباسعلی بریزم و  نان و ماستی نیز نثار سقاخانه حضرت ابوالفضل در میدان.

آری وبلاگ گرگان ما با همه کاستی هایش دو ساله شد و البته این دوساله همچنان لغزان ، اگر نداشت لطف تک تک خوانندگان و ابراز محبت شان را ، مدتها پیش مرده بود و کفنش نیز تا به اکنون خشک خشک خشک .

دو مطلب برگزیده ام از نوشته هایم در این دو سال به ترتیب اولویت

من ، کوی ویلا و زمانی که میگذرد

http://gorganma.persianblog.ir/post/546/

 

گرگان ، زیباشهر و دیگر هیچ

http://gorganma.persianblog.ir/post/484/

 

اولین نوشته ام در وبلاگ

بسکتبال گرگان امروز به مصاف سیرجان می رود

http://gorganma.persianblog.ir/post/1/

 

نوشته ام در اولین سال تولد وبلاگ

از گرگان ما

http://gorganma.persianblog.ir/post/448/