گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

دو نشست لذت بخش / گردهمایی سرخنکلایی ها و یادبود مسیح الله ذبیحی
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
 

دیروز و پریروز در دو مراسم غیردولتی حضور یافتم که حضور در آنها برایم بسیار لذت بخش بود.

مراسم اول غروب دوشنبه در تالار پرماجرای شهر ، فخرالدین اسعد گرگانی و  تحت عنوان " گردهمایی سرخنکلایی های مقیم گرگان " بود.

جمع شدن در کنار هم سرخنکلایی ها که دارای خصوصیاتی همچون تحصیلات عالیه ، تاریخ و گویش نسبتا مشترک با استراباد ، و ... هستند از بسیاری جهات میتواند شیرین باشد به خصوص آنکه اگر این همگرایی آنها سبب توسعه خاستگاهشان سرخنکلاته یا همان پاره تن گرگان  شود زیرا که سرخنکلا علیرغم تبدیل شدن به شهر طی یک دهه اخیر ، به آن اندازه که انتظار میرفت هنوز از مواهب توسعه بهره مند نشده است.

البته بماند که حرکت پسندیده سرخنکلایی ها در اهدای زمین جهت ایجاد دانشگاه جامع استان در محدوده آن شهر که سبب شد دانشگاه از حوزه جغرافیایی گرگان زمین خارج نشود در درازمدت سبب گام برداشتن سرخنکلا در مسیر توسعه بیش از پیش فرهنگی شده و مطمئنا ثمرات شایانی برای منطقه در ادوار مختلف خواهد داشت.

این نکته را نیز نباید از یاد برد که تقویت جمع های بومی منطقه همچون سرخنکلایی ها و ... ، مواهب پیدا و پنهان بسیار دیگری نیز داشته که میبایست در مجال های دیگری به آن پرداخت.

مراسم دوم که غروب دیروز در آن شرکت کردم آئین یادبود هشتادمین سال تولد مرحوم مسیح الله ذبیحی تاریخ نگار گرگانی بود که در سالن خیریه بانوان گرگان با حضور خانواده وی ، بازنشستگان فرهنگی شهر و جمعی از فعالان اجتماعی فرهنگی گرگان از سوی عبدالرضا چراغعلی عضو شورای شهر برگزار شد.

مسیح الله ذبیحی که زاده روستای تاریخی زیارت در جنوب شهر میباشد هر چند در سال 55 خورشیدی و در حالی که تنها 48 سال داشت دیده از جهان فرو بست ، لیکن به جهت عشق به خاستگاهش گرگان ، در مدت زمان نه چندان طولانی حیات ، با نگارش آثار ماندگاری همچون گرگان نامه ، استراباد نامه ، گرگان سرزمین طلای سفید ، گرگان زمین ، سالنامه فرهنگ گرگان، و ... در راه ثبت مولفه های تاریخی و ... گرگان گامهای بلندی برداشت و جالب آنکه پس از گذشت سی و اندی سال زمان از فوتش، چنان یادش در دل اهالی این دیار باقی و جاریست که در 26 آذر 87 درست در حدود یک سال پیش به عنوان یکی از نه شهروند ماندگار گرگان معرفی و در 11 آذر 88 نیز به صورت خودجوش به بهانه هشتادمین سال تولدش ، مراسمی شیرین و به یاد ماندنی برگزار میشود.

اما نکته ظریف این مراسم برای بنده اشعار ابتدای سخن دکتر اسدالله معطوفی گرگان پژوه پرتلاش که او نیز یک تنه گامهای شایانی در جهت ثبت و ماندگار نمودن تاریخ و فرهنگ این دیار برداشته ، بود که غیرمستقیم از ارج ننهادن و بی توجهی به تلاشهای کسانی که بدون داشتن وظیفه خاص اداری و ... در راه خدمت به دیار خود گام برمیدارند گلٌه میکرد.

 تا که بودیم نبودیم کس

کُشت ما را غم بی هم نفس

ما که رفتیم همگی یار شدند

ما که خفتیم همه بیدار شدند

یاران قدر آئینه بدانید به هنگامی که هست

نه زمانی که بیفتاد و شکست