گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

با گدایان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸
 

ساعت سی دقیقه بامداد دوشنبه نهم شهریور است و من نیز با جمعی از دوستان در حال حرکت از بلوار ناهارخوران به سوی شالیکوبی . جالب است در سر هر سه‌راه و چهارراه این مسیر از گلشهر گرفته تا سازمان آب و تابلو و دادگاه انقلاب ، دو سه زن با لباس‌هایی شبیه به جوگیان یا چادر به سر در آن وقت شب ایستاده و به طلب پول از سرنشینان ماشین‌های توقف کرده پشت چراغ قرمز مشغول . تعجب دارد واالله ، این پدیده نه چندان دلنشین گدایی بر سر چهارراه ها که صد البته نه تنها برای مسافران بلکه ساکنان شهر نیز ناخوشایند می‌نماید برایم در گرگان تازگی دارد.

یاد مشاهده های گاه و بیگاهم در پمپ بنزین های ابتدا و انتهای شهر می‌افتم و گدایی آمیخته با سماجت افرادی یا معتاد یا با وضعیت ظاهری ناخوشایند که این توقفگاه‌های مسافران را پاتوقی برای کسب درآمد خود کرده و گویی مسئولی را نیز با آنها کاری نیست و در این بین بی‌خیال تاثیر منفی وضعیت ظاهری یا اقدامات آنها که تا مدتها بر ذهن گردشگران و ... می‌ماند. درست مانند فردی که چند روز پیش در حاشیه فلکه کریمی دیدم و از زور اعتیاد یا بیماری نمی‌توانست راه رفته و با وضعیت رقت‌باری چهار دست و پا از عرض خیابان میگذشت و البته در همان حال نیز دستش را به جهت طلب پول به سوی ماشین‌های در حال عبور دراز میکرد و صدالبته تعجب مسافران توقف کرده در کنار خیابان را نیز بر می‌انگیخت.

نمونه های اینچنینی را شاید شما نیز گاه و بیگاه در گوشه و کنار شهر دیده باشید که سعی می‌کنند با برانگیختن حس ترحم شهروندان ، اسکناسی را دشت کنند و روزی را به پایان برسانند. که البته نمونه مشهور چند سال اخیر ، فردی بود که با بالا زدن پای زخمی و پر چرک خود پیاده روهای خیابان امام خمینی را پاتوق خود کرده بود و علیرغم وضعیت مشمئزکننده‌اش تا مدتها کسی را با او کاری نبود.

در این بین از این نکته نباید غافل شد که شاید شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه ، در سوق دادن برخی افراد به سائلی بی‌تاثیر نبوده لیکن حرفه‌ای عمل کردن بعضی از افراد مذکور و تحریک احساسات مردم با انجام اعمال ویژه و یا ذکر گفتار خاص ، شکی باقی نمی‌گذارد که آنها این عمل را به عنوان حرفه خود برگزیده و به این راحتی دست از این شغل نان و آبدار برنمیدارند.

بماند آنکه خدمات شهری شهرداری برخلاف جدیتش در مبارزه با سدمعبر و دستفروشان، برخورد لازم را با افراد و گروه‌ها حرفه‌ای گدایی در گرگان نداشته و از این روست که امروزه بیش از پیش شاهد جولان گدایان عمدتا غریبه و با شیوه عمل باندی در گرگان هستیم. پدیده‌ای که مطمئنا چندان برای شهر فرهنگی تاریخی گرگان خوشایند نبوده و اگر امروز با آن مبارزه نشود شاید فردا و فرداها دیر باشد.

ذکر این نکته ضروریست که هستند در بین گدایان شهر ، افرادی که واقعا نیازمند بوده و به جهت جبر زمانه و به منظور گذران زندگی مجبور به انجام این عمل هستند که البته روی سخن در این مطلب با آنها نیست. درست مانند فردی که تا چند سال پیش در گوشه ای از یکی از خیابان‌های شهر نشسته و طلب پول از عابران میکرد لیکن مدتیست که با تهیه وزنه ، حرفه‌ای برای خود مهیا کرده و با آن کسب درآمد میکند و دیگر شرم سائلی را نیز به همراه ندارد.

-----------------------

پی نوشت: نمیدانم چرا دوباره لازم دانستم به سراغ این مطلب بیایم و تاکید کنم حساب نیازمندانی که از سر اجبار و با تحمل هزار شرم به گدایی می‌پردازند با آنانی که گدایی عادت و حرفه‌شان شده متفاوت است.