گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

بهار هم دلش نمی آید گرگان را رها کند
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸
 

واقعا تعجب دارد ها . نه ، ندارد؟ خُنکای هوای گرگان در میانه تابستان را می گویم ها. کولرها و پنکه ها که خاموش خاموش شده هیچ ، شب بدون روانداز نیز دیگر نمیشود خوابید. گویی بهار هم دلش نمی آید گرگان را رها کند و جایش را به تابستان بدهد.

این روزها به یُمن بارش های فراوانی که یکی اش نیم ساعتی دوباره بر پیکر استراباد بوسه میزند هوای شهر مطبوع مطبوع ، ناهارخوران و النگ دره و تپه های پیرامون شهر سبز سبز ، آدم ها مهربان مهربان و روزه گرفتن در میانه تابستان با این روزهای بلند آسان تر از زمستان شده است.

شهر من دوستت دارم. نه ، نه ، دیوانه وار دوستت دارم. فقط بگذار تابستان هم از پشت دروازه هایت به داخل بیاید. آخر روزهای گرم تابستانی تو نیز با آن خیس شدن از عرق و ... هم شیرین است.!!!