گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

شهر من گرگان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸
 

 صبح دیروز تریلی سفیدی را دیدم که پشت آن کلمه " استراباد " به صورت درشت نقش بسته بود. گاه نیز اینجا و آنجا هجده چرخ ها ، کامیون ها و ... را دیده ام که مالک یا راننده آن عبارت هایی همچون " شهر من گرگان ، از سرزمین هیرکانیا ، بچه سرچشمه و ... " را بر بدنه آن درج کرده‌اند. تصورم بر این است که رانندگانِ اینگونه ، به جهت همیشه در سفر بودن و دوری از خاستگاه در بسیاری از اوقات ، بیش از دیگران دچار حس دلتنگی نسبت به شهر و دیار خود و به تبع آن عشق به سرزمین مادری میشوند.

درست مانند حسی که شاید در غربت به سراغ دانشجوها و سربازها و کسانی که به هر دلیل مجبور به دوری از شهر و دیار خود هستند بیاید که صدالبته خود نیز طعم آن را چشیده ام.

در این بین شاید این حس در بین کسانی که به هر دلیل ، دوری چندانی از گرگان نداشته اند به دلیل یکنواخت بودن گذر روزها ، کمبود برخی امکانات در این دیار و ... ضعیف نیز باشد که البته آن نیز طبیعی می نماید. لیکن نگارنده معتقد است گرگان هر چند که از مشکلات بسیاری رنج برده و به اندازه استحقاقش از مواهب توسعه بهره نبرده لیکن به جهت برخی ویژگی های خاص این شهر و نیز بعضی خصوصیات غالب مردمانش ، دارای جَوی متفاوت با بسیاری از دیگر نقاط است که همین موضوع سبب تعلق خاطری خاص به این شهر میشود. بماند آنکه بسیار افرادی را دیده ام که به دست تقدیر و بنا بر موقعیت شغلی و ... ، مجبور به سکونت در این دیار شده اند لیکن در هنگام پایان حضور اجباری در این شهر و ... ، یا به سختی از گرگان دل کنده اند و یا با پاسداشت فرمان دل ، زمینه حضور دائمی شان در این دیار را فراهم کرده اند.

این نکته را داشته باشید تا از موج مثبتی که تصور می کنم در ماه ها و سالهای اخیر بر پایه عشق به گرگان راه افتاده بگویم. بر این باورم در یکی دو دهه گذشته ، چنان جَو خاصی از سوی برخی در گرگان ایجاد شده بود که عده ای حتی کوچکترین ابراز علاقه به گرگان و ... را  تعصب  خوانده و از آن رو بر پایه همین جَو ، گرگان مظلوم و مظلومتر میشد اما خود ایجادکنندگان آن جَو ... . بماند.

در این بین تصور میکنم موج مثبتی که از آن سخن گفته شد، اکنون به دلایل مختلف که ذکر آن فرصت دیگری میخواهد ، به راه افتاده و گواه آن مراسم ها ، پاسداشت ها ، تشکیل تشکل ها ، ساخت سرودها و ترانه های مختص گرگان ، و ... بر پایه عشق به گرگان است که مطمئنا بیش از پیش سبب تقویت حس مشترک همه گرگاندوستان میشود.

البته واضح است که عشق به گرگان نباید سبب خوب دیدن همه و همه این دیار و به تبع آن عدم نقد وضع موجود و بی تفاوتی نسبت به توسعه گرگان شود.

-------------------------------

پی نوشت 1:  نگارنده نیز پس از راه اندازی این وبلاگ ، شاهد ایمیل ها و نظرات متعددی با مضمون عشق به گرگان و حساسیت نسبت به پیشرفت و توسعه آن و ... ، از سوی گرگاندوستان بوده که بیش از همه نشانگر وجود این حس خفته در بین بسیاری از ساکنان این دیار و ... است که البته با فراهم شدن زمینه لازم ، بروز میکند.

پی نوشت 2 : وبلاگ " دشت سفید " متعلق به یک گرگانی مقیم هلند است که در سرزمین های دور نیز وطنش را فراموش نکرده است.

http://espidasht.persianblog.ir/