گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

و نام پاک گرگان جاودان باد
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٦
 

شعری که در زیر می‌آید سروده آقای جواد محمدی( ساکن مشهد) بوده و  اولین بار در نوروز سال ۷۸ به دستم رسید و بی‌اغراق با خواندن آن  دچار شور و اشتیاق عجیبی شدم.

با گذشت زمان ابیاتی از این شعر شورانگیز را که در ذهنم مانده بود برای دوستانی که در دل عشقی به گرگان‌زمین داشتند می‌خواندم و از آن رو که بسیاری از شنوندگان با شنیدن چند بیت حفظ شده ، خواستار متن کامل میشدند آنرا تهیه و تقدیم همه آنانی میکنم که چه زاده گرگانند و چه دیگر نقاط ایران ، اما در دل لااقل ذره‌ای عشق به گرگان دارند. 

 

سلام ای سرزمین عطر باران

سلام ای آبروی نوبهاران

سلام ای خاستگاه خیزش نور

سلام ای خطه سرهای پرشور

دلم بی‌تو شکیبایی ندارد

جهان دور از تو زیبایی ندارد

تو فخر جاودان روزگاری

شکوفایی هر چه نوبهاری

جمال حسن گیتی وام‌دارت

درود هر چه زیبایی نثارت

هر آنچه آینه محو جمالت

خوشا با این همه خوبی به حالت

سلام ای گوهر یکدانه من

کهن‌بوم و بر ای ورکانه من

سلام ای جان فدای نام پاکت

چو من صدها فدای مشت خاکت

کنام شیرمردانی همیشه

تو گرگانی، تو گرگانی، همیشه

تو گرگانی که در متن اوستا

ستوده نام پاکت را اهورا

ز یادت خاطر تاریخ شادست

تو را از شوکت و عزت نهاد است

تمام نام و ننگ مرز ایران

شده مجموع زیر نام گرگان

که گرگان ریشه در اسطوره دارد

هزاران نکته مستوره دارد

ز اعصار و قرون صد پند و پیغام

نهفته مام ایران زیر این نام

هزاران زاهد و مفتی و عالم

و دنیایی ز انواع مکارم

تداعی میشود با نام گرگان

که فرخ باد بام و شام گرگان

تو را ای ملک گرگان دوست دارم

دیارت دوست، چون نیکوست، دارم

تویی در پهلوانی مایه‌ی  رشک

ز تو آمد برون تیغ بنی اشک

تو با عنوان گرگان سخت و ستوار

به گیتی سربرآوردی ز اعصار

تو چون خورشید در تاریخ ایران

بلند و باشکوهی و فروزان

عکس: راز

ز هر جایی فزون آوازه داری

ز جان برگ، از شرف شیرازه داری

سلام ای خاستگاه عشق و عرفان

تجلی‌گاه بیداری و ایمان

دلم پیوسته در بند هوایت

سر و جانم فدای اعتلایت

که هر جا صحبت از ناموس و نام است

به ذکر نام تو حجت تمام است

تو ای گرگان برای جان جانی

از این برتر برایم، هیرکانی

کشید اینجا دگر چون حسن تعبیر

قلم در رقص آمد حین تحریر

که ایرانم چه والا سرزمینیست

که هر ناحیتش زیبانگینیست

ولی گرگان نگینی از زبرجد

و در بین سران نامش سرآمد

به پای نام این پاکیزه این خاک

چه سرهایی که درغلتیده در خاک

که تا گرگان ز صدها معبر خون

گذشت و آمد اینک تا به اکنون

چنین بودست، زین پس هم چنان باد

و نام پاک گرگان جاودان باد