گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

به بهانه 16 خرداد اولین سالگشت نادر ابراهیمی / مردی که عاشق گرگان بود
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸
 

شاید بسیاری از گرگانیان کتاب محبوب ایرانیان " بار دیگر شهری که دوست می داشتم " را خوانده باشند لیک درنیافته باشند که نادر ابراهیمی نویسنده زبردست ایرانی کتاب مذکور را درباره گرگان و عشقش در این دیار نوشته باشد.

هر چند که نادر ابراهیمی جایی از کتاب اسمی از گرگان نیاورده است اما اسامی ذکر شده، فضای نوشته ها و ... همه و همه متعلق به گرگان هستند.

 

نادر ابراهیمی - گرگان

«شهرها را نبود ما غریب میکند. شهرها در فقدان انسان امتداد می‌یابد . شهرداران پیر ، تیمارستان‌ها را با محبت افتتاح می‌کنند، و میدان‌های نو را که جمعیتی تهی آرایشش خواهد کرد. آنها در فنا کردن غروبهایشان تعجیل می‌کنند.

من میدان‌های نو را نمی‌شناسم. سفال‌ها رفته‌اند و شیروانی‌ها در پشت رنگ‌های اخرایی، فقیر و نامهربان هستند. باغ نارنج، کوچک و غریب مانده. قصر پارک شهر شده است. آدمها را می‌بینم که با وقار کارمندانه‌یی راه می‌روند. آنها با وقار کارمندانه‌ی خود سفته‌ها را امضا می‌کنند؛ و در تهدید هر قسط، خویشتن را به تحلیل نمی‌برند. کسی را می‌شناسم که می‌گذرد.

ترکمن دیگر اسب ندارد.

- این (آلوچه‌باغ ) نیست آقا؟

- بود. حالا (خیابان ملل) شده .

- شما پدر مرا نمی‌شناسید آقا؟

پدر شما؟ ببخشید آقا ....

پیرمرد از من جدا می‌شود. بوی قیر و تمسخر، پررنگ‌تر از بوی بهار نارنج‌هاست.

پرنده‌ها از بهار می‌پرسند: ( بهار را ندیده‌اید که از اینجا بگذرد؟)

من زبان پرنده‌ها را می‌دانم.

این دیگر زبان پرنده‌ها نیست آقا. شما رفتید....        

آلوچه‌باغ خیابان ملل شده. دوست‌ داشتن در خیابان ملل چقدر مشکل است. گنجشک‌ها دیگر ابتدای خیابان را دوست ندارند.»

و  نادر ابراهیمی چنان عاشقانه در جای‌جای کتابش میل خود به گرگان را جاری که گویی تنفس از هوایی به غیر از هوای گرگان برای او محال بوده است. همچنان که میگویند وصیت‌ کرده بود او را در ناهارخوران گرگان در زیر قطعه سنگی سیاه و ساده و نیز یک درخت بهار نارنج دفن کنند.

نادر ابراهیمی - به‌نقل از سایت شخصی‌اش

نادر ابراهیمی خالق اثر پرمخاطب " بار دیگر شهری که دوست می داشتم "  نویسنده بیش از صدکتاب در زمینه‌های مختلف، موسس نخستین موسسه غیرانتفاعی غیردولتی ایرانشناسی، ناشر برگزیده آسیا و نخست جهان در زمینه تصویرگری کتاب کودک، برنده جایزه نخست تعلیم و تربیت یونسکو و کتاب برگزیده سال ایران در ادبیات کودکان، و نویسنده برگزیده ادبیات داستانی بیست سال بعد از انقلاب، در مدت حضورش در گرگان در میان ترکمنها به کمک‌کارگری تعمیرگاه سیار نیز اشتغال داشته و با الهام از افسانه‌های ترکمن ، رمان هفت جلدی آتش بدون دود و نیز سریال آن را خلق کرده که به روایت عشق گالان‌اوجا از قبیله یموت و سولماز اوچی از قبیله گوکلان می‌پردازد.

نادر ابراهیمی این عاشق گرگان سرانجام پس از تحمل 9 سال بیماری جانکاه تومور در 16 خرداد 87 درگذشت.