گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

روستای بنیس و درس هایی برای گرگان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸
 

سه یا چهار سال پیش بود که در حاشیه یک سفر ، راهی روستایی به نام بنیس در 65 کیلومتری تبریز و دو کیلومتری شبستر شدم. روستایی ویژه، که خاطراتم از آن تا مدتها ذهنم را مشغول کرده بود.

بنیس نزدیک به یک هزار نفر جمعیت دارد اما بنیسی هایی که طی سالیان سال از روستا به تهران مهاجرت کرده اند به همراه فرزندان و وابستگانشان تشکلی را جهت عمران و آبادانی خاستگاه خود و نیز همیاری یکدیگر راه اندازی نموده که چندین هزار نفر با تخصص ها و توانایی های مختلف عضو آن هستند.

روستای کوچکی هم چون بنیس مملو از کارخانه ها و کارگاه های مختلف می باشد که با سرمایه گذاری بنیسی های مقیم تهران  ایجاد شده تا نه در بنیس و نه در روستاهای اطراف آن یک بیکار هم یافت نشود.

انجمن خیریه بنیس ، ساختمان 4 طبقه بزرگی در تهران داشته که ساماندهی امور مربوط به آبادانی و رشد اقتصادی بنیس در آن صورت می گیرد. با سرمایه گذاری های بنیسی ها و نیز اهدایی های صورت گرفته به انجمن ، به اعضا وام های بدون سود پرداخت شده و حمایت های لازم از آنها جهت ایجاد و توسعه مشاغل صورت میگیرد و از این روست که صنعت تکثیر ، زیراکس ، اوزالید و تایپ پایتخت در انحصار بنیسی ها بوده و علاوه بر آن ، بنیسی ها از قدرتمندان صنایع غذایی ایران نیز می باشند.

پزشکان و مهندسان بسیاری نیز با تخصص های مختلف و نَسب بنیسی عضو انجمن بوده و به اهالی مقیم در روستا و یا تهران خدمت رسانی می کنند.

سال گذشته در حین تورق دفترچه ارشد پیام نور دریافتم روستای بنیس دارای شعبه دانشگاه پیام نور هم شده است.

***

همدلی و همیاری بنیسی ها میتواند به عنوان یک الگو برای همگان مطرح باشد به خصوص برای گرگانی های بیشمار مقیم تهران که برخلاف اهالی دیگر نقاط ساکن پایتخت، از داشتن یک تشکل یا جمعیت محرومند. بماند که معدود تلاش های صورت گرفته برای راه اندازی این جمع گاه به جهت ترجیح منافع شخصی بر توسعه گرگان از سوی بانیان، و ... با شکست مواجه شده و فرصت های بسیاری به جهت همیاری مرکزنشینان گرگانی در روند توسعه خاستگاهشان ، معرفی بیش از پیش گرگان در پایتخت، یاری رسانی به یکدیگر و ... از دست رفته است.

از نگاه دیگر به موضوع و در درون گرگان و در مقام مقایسه با بنیس ، عدم علاقه برخی ساکنان شهر و شهرستان به توسعه و پیشرفت این دیار و حتی گاه نفرت از استراباد و سنگ اندازی هایی در مسیر پروسه توسعه همه جانبه گرگان مظلوم و تاریخی عجیب بوده و عزم همگانی از سوی همه گرگاندوستان به جهت تغییر تفکر این ساکنان استفاده کننده از امکانات گرگان لیک در تضاد با منافع استراباد را می طلبد.