گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

از گوشه و کنار گرگان / از نصرت سیفید تا قرقوروت های نعلبندان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

*- چه لذتی دارد اردیبهشت ماه و در زیر نم نم باران در خیابان های گرگان گام برداری و به مردم که گویی در غروب روزهای بلند شادمانه تر میشوند بنگری. این لذت پس از مدتها در عصر یکشنبه بیست و هفتمین روز ماه بهشت نصیبم شد.

**- نمیدانم با نوشتن این چند عبارت چه به ذهنتان می آید و چه میگویید. شاید .... . نصرت سفید را که در کنار علی ممد هفت رنگ ، ولی برک ، علیرضا ح ش ، اسی و ... از چهره های خاص شهر است دیدم که با خود صحبت میکرد و راه میرفت. از سالها پیش آرزویم این بوده که روزی همه چهره های خاص گرگان را در اتاقی جمع کرده و 24 ساعت تحت نظرشان بگیرم تا دریابم اینان به هم چه میگویند. شاید آنان بقیه ساکنان شهر را مجنون بدانند و خود را عاقل. دنیا را چه دیدی، شاید هم کمی حق با آنها باشد.

***- هفت سنگ!!! من هم تعجب کردم وقتی دیدم در یکی از کوچه های گرگانپارس بچه ها جمع شده اند و هفت تا سنگ را روی هم کاشته و مشغول این بازی نسبتا قدیمی هستند. یادش بخیر هفت سنگ ، لی لی ، گردو بازی ، سرپپسی بازی ، تپه بازی ، جمع آوری پوست داخلی آدامس های سین سین با عکس فوتبالیست ها در روزهای نبود سگا و میکرو و ... .

****- دوران راهنمایی را در مدرسه توحید در پشت پارک شهر و نزدیک کنسولگری روس در باغشاه میگذراندم و در آن روزهایی که شیطنت در وجود همه دانش آموزان شهر زبانه میکشید و البته صحبتی نیز از کلاس تقویتی و ... نبود و نهایت آرزوی ما نیز نمره ده ، قبل از شروع کلاس و پس از پایان آن در خیابانها می گشتیم و میگشتیم و در این بین بازار نعلبندان به جهت جاذبه های متعددش ، یکی از مناطق مورد علاقه ما بود. پیرمردی در ابتدای نعلبندان دکانکی داشت که قرقوروت ، لواشک و ترشک از اجناس اصلی آن بود و بالتبع مای عاشق ترشی جات هر روز سرکی به این مغازه میزدیم. پس از 20 سال دیروز به یاد پیرمرد و دکانش افتاده و سلانه سلانه تنها به نیت دیدن او و زنده شدن خاطرات ، به کوچه اصلی نعلبندان منشعب از خیابان امام خمینی یا کوچه آفتاب 25 رفته وگذری به مغازه او که دومین دکان از سمت چپ است چشم دوختم. خوشحال شدم که پیرمرد اگر چه خمیده و فرتوت لیک همچنان زنده ،در گوشه ای از مغازه بر صندلی تکیه داده و شاهد داد و ستد فرزندش با مشتریان است. هرگز نمیرید صندوقچه های انباشته از خاطرات شهر محبوبم.

-------------------------------------------------

الف - چند ساعتی دیگر برای انجام سفری که احتمالا تا انتهای هفته طول میکشد از گرگان خارج و در این بین شاید به جهت عدم دسترسی به اینترنت در بلاد غربت ، توفیق هم کلامی با شما را نداشته باشم.

ب - مطلب قبلی با موضوع " چهارمین همایش همکلاسی سلام " هنوز کامل نیست که امیدوارم پس از پایان سفر نسبت به تکمیل آن اقدام کنم.

ج - محمدجواد مکتبی از نسل جدید و البته پرتلاش عکاسان گرگان ما ، توانست در مسابقه عکس ماه فروردین انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران با تصویر ورزشی ارائه شده اش رتبه سوم را کسب کند. میخواستم مطلبی درباره وی و نسل جدید عکاسان گرگانی بنویسم که متاسفانه وقت یاری نکرد و آن هم بماند برای بعد.