گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

این مطلب تیتر ندارد
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

نزدیک به بیست روزی نتوانستم مطلب جدیدی نوشته و وبلاگ را به روز کنم و از این رو بی تعارف اگر ریا نباشد هر وقت که یاد " گرگان ما " می افتم احساس گناه میکنم.

مشغله های کاری و خستگی های فکری شاید از دلایل اصلی ننوشتنم در این مدت بوده باشد، هر چند که سوژه های بسیاری برای نوشتن داشتم.

در چند روز اخیر هم که قصد کردم تکانی به خود داده و بنویسم سرماخوردگی شدید و البته ناموقع چنان حالی برایم به وجود آورد که دیگر نای هیچ کاری را نداشتم.

دنیای عجیبیست. یادم می آید در سالهای انتهایی دبستان و ابتدای دوران راهنمایی غوطه ور در افکار کودکانه، سعی میکردم با خوردن پنهانی برف و یخ به زعم خود مریض شده و به مدرسه نروم. اما مگر بیمار میشدم ؟ لیکن اکنون عکس آن روزها شده و با نسیم کولری سرما میخوریم و بعد هر چه میکنم به سادگی به حال اول باز نمیگردم .

چهارشنبه 23 اردیبهشت راهی جنوب ام و سپس 26 و 27 اُم در گرگان و باز از 28 اردیبهشت تا 1 خرداد به شمال غرب کشور میروم و از این رو شاید تا آن زمان به اینترنت دسترسی نداشته و نتوانم بنویسم.

***

مُردد مُرددم. نمیدانم به وبلاگ نویسی ادامه دهم یا نه ؟ راستش را بخواهید وب نویسی وقت مفیدی از روزهایم را گرفته و مرا از پرداختن به دیگر کارهایم بازمیدارد. بماند آنکه گاه تاثیر منفی در روحیه ام میگذارد. از آن سو دلم نمی آید بی خیال وبلاگی شوم که در آن میتوانم از دغدغه هایم برای گرگان بنویسم و به زعم شاید اشتباه بنده پل کوچکیست برای ارتباط دوستداران گرگان به خصوص آنانی که فرسنگ ها از این شهر دورند با خاستگاهشان استراباد.

در کنار اینها وسوسه راه انداختن سایتی برای گرگان نیز رهایم نمیکند. هر چند که مطمئنم آغاز به کار احتمالی این سایت نیز سبب گرفتار شدن بسیارم خواهد شد.

نمیدانم. واقعا نمیدانم چه کنم.

***

ساعت 16 پنجشنبه 24 اردیبهشت اتکا گرگان زمین در استادیوم آزادی شهر به مصاف تربیت یزد می رود و شامگاه جمعه نیز فارغ التحصیلان مقطع دیپلم سال های 53 تا 56 دبیرستان های ایرانشهر ، رهنما و استرابادی گرگان برای چهارمین سال پیاپی در  همایش "  همکلاسی سلام " از جای جای ایران در مجتمع باباطاهر ناهارخوران گرد هم می آیند تا در دیداری بی بهانه خاطرات دوستی های سابق را زنده کنند.

چندی پیش در فرصتی مقتضی با جمعی از نیکمردان پیگیر برگزاری همایش همکلاسی سلام به گفت و گو نشستیم و شاهد شوق آنان در آستانه برگزاری مراسم و دیدار مجدد با دوستان شان بودم. و چه متاسفم من ،از این بابت که به دلیل عدم حضور در گرگان نمیتوانم در آن روز شاهد تبلور احساسات ناب و زیبای جوانان سابق شهرم باشم. پاینده گرگان.