گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

چوب حراج بر سر ناهارخوران
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٦
 

جنگلهای زیبای پیرامون گرگان‌زمین از روزگاران گذشته در ایام مختلف سال پذیرای طبیعت‌دوستان بسیاری بوده است.

در این میان ناهارخوران به دلیل ویژگیهای بارز فراوان و نیز فاصله کوتاهش با شهر گرگان، از دیرباز چه آن زمانهایی که به عنوان تفرجگاهی در مسیر زیارت محل اتراق گرگانیانی بود که هنگام ظهر به آنجا می‌رسیدند و چه از سالهای ابتدای دهه ۴۰ که شهرداری با ایجاد امکانات رفاهی ، سبب‌ساز حضور بیشتر مردم در آنجا شد به عنوان نماد شهر و زمینه‌ساز شهرت گرگان به زیبایی خودنمایی میکرد. جنگل زیبایی که در گذشته تا امتداد دروازه بسطام شهر یعنی حدود میدان کاخ فعلی امتداد داشته و همه گرگانیها چه پیر و چه جوان از آن خاطرات فراوان بسیاری دارند.

لرد کرزن درکتاب ایران و ایرانیان در سال ۱۸۹۱ میلادی در بخش مربوط به استراباد می‌نویسد: به وسیله چهار دروازه به شهر وارد میشوند ولی دیوارها و برجها و خندقها همه در حال انحطاط و خرابی است.جنگل تا حومه شهر را فرا گرفته و تمشک و بوته که مخفیگاه مطلوبی برای خرسهای وحشی است خندقها و سنگرها را پوشانیده است.تمام قسمت داخلی را جزو شهر نمیتوان محسوب داشت چون در آجا هم بیشه و هم بوته‌هایی است که بیشتر پناهگاه حیوانات وحشی است و چندان مورد استفاده انسان نیست. با این وصف شهر خیلی خوش‌وضع و دل‌انگیز است. دامنه‌های پردرخت رشته‌های البرز تقریبا تا دروازه‌های آن کشیده میشود و چشم‌انداز فراز دیوارها به سوی بیشه‌زار انبوهی است .... .

اسدالله‌معطوفی هم در استراباد و گرگان در بستر تاریخ ایران آورده است: در گذشته در داخل شهر  سبزه‌میدان از تفرجگاه‌های مردم محسوب میشد. این محیط تقریبا از حدود فلکه کاخ فعلی شروع و تا بیمارستان پنج‌آذر کنونی ادامه داشت که انتهای ضلع جنوبی شهر نیز به حساب می‌آمد . از این نقطه به بعد جنگلهای جنگلهای تمشک(لبلبو) قرار گرفته بود، این جنگل مملو از درختان ازگیل‌جنگلی(ولیک و کندس)، داغداغان، انجیر جنگلی، مل (مو)، گندنا، درختچه‌های انار و محل زیست شغال، روباه، و در زمستان گرگ و خرس بود.

***

اما آرام آرام با رشد جمعیت شهر ، خانه‌سازیها در گستره زمان چنان این جنگل را از میدان کاخ فعلی به عقب راند که امروز به جای آن بوته‌های‌جنگلی ، ساختمانهای بلند را شاهد هستیم و عجب که انسان با ادامه پیشروی خود باز برای ناهارخوران و طبیعت وهم‌انگیزش قدرت‌نمایی میکند.

در کتابچه نیازمندیهای گرگان که در سال ۶۰ انتشار یافته پارک جنگلی ناهارخوران اینگونه معرفی شده است: این پارک در قسمت جنوبی شهر گرگان در دامنه سرسبز کوههای جنگلی واقع است. جاده‌ای به طول ۸ کیلومتر گرگان را به ناهارخوران وصل مینماید. رودخانه‌ای پرآب و دائمی که از کوههای ییلاقی زیارت سرچشمه میگیرد زیبایی و دل‌انگیزی ناهارخوران را دوچندان میکند. جاده فرعی کوچکی از سر پل که در ابتدای ورود به این پارک است سرازیر میشود و به داخل جنگل می‌خزد در آنجا راهروی جالبی را تشکیل میدهد که به دالان بهشت معروف است. ادامه رودخانه ..... .

نه، نمیخواهیم با یادآوری این نوشته که مربوط به ۲۶ سال پیش است علت غیب شدن دالان بهشت و کم‌آب شدن رودخانه زیارت را دریابیم که آن مجال دیگری میخواهد . فقط میپرسیم آن فاصله  هشت کیلومتری گرگان با ناهارخوران چه شد؟

نه، اشتباه فکر نکنید، ما با توسعه مخالف نیستیم. ما هم قبول داریم که جمعیت افزوده شده به شهر به مسکن احتیاج دارد. ما نیز میپذیریم که ناهارخوران به آبادانی بیشتر و واحدهای خدماتی ، تجاری و اقامتی احتیاج دارد و .... . اما میگوییم که میشد با ساخت شهرکهایی در دیگر نقاط شهر هم توسعه را برای آن مناطق به ارمغان آورد و هم طبیعت را حفظ کرد.ما میگوییم در ساخت واحدهای اقامتی و خدماتی در ناهارخوران میبایست با در نظر گرفتن جمیع‌جهات اقدام میکردیم نه توصیه این و آن تا روز به روز از وسعت این تفرجگاه کاسته نشود.آری اگر امروز فریاد همه گوش فلک را کر کرده که نهادهای مختلف با اشغال نوار ساحلی خزر موجبات محرومیت مردم را از دریا فراهم کرده‌اند در گرگان ما نیز با صدور مجوز ساخت و سازهای بی‌مبنا، قصور از قانون، و نیز عدم توجه نهاهای ذیربط همچون میراث‌فرهنگی و گردشگری، برق، منابع‌طبیعی و .... استفاده از ناهارخوران برای خانواده‌های گرگانی محدود به پیاده‌روهای دو طرف خیابان شده است و در این بین سکوت تلخ همه و همه باعث شده گرگان و تمام زیباییهایش در طبق حراج قرار گیرد تا ادارات و نهادها و افراد رنگارنگ در ناهارخوران بسازند و بسازند، در یال دوبرار و در دل جنگل جاده ایجاد شود و به تدریج تیشه بر ریشه زیباییهای گرگان‌زمین زده شود.

 

**ـ این متن پیش از این با کمی تغییر در روزنامه گلشن‌مهر چاپ شده است. 

 


در این بین مقصر کیست که باعث شده روز به روز زخمهایی بر صورت تفرجگاه زیبا و نماد شهر ما وارد شود ؟ مردم که در این سالها یک به یک نشیمن‌گاه‌هایشان توسط واحدهای مختلف اشغال میگردد یا مسئولانی که بدون توجه به کاربریها  اقدام به صدور مجوز برای ساخت و سازهای بدون تطابق با محیط جنگلی کرده یا آنانی که فارغ از وظایف اصلی خود در دل جنگل به ساخت مهمانسرا، هتل و ساختمان اداری اهتمام ورزیده‌اند؟ به راستی سکوت و سکوت ما در ادامه تقصیر گناهکاران تا به چه حد موثر بوده است؟

***

نه، اشتباه فکر نکنید، ما با توسعه مخالف نیستیم. ما هم قبول داریم که جمعیت افزوده شده به شهر به مسکن احتیاج دارد. ما نیز میپذیریم که ناهارخوران به آبادانی بیشتر و واحدهای خدماتی ، تجاری و اقامتی احتیاج دارد و .... . اما میگوییم که میشد با ساخت شهرکهایی در دیگر نقاط شهر هم توسعه را برای آن مناطق به ارمغان آورد و هم طبیعت را حفظ کرد.

ما میگوییم در ساخت واحدهای اقامتی و خدماتی در ناهارخوران میبایست با در نظر گرفتن جمیع‌جهات اقدام میکردیم نه توصیه این و آن تا روز به روز از وسعت این تفرجگاه کاسته نشود.

آری اگر امروز فریاد همه گوش فلک را کر کرده که نهادهای مختلف با اشغال نوار ساحلی خزر موجبات محرومیت مردم را از دریا فراهم کرده‌اند در گرگان ما نیز با صدور مجوز ساخت و سازهای بی‌مبنا، قصور از قانون، و نیز عدم توجه نهاهای ذیربط همچون میراث‌فرهنگی و گردشگری، برق، منابع‌طبیعی و .... استفاده از ناهارخوران برای خانواده‌های گرگانی محدود به پیاده‌روهای دو طرف خیابان شده است و در این بین سکوت تلخ همه و همه باعث شده گرگان و تمام زیباییهایش در طبق حراج قرار گیرد تا ادارات و نهادها و افراد رنگارنگ در ناهارخوران بسازند و بسازند، در یال دوبرار و در دل جنگل جاده ایجاد شود و به تدریج تیشه بر ریشه زیباییهای گرگان‌زمین زده شود.

**ـ این متن پیش از این با کمی تغییر در روزنامه گلشن‌مهر چاپ شده است.