گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

از گوشه و کنار گرگان / سیگار گرگان و همبرگر 444
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸
 

*- دیوار دفاعی گرگان ، دریای گرگان ، دشت گرگان و ... شنیده بودیم "سیگار گرگان" به گوش ما نخورده بود. اما بدانید که از مهر سال ١٣١۶ که اولین کارخانه سیگارسازی به مساحت ١٠ هکتار در مرکز ایجاد شد سیگاری نیز با نام سیگار گرگان در کنار سیگارهای اشنو و فومن و افسر و تاج و اردیبهشت عرضه میشد که طرفداران خاص خود را داشت نمی‌دانم این افتخار است یا ... ؟

*- حکایت ما با این راننده های تاکسی یا آژانس تمام شدنی نیست. آژانس ب نزدیک خانه ما است و در میان همه راننگان بامعرفتش یکی است که هر وقت می فهمد مسیرت دور است یک‌جوری می‌پیچاندت حال به هر بهانه ای شده. این صحنه را فقط یک بار و دو بار سرم نیاورده ،  بلکه چند باری ضدحال‌هایش شامل من شده است. امشب بدشانسی جفت ما ، من شدم مسافر او و او هم راننده.

در راه سر صحبت باز شد. " شما تو کار ساخت و سازی ؟ " //// " نه ، برا چی ؟ " /// " برا خانه میخواستم بپرسم. اداره ای جایی هست یه ١٠٠ متر زمین به ما بده ؟ " /// " چرا ؟ " /// " ۶٨ سالم است هنوز خانه ندارم و مستاجرم. بازنشسته ... هستم موقع کارمندی که هر کار کردم نتانستم خانه ای چیزی جور کنم. الان هم که با این قیمتها اصلا نمیشه . دیگه حال و جان ندارم هر سال اسباب کشی و از اینجا به اونجا و از اونجا باز اینجا. جلو خانواده عروس و داماد و قوم و خویش خجالت میکشیم. گفتم اگه یه جایی ١٠٠ متر زمین بهم بده ، هر جور شده یه آلونکی توش بسازم . خیلی سخته به خدا ." /// " نه باباجان، فکر نکنم همینجوری به کسی تکی زمین مجانی بدن. اینقدر هستن که مثل شما مشکل دارن که . دنبال این قضیه نباش "

صحبتم با بزرگواری ساکن تهران در ظهر همین امروز یادم آمد که میگفت شاید همه ما به نفسه آدمهای خوبی بوده باشیم لیکن مشکلات زندگی و ... باعث می شود گاه رفتارهای غیرمنطقی از خود بروز داده و تنها به دنبال سود و منافع خود باشیم.

ناراحتی پیشینم از راننده مذکور از خاطرم گذشت. شاید او که بارها با گفتن دروغ سعی کرده بود منفعت‌های زودگذر خود را به خطر نیندازد حق داشت.

*- سالهایی که از گرگان دور بودم هنگام مراجعت به شهر و پیاده شدن از اتوبوس در فلکه ترمینال ، با وجود خستگی سوار تاکسی نمی‌شدم و زمان هر چه که بود ، دمدمه های صبح ، نیمه های شب یا ... پیاده از فلکه امامزاده عبدالله و خیابان شهدا و فلکه شهرداری میگذشتم تا ببینم شهر چقدر تغییر کرده ، چقدر آبادتر شده ، چقدر زیباتر شده و ... . شاید این احساس را کم و بیش خیلی از گرگانی‌های مقیم در دیگر شهرها داشته باشند.، احساس خاصی که از عشق به خاستگاه نشات می‌گیرد. پس آقایان خانم‌ها و همه مسئولان به حرمت عشق همه گرگاندوستان مقیم در غربت ، فراموش نکنید وظیفه تان برای آبادانی این دیار و حفظ و افزودن بر زیبایی‌های آن را.

*- گرگانی‌‌ها که همه میدانیم عجیب خوش خوراکند و غذاباز و یکی از گواه های این موضوع آنکه خود تاکنون ندیده ام فروشندگان خوراکی‌ها و غذاهای مختلف اعم از جیگر و ساندویچ و پلوجات و ... اگر خود خرده شیشه ای نداشته باشند از کسادی بازار گله مند باشند. در این بین و در رقابت موجود در بین اصناف مذکور غذای یکی در هر صنف از بقیه خوشمزه تر می نماید.

جگر گرگان

توصیه این است که اگر دنبال خوراک سوسیس متفاوت هستید سری به اغذیه جهان نما در روبروی سینما مولن روژ بزنید. طالبان همبرگر هم بهتر است به اغذیه ۴۴۴ روبروی بیمارستان دزیانی و سر قزاق محله بروند. توصیه ام برای چلوکباب خوشمزه هم رستوران فردوس یا همان سرحدی در نعلبندان است. کله پاچه خورهای تیر هم میتوانند به چهارفصل در جنب حوزه علمیه بروند. بارا جگر یا همون جیگر هم چون رقابت بین خوب‌ها خیلی نزدیک است سفارش فرد خاصی را نمی‌کنیم. اما از همه اینها که بگذریم هیچی جای دست پخت مادران گرگان را نمی گیرد.