گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

در انتظار نسلی که می آید تا گرگان ...
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧
 

می خوابیم و بیدار می شویم. بیداری و باز دوباره خواب. امروز در حسرت فرصت های گذشته و امید به فردایی که می آید و از این رو پس امروز با کوهی از حسرت ها و امیدها بی ذره ای لذت از زندگی قربانی میشود تا فردا بیاید.

فردا آمد و آه که باز آن نیز امروز است ، پس دوباره امید بستن به فردایی که چه بخواهیم و چه نخواهیم می آید. و باز فردا امروز و باز ... ، و ناگاه دریافتن این که سالها از عمر ما چه زود و چه ساده گذشت.

آری سال های من نیز در گرگان اینگونه می گذرد و اگر چه می گذرد و مرا هر روز بیش از دیروز آزرده می کند لیک آرزو دارم گر چه با گذشت سالها نسل ها یکی پس از آن دیگر به فنا می روند و ما نیز اسیر سرنوشت، اما نسل جدید و تازه نفس استراباد بیش از ما در راستای شکوه این دیار بکوشند تا حداقل ثبت شود به نیکی نام خاستگاه اهورایی ما در تاریخ ایران.

و در این دنیایی که روز به روز ماشینی و مدرن تر شده و ارتباطات مختلف نیز در آن سهل تر و بالتبع آرمانها شاید متفاوت با امروز ، آیا پایه های این آرزو بر باد نیست؟