گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

از گرگان تا ارازتقان آزادشهر
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
 

صبح دیروز را در روستای ارازتقان آزادشهر گذراندم. روستایی ترکمن نشین با جمعیتی حدود 420 نفر.

وصف ارازتقان را پیش از این کم و بیش شنیده بودم و البته حضورم در روستا و مشاهده مواردی ، مهر تاییدی بود بر شنیده های قبلی.

همدلی و مشارکت مردم ارازتقان در جهت آبادانی و توسعه این روستا بسیار ویژه است. همه اهالی ساعاتی از یک روز مشخص در هفته از خانه ها بیرون آمده و به پاکسازی و نظافت آبادی می پردازند. از این رو خانواده ها براساس این مشارکت در دیگر روزهای هفته نیز خود را ملزم به حفظ  پاکیزگی روستا میدانند و لذا بعید است که در سطح روستا زباله ای بیابی. آن دسته از ساکنان ارازتقان که چند راسی دام دارند نیز در داخل حیاط و مقابل خانه ها و کوچه و ... که محل گذر حیوانات است خاک اره و ... ریخته تا مبادا روستا و محل سکنی شان آلوده گردد.

ارازتقانی ها با همکاری یکدیگر اقدام به کاشت نهال و .... در ورودی و سطح روستا کرده تا برخلاف دیگر روستاهای ترکمن نشین استان، ارازتقان روستایی سبز باشد و البته دهیار آن نیز برگزیده استان در حفظ، احیا و صیانت از منابع طبیعی.

با آنکه اکثر قریب به اتفاق اهالی تنها 1 الی 5/1هکتار زمین داشته و از این رو زندگی متوسط و حتی ضعیفی دارند لیک خود را موظف می دانند که عوارض و .... را که صرف آبادانی همان روستا میشود راس زمان تعیین شده یا حتی پیش از آن به حساب مشخص شده دهیاری واریز کنند.

علاوه بر این آنها گاه  به جهت علاقه بسیارشان به  عمران و توسعه روستا بیش از این عمل کرده و بخشی از اموال شان را در اختیار نهادهای مدیریتی آبادی میگذارند. به عنوان نمونه پیرمردی به نام ملاقلیچ فروتن که بر اثر حادثه ای از کارافتاده نیز شده بخش اعظم دارایی اش که نزدیک به 500 متر زمین در داخل بافت روستا بود به جهت عمران روستا به دهیاری واگذار کرده است.

مراسمی که ما در آن حضور داشتیم جشن انقلاب بود و جالب آنکه هنگامی که جوایز مسابقات مختلف این مراسم همچون رقابت آشپزی و ... اهدا میشد رقبای فرد برنده به خصوص دخترانی که لباسهای زیبای ترکمنی به تن داشتند برخلاف مسائل مورد انتظار در رقابت های اینچنینی ، چنان او را تشویق میکردند که گویی نفر برگزیده آنان بوده و در حال تشویق خود هستند. 

تصور میکنم عملکرد اهالی روستای کوچکی همچون ارازتقان میتواند درسهایی برای ساکنان شهرهای بزرگتر نیز داشته باشد.

کمی فکر کنیم ، اهالی این روستا که شاید چندان سوادی نیز نداشته و به مانند ما به امکانات مختلف نیز دسترسی ندارند چه درسهایی میتوانند به ما بدهند؟؟؟ مایی که تنها و تنها عادت نموده ایم انتقاد کرده و غر بزنیم و ... اما خود حاضر نیستیم در راستای زیبایی شهر ، کمک به همشهریان و موج مثبت فرستادن برای آنان و .... ، چند گام هر چند کوچک برداشته تا مبادا خرده زحمتی متقبل شویم.

آری، ارازتقان درسهای بزرگی برای ما دارد.