گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

گرگان ما 16 آذر 210 تایی شد/ من هنوز می‌نویسم
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧
 

وبلاگ نویسی هم عجب مزه‌ای داره‌ها. اون روزی که پس از چند سال انتظار برای دریافت مجوز نشریه ، هیئت نظارت بر مطبوعات کشور بدون دلیلی خاص مرا لایق!!! ندانست خیلی حالم گرفته شد. شما که غریبه نیستید آن چند سالی که در انتظار بودم نقشه‌ها کشیده بودم؛ فلان جا دفتر میگیرم، رضایت فلانی‌ها رو برای همکاری جلب میکنم، فلان گزارشها رو تهیه میکنم، از فلان درد گرگانم و استانم می‌نویسم، مطالب نشریه ام فلان مشکل مردم رو حل می‌کنه و .... .

 روزی که فهمیدم بی‌خود و بی‌جهت شایسته داشتن نشریه نشده ام ناامید شدم و گفتم ولش کن، بی خیال. اما نمیدانم چی شد که پس از گذشت مدتی، یک روز که داشتم از سر تفنن مطالب وبلاگ‌ها و سایت‌ها را می‌خواندم به سرم زد که وبلاگی برای خودم ثبت کنم. شش یا هفت دقیقه از تصمیمم نگذشته بود که به لطف پرشین بلاگ " گرگان ما" را ثبت کرده و من هم شدم وبلاگ نویس.

نمیدونید چه لذتی داره که هر وقت اراده کنی دلنوشته‌ات رو در عرض چند دقیقه می‌نویسی و حرف‌ات رو به اطلاع خیلی‌ها میرسانی، نمیدونید چه مزه‌ای داره که می‌بینی مطالب وبلاگ‌ات را چند نشریه استانی شنبه‌ها کار می‌کنند و صدات چند جا منعکس میشه، نمیدونید چه حالی داره که پیام‌های خوانندگان مطالبت رو میخوانی و روحیه می‌گیری، نمیدونید چه ذوقی داره وقتی که میفهمی دوستهای کودکی و تحصیل و سربازی و دانشگاه از طریق وبلاگ پیدات کرده اند، نمیدونید چه عشقی داره وقتی که می‌فهمی با نوشته‌هات به سهم خودت دل چند همشهری عاشق گرگان که فرسنگها از این دیار دورند شاد کردی، نمیدونی چه لذتی داره وقتی از طریق این معجزه گر چند دوست جدید همفکر عاشق گرگان پیدا می کنی، نمیدونید چه .... .

آری، من نشریه ندارم اما وبلاگی کم خرج دارم. من هنوز میتوانم بنویسم. من میتوانم از عشقم گرگان بگویم. من میتوانم.... .

انتظار نداشتم به این زودی وبلاگم اینقدر پربیننده شود. واقعا انتظار نداشتم که روزی مثل 16 آذر 87 "گرگان ما"وبلاگی که فقط به یک شهرستان می‌پردازد 210 بازدید داشته باشد. اما به لطف همه دوستان و همشهریان به خصوص آنانی که از سر لطف به مطالب این حقیر لینک داده یا آنانی که وبلاگ را به دیگر دوستان معرفی کرده اند این برایم میسر شد و از این رو دیگر به جهت عدم صدور مجوز نشریه غمین نبوده و میگویم: گر خداوند ز حکمت ببندد دری / ز رحمت گشاید در دیگری.

آری من هنوز می نویسم.

---------------------------------------------------------------------------------------------

گزارش بازدیدهای گرگان ما

http://www.persianstat.com/Results.aspx?id=1114150&mode=7