گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

با مردی که عاشق گرگان است
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧
 

اشاره: آنچه ما را متعهد میکند که اینگونه به هوشنگ گلمکانی بپردازیم نه آثار سینمایی او و نه شهرتش در این عرصه است. بلکه عشق دیوانه وار او به گرگان و تلاشهایش به عنوان یک همشهری مقیم پایتخت برای ترویج نام گرگان و معرفی این شهر متفاوت، محبوب و دوست داشتنی شمال ایران به دیگر هموطنان را در این زمانه، کیمیا و قابل ستایش میدانیم.

گرگان ما- هوشنگ گلمکانی زودتر از همه مهمانان و با دو دوست و هم محلی قدیمیش غلامعلی رضایی و بهروز بهرامی وارد سالن خیریه بانوان گرگان محل برگزاری مراسم شد و با مشاهده استندی که تصویر او و جملاتش درباره گرگان نقش بسته بود ،رو به علی نصیبی بانی برگزاری جلسه کرد و گفت: آقا قرار ما که این نبود فقط میخواستیم گپی با همشهریان ما بزنیم.

گلمکانی سپس با مشاهده مطلبی درباره خود که در روزنامه گلشن مهر چاپ شده بود از اطرافیانش پرسید: گرگان چند نشریه دارد؟ دلم میخواهد تا قبل از رفتن یک نسخه از هر یک تهیه کنم.

پس از قرائت قرآن، نیکان آرخی مجری جوان جلسه با قرائت شعری درباره گرگان، اینگونه به معرفی هوشنگ گلمکانی پرداخت: آقای هوشنگ گلمکانی؛ روزنامه نگار برتر سال 87 ایران، داور جشنواره های بین المللی فیلم، منتقد و نویسنده سینمایی، و از همه مهمتر گرگان دوست.

علی نصیبی از روزنامه نگاران گرگان زمین در ادامه مراسم به پشت تریبون آمده و در باب فلسفه برگزاری جلسه گفت: بنده نه علاقمند به سینما هستم و نه رویدادهای سینمایی را پیگیری میکنم و از این باب به تبع با نام هوشنگ گلمکانی هم آشنایی نداشتم. در آستانه نوروز 81 به جهت انجام کاری در خوزستان حضور داشته و به جهت طول کشیدن این کار و دوری از گرگان، شدید دلتنگ دیار خود بودم. در این بین اتفاقی نوشته ای از آقای گلمکانی در نشریه ای خواندم که در آن وی با قلمی شیوا به بیان حال و هوای سالهای نوجوانیش در گرگان پرداخته بود . آری آن نوشته در آن حال و هوای دلتنگی از گرگان باعث آرامش بسیارم شد.

نصیبی در ادامه اظهار داشت: خاطره آن نوشته داشت از ذهنم پاک میشد که یک ماه پیش اتفاقی به سایت آقای گلمکانی دسترسی پیدا کرده و پیغامی به این مضمون برای وی گذاشتم؛ آقای گلمکانی ما هنوز شما را متعلق به گرگان میدانیم.

وی افزود: این پیام باعث ارتباط بنده با آقای گلمکانی و تبادل ایمیل های متعددی بین ما شد و من در خلال این مکاتبات دریافتم ما در گروهبان محله با هم همسایه بوده و آقای گلمکانی که البته هفت سال پیش از تولد من از آن محل و گرگان کوچ کرده شدیدا" و بیش از ما عاشق گرگان زمین است و به قول خودش با وجود 39 سال مهاجرت از گرگان، هنوز خیلی شبها خواب این دیار را میبیند.

این روزنامه نگار  سپس با قرائت شعری درباره گرگان خاطرنشان کرد:  به جهت عشق خاص گلمکانی به گرگان که البته در این زمانه کیمیاست تصمیم گرفتیم به حد خود زمینه اتصال مجدد ایشان به این دیار را فراهم کنیم.

در ادامه این برنامه غلامعلی رضایی هنرمند پیشکسوت سینما و تئاتر گرگان زمین ضمن یادآوری فضای خاص سالهای کودکی و نوجوانی خود و هوشنگ گلمکانی در گرگان گفت: عشق ما بچه های گروهبان های ارتشی استراباد در آن سالها این بود که زودتر جمعه فرا رسیده و ما با بلیطی که ارتش در اختیار پدران ما گذاشته بود دسته جمعی به سینما دیانا برویم.

رضایی اظهار داشت: آرام آرام اینگونه ما به سینما پیوند خورده و به سراغ نشریات نقد فیلم و سپس ورطه هنر رفتیم.

این بازیگر باسابقه تئاتر سپس ضمن اشاره به نحوه پیوند گلمکانی با سینما و معرفی آثارش خاطرنشان کرد: در این زمانه که کارهای جمعی زود به بن بست میخورد وی با دو نفر از دوستانش 26 سال است که بی وقفه نشریه وزین فیلم را منتشر و سردبیری آن را بر عهده دارد.

وی در سخن پایانی اش گفت: هر چند ما و خیلی از بچه های آن روزهای گروهبان محله ریشه گرگانی نداشته و پدران و مادران ما متعلق به دیاری دیگر بودند لیکن ما شدیدا" خود را فرزند گرگان میدانیم و معتقدیم جدایی جسمی و فکری از سرزمینی که تمام خاطرات شیرین ما در آن رقم خورده است غیر ممکن میباشد.

عبدالرضا چراغعلی رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و زیست شهری شورای شهر گرگان دیگر سخنران این مراسم بود.

چراغعلی سخنش را با قرائت شعری درباره گرگان آغاز کرد: تو گرگانی که در متن اوستا / ستوده نام پاکت را اهورا.

وی در ادامه ابراز امیدواری کرد عشق فروزانی که در دل گلمکانی نسبت به گرگان وجود دارد تا همیشه شعله ور باقی بماند.

رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و زیست شهری شورای شهر گرگان اظهار داشت: تلاش داریم تا زمینه ارتباط بیش از پیش گرگانیان نخبه در زمینه های متعدد که دور از دیار خود سکنی گزیده اند با شهر دوست داشتنی گرگان بیش از پیش فراهم شود.

پس از چراغعلی، محمود اخوان مهدوی محقق تاریخ گرگان زمین غزلی زیبا که در آن آرزوهای یک گرگانی دور از گرگان درباره بازگشت به شهر و گشت و گذار در کوچه پس کوچه های قدیمی و مشاهده دوباره جاذبه های استراباد بیان شده بود ،به گویش شیرین گرگانی قرائت کرد.

قرائت این غزل گرگانی که سروده احمد اخوان بود فضای خاصی در جلسه حکمفرما و به قول خانم نیکان آرخی مجری مراسم، حاضران را به محلات قدیمی شهر همچون میخچه گران، دربنو، سرپیرو بافت قدیم استراباد و خاطرات این محله ها برد.

اما احساسی ترین سخنران این برنامه، پوریا تابان مجری برنامه دورخیز شبکه دو و گزارشگر ورزشی بود.

تابان که او نیز اهل گروهبان محله است در سخنانش به نحوه آشنایی با هوشنگ گلمکانی در دفتر مجله فیلم اشاره و گفت: برایم جالب بود که ایشان با آن تاثیرگذاریش در عالم سینمای ایران، وقتی فهمید من گرگانی و اهل همان محله قدیمی او هستم با هیجان گفت صحبتهای کاری را ول کن فقط به من بگو از گرگان چه خبر؟ گروهبان محله چه شکلی شده؟ و .... .

تابان سپس خطاب به حاضران اظهار داشت: من خیلی اتفاقی به این مراسم آمدم و وقتی فهمیدم برنامه مذکور به خاطر یک گرگانی دور از گرگان اما شیفته گرگان برگزار میشود از این بابت که هنوز گرگان فرزندان شایسته اش را فراموش نکرده به خود بالیدم.

مجری برنامه های مختلف تلویزیونی خاطرنشان کرد: شاید گرگان برای آنانی که در این شهر زندگی میکنند تکراری باشد لیکن بدانید بسیاری از آنانی که خاستگاهشان این دیار بوده یا چند صباحی از عمر خود را در این شهر گذرانده اند و اکنون از آن دور شده اند هنوز به شوق این دیار نفس کشیده و با خاطراتشان از گرگان خوش هستند. پس بدانیم قدر گرگان سبز و زیبای ما را و پاس بداریم حضورمان در این خاک اهورایی و بهشت گونه را.

پوریا تابان در کلام پایانی اش با اشاره به تلاش گلمکانی به جهت پاکسازی سینمای ایران از فیلم های بی مایه موسوم به فیلمفارسی و نیز وجود طرفداران بیشمار نوشته های گلمکانی در جای جای ایران اظهار داشت: مجری مراسم گلمکانی را گرگاندوست معرفی کرد اما من که با او برخوردهای زیادی داشته ام میگویم این کم است، گلمکانی عاشق گرگان است. وی در نوشته های متعددش به بهانه های مختلف گریزی به گرگان زده و از این شهر برای مخاطبان آثارش گفته است.

در ادامه برنامه هوشنگ گلمکانی در میان تشویق حضار پشت تریبون قرار گرفت و گفت: من انتظار برگزاری این مراسم را نداشته و تصور میکردم میخواهم با ده پونزده همشهری گپ بزنم و از این رو آمادگی کافی برای سخن گفتن ندارم. بماند آنکه اگر بخواهم درباره عشقم به گرگان سخن بگویم منقلب شده و اشک امانم نمی دهد.

گلمکانی اظهار داشت: گرگان شهر خاطرات زیبای من است و از این رو بنده همیشه و همه جا خود را گرگانی و فرزند این دیار میدانم.

روزنامه نگار برتر سال 87 ایران متذکر شد: حتی نحوه قرائت قرآن توسط مجری در ابتدای جلسه ،مرا به روزهای کودکی ام و دهه محرم چهل  چهل و پنج سال قبل که با او به تکیه خراسانی های مقیم گرگان در محله قدیمی شهر میرفتیم انداخت و من از همان ابتدا منقلب شدم.

داور جشنواره های بین المللی سینما افزود: گرگان امروز با گذشته بسیار فرق کرده و گرگان پرترافیک برای من غریب و نا آشناست. در فاصله حضور قبلیم در این دیار تا الان، بسیاری از ساختمانهای پرخاطره شهر هم چون هتل میامی و خانه های بافت قدیم تخریب شده و از این رو گویی بخشی از خاطرات مردم این دیار مدفون شده است.

نویسنده کتب مختلف در حوزه سینمای ایران اظهار داشت: خودخواهی است اگر بگوییم گرگان به خاطر ما و خاطرات ما تغییر نکند لیکن اگر این تغییر مبتنی بر هویت شهر و ... نباشد دیگر چیزی از آن گرگان دوست داشتنی باقی نمی ماند.

هوشنگ گلمکانی گفت: امروز در پاییز زیبای النگ دره گرگان من و دوستان قدیمی ام " پیمان النگ دره" را منعقد و متعهد شدیم شهر دوست داشتنی و پرخاطره خود را از یاد نبرده و در حد توان در جهت اعتلای آن بکوشیم. از این رو بنده هم تصمیم گرفته ام با فاصله های زمانی کم در این دیار حضور یافته و بیش از پیش از هوای گرگان که بوی خاطرات شیرینم را دارد استنشاق کنم.

وی افزود: بنده در جلسات مختلفی شرکت کرده ام اما مطمئن باشید این روزهای حضور مجددم در گرگان و این نشست از پرخاطره ترین های آنها بوده و هیچ گاه آن را از یاد نمی برم.

در حاشیه:

- گلمکانی در پایان جلسه و بعد از عکس دسته جمعی حضار، بنر استند مراسم را به رسم یادگار با خود به همراه برد.

- هنگامی که گلمکانی در بیرون محل برگزاری مراسم در کوی ویلا از طریق بلوتوث در حال دریافت آهنگ گرگانی " اوزان دم در سر دوئه .......... " بود یکی از رهگذران سمت او آمده و گفت: هوشنگ توئی؟ یادته توی یک کلاس بودیم؟ یادته دفترم ر ......... .

- از طرف چراغعلی عضو شورای شهر گرگان ، به یادبود لوحی تقدیم هوشنگ گلمکانی شد.