گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

بازنده که بود؟
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ بهمن ۱۳۸٦
 

بازی با آرارات که تمام شد خیلی‌ها ناراحت بودند.‌کم سن و سال‌ترها سرشان را پایین گرفته بودند، یک عده آن پشتها اشک می‌ریختند،بازیکن‌ها از روی نیمکت تکان نمی‌خوردند،ایزدپناه‌سخت در خودش فرو‌رفته‌بود و مات و مبهوت به زمین نگاه میکرد.و...... .

یکی از دوستان که هنگام بازی در کنارم نشسته و هیجانم را دیده بود دستی به شانه‌ام زد و گفت: بی‌خیال، ناراحت نباش، اصلا از فکرش بیا بیرون و این آخر‌هفته‌ات را خراب نکن.

لبخند زدم وگفتم: ناراحت!!؟ مطمئن باش. بیخیال نیستم اما ناراحت هم نه.

........ : دیگه برا ‌مافیلم بازی نکن. من که میشناسمت.حتی دعا میکنی که موقع اخبار برق بره و هیچکس نفهمه که گرگان باخته.

..............: خیالت راحت.آرارات برد اما ما نباختیم!

....... : چطور؟

.............: بذار برات بگم. حرفم رو توجیه نمیکنم اما وقتی می‌بینم ۳هزار نوجوان و جوان یک نفس با شور و حرارت  نام گرگان رو فریاد میزنند و با هیجان تیمشان رو تشویق میکنند می‌فهمم عشق به گرگان هنوز زنده است. هنوز گرگان نفس میکشد و همچنان ما برنده‌ایم.

....... : چی میگی؟ پس اینهایی که پشت پیراهنشان اسم گرگان بود و از پس حریف برنیامدن کی بودن؟

...........: دنبال بازنده میگردی؟ بازنده اونهایی هستند که گرگان براشان مهم نیست. آنهایی باختندکه مرگ بسکتبال گرگان خم به ابروشان نمیاره و نمی‌دانند که این شکستها و از بین رفتن ورزش سنتی این شهر یعنی سرخوردگی جوانان گرگان‌زمین، یعنی از بین رفتن اعتماد به نفسشان، یعنی آوارگی گلهای شهر ما  در غروبهای ۵شنبه و حضور تدریجی آنها در ناکجاآبادها، درسته این بازی بازنده داشت اما بازنده آن من و تو و بقیه فرزندان این شهر نیستیم. باخت امروز بسکتبال گرگان برای آنهاییست که شکوه این دیار را نمی‌خواهند، متعلق به آن مسئولینی است که .................. . نه، ما نباختیم. ما برنده‌ایم چون در کنار کسانی هستیم که به گرگان‌زمین عشق ‌می‌ورزند، برای شهرشان اشک می‌ریزند و .... . آری ما برنده‌ایم .