گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

برای همشهری مظلومم
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧
 

دیشب اتفاقی متوجه شدم. خیلی اتفاقی و با دیدن عکس بر روی تابوت در هنگام پخش گزارش تشییع از خبر ساعت ٢٣ شبکه گلستان ،دریافتم قاضی گرگانی شهید در سیستان و بلوچستان بچه محل سابق ما بوده است.

چند سالی از ما بزرگتر بود. تصویری که از گذشته در ذهن دارم رفت و آمدش با یک دوچرخه 28 در گروهبان‌محله (کوی آزادی) و چهارراه مسعود بود،کار کردن تابستان‌هایش در نانوایی جنب خانه‌شان و لبخندی که هنگام تماشای بازی‌های جام‌های فوتبال ما بر لب داشت. اغراق نمیکنم که یکی از پاکترین و خوش‌برخوردترین بچه‌های محل  بود که پیش از هر چیز حسن رفتارش به خاطرم می‌آید. 

شهید ابراهیم کریمی بر سر سفره پدری بزرگ شد که اکنون در آستانه 80 سالگی و با محاسنی کاملا سفید تنها یک مغازه در خیابان ششم (سوار) گروهبان‌محله دارد که  تمام اجناس آن شاید بیش از پنجاه‌هزار تومان نیارزد. پدری که هر روز از اولین ساعات صبح تا پاسی از شب در مغازه‌اش حضور داشته و شاید تنها دلخوشیش همین فرزند بوده، فرزندی که در غربت و در عین مظلومیت به گلوله بسته شد. درست به مانند دیگر بچه‌محل ما عباس حبیبی که او نیز در سیستان و بلوچستان به شهادت رسید و تازه چند روز پیش مراسم چهلمش برگزار شد.