گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

برگ‌هایی از تاریخ گرگان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧
 

براساس نوشته تبری در تاریخ تبری ، در حمله سعید بن عاص سردار عرب به گرگان، مردم این دیار به سختی در مقابل سپاه هشتاد هزار نفره او مقاومت کردند به طوری‌که سعید بن عاص از وحشت، نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت دو طرف وارد مذاکره شدند. سعید بن عاص سوگند خورد به مردم امان داده و یک تن از آنها را نخواهد کشت. گرگانیان تسلیم شدند اما سردار عرب همه را به قتل رساند به جز یک نفر. وی در توجیه پیمان‌شکنی خود گفت: من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم!! .

به نوشته فتوح‌البلدان ، گرگانی‌ها در زمان سلیمان‌بن‌عبدالملک اموی سر به شورش برداشته و عامل خلیفه را کشتند. یزید بن مهلب که برای سرکوبی مردم گرگان و جلوگیری از گسترش قیام در سال 99 به سوی این دیارشتافته بود، وقتی با پایداری اهالی این سامان مواجه شد سوگند خورد که با خون عجم گرگانی آسیاب بگرداند و گندم آرد کرده بخورد.

بلاذری مینویسد: پس از فتح قلعه، به حکم یزید  جهم بن زحر جعفی چنان شروع به کشتن کرد که در آن وادی خون روان شد.

این کشتار در روضه‌الصفا اینگونه نقل شده است: قاتلان اسیران را بر کنار جویی که به آسیایی می‌رفت، بنا به دستور یزید بن مهلب مانند گوسفند ذبح کردند و از آرد آن آسیا طعامی مرتب کردند پیش یزید آوردند تا بخورد و چهار هزار نفر دیگر از آنها را بیاویخت.

تاریخ تبرستان همچنین آورده است: پس از سرکوب ایرانیان آزاده در گرگان، یزید بن مهلب در نامه‌ای به خلیفه اموی نوشت: چندان غنائم برداشتم که قطار شتر به شام رسد.

به پای نام این پاکیزه این خاک

چه سرهایی که درغلتیده در خاک

که تا گرگان ز صدها معبر خون

گذشت و آمد اینک تا به اکنون

چنین بودست، زین پس هم چنان باد

و نام پاک گرگان جاودان باد