گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

رشت توانست‌، چرا گرگان نتواند؟
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٧
 

نمیدانم چرا دیروز وقتی مسابقه فوتبال پگاه رشت و استقلال تهران را در چارچوب فینال جام حذفی فوتبال باشگاه‌های کشور در ورزشگاه پر از تماشاگر سردار جنگل تماشا می‌کردم ناخودآگاه چند بار به یاد گرگان و فوتبال آن افتادم.

دلیل اول شاید حضور نادر دست‌نشان بر روی نیمکت مربیگری پگاه رشت بود. مربی‌یی که به واسطه تلاش و عملکرد مناسبش این روزها در اوج محبوبیت به سر می‌برد و به عبارتی در ابرها سیر میکند. نادر در زمان بازیگری هافبک وسطی خوش‌تکنیک بود که حتی به تیم ملی نیز راه یافته بود. اما همین دست‌نشان هنگامی که با تیم باشگاهیش نساجی قائمشهر در چارچوب لیگ مازندران به گرگان می‌آمد مسحور هنرنمایی پورنیگ قوشچی در میانه میدان تیم استقلال یا منتخب گرگان میشد. اما نادر اکنون کجا و پورنیگ کجا؟ پورنیگ بااستعداد در گرگان ماند و به دلیل عدم ارتباط فوتبال گرگان با رده‌های بالاتر و نیز نبود پشتیبانی لازم ، عرصه بالاتری برای بروز استعداد خود نیافت و دایره شهرتش نیز در همان نقطه متوقف ماند. درست به مانند دهها جوان بااستعداد دیگر گرگانی.

دلیل دوم شاید مشابهت‌های گرگان و رشت از لحظ مختلف بود. این دو شهر پرجمعیت‌ترین شهرهای شمال ایران هستند و هر دو به دلیل این کثرت جمعیت تنها شهرهایی در شمال هستند که دارای شورای شهر نه نفره هستند. هر دو دارای تاریخی غنی بوده و به استناد گواه بسیاری، دو شهر فرهنگ‌مدار این منطقه از ایران هستند. در این بین نام رشت این روزها با تکیه بر فوتبالش بر سر بسیاری از زبانها جاری و در هر رسانه‌ای ساریست. و این است جادوی فوتبال که میتواند سبب تبلیغ بسیار دیاری شود و از آن سو .... .

دلیل سوم اسپانسر تیم گیلانی بود، کارخانه پگاه. پگاهی که پای فوتبال رشت ایستاد و حتی با حمایت مناسب مالی از فوتبال آن شهر ، در زمانی که تیم به یک دسته پایینتر سقوط کرده بود نگذاشت تیم رشتی خلا چندانی را حس کند. در آن سو پگاه گرگان یا گلستان با سابقه‌ای طولانی و درآمدی شاید بیشتر از پگاه گیلان از حمایتی کم‌هزینه تر از یکی از تیمهای ورزشی این دیار خودداری میکند.

دلیل چهارم، تماشاگران رشتی بودند که دیروز عاشقانه از تیم شهرشان حمایت کرده و در لوای فوتبال، متحدانه نام شهرشان را فریاد کشیدند. درست به مانند هواداران دوآتشه بسکتبال گرگان. بسکتبالی که پیروزیش به جوانان گرگانی نشاط و اعتماد به نفس هدیه کرده و از آنسو شکستش سبب سرخوردگی هزاران جوانی میشود که دلخوشی دیگری جز تیم محبوب دیارشان ندارند. بسکتبالی که البته این روزها در آستانه پایان فصل نقل و انتقالات بازیکنان هنوز اسپانسرش مشخص نیست.

در ماههای اخیر  هر چند هفته یکبار زمزمه‌هایی مبنی بر خرید امتیاز یک تیم لیگ برتری جهت حضور با نام گرگان در سوپرلیگ فصل آینده فوتبال شنیده میشود و حتی هیئت وزیران در سفر خود به گرگان، حمایت از یک تیم فوتبال حرفه‌ای را تصویب کرد. اما گویی تاکنون در عمل برای این مهم که میتواند تاثیر بسیاری در جنبه‌‌های مختلف برای این دیار داشته باشد کاری صورت نگرفته است و در این بین باز سهم جوانان گرگانی و گلستانی از لیگ برتر فوتبال کشور تنها تماشای رقابتهای تیمهای دیگر شهرستانها  از دریچه تلویزیون است. بماند آنکه نماینده استان در لیگ دسته دوم باشگاههای کشور نیز هفته پیش به یک رده پایینتر سقوط کرد.