گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

زیارت، روستای ییلاقی / نوشته‌ای از سیدحسین میرکاظمی*
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧
 

گرگان. سوی جنوب جنگل‌پوش. منزل اول پس از شش کیلومتر: ناهارخوران. برای گرگانی‌ها طی این راه، مبدا و مقصدی است. به آداب اسب‌دوانی با آخرین مدل ماشین یورتمه و چهارنعل در نشئه موسیقی و آواز خواننده‌های بدلی می‌روند. همین که رسیدند، میدانچه ناهارخوران جنگلی را دور می‌زنند، برمی‌گردند به ایتدای بلوار دروازه شهر. میدانچه ناهارخوران غنیمت تنفس شهر، حوضی به شکل کبوتر دارد با ماندآب. ای کاش کبوتر کلاغ بود.

                   

ادامه راه ناهارخوران تو را به ارتفاع می‌برد. منزل دوم: زیارت. پاییز اینجا پریوار است. خاصه‌رود به سنگ می‌کوبد، هو می‌زند و خلاف تو می‌دود. اینک روی در روی روستای ییلاقی زیارت هستی در چاله‌گاهی از البرز. خانه‌ها چفت‌چفت هم در دره جاری‌اند. زندگی دام و آدم. آب معدنی جوشان از حوضچه. تمنای مداوا. جای جای جاذبه آب و بلندی: آبشاران و تاق‌های رنگین‌کمان.

بامدادان از ستیغ. صدای ماغ گاوان و بانگ خروسان. شامگاهان در ستیغ. بازگشت مردان و زنان آبادی از کار روزانه که از کوه و کتل سرازیرند. بازی هم، بازی شنگولانه بزغاله‌ها.

پنجره‌های شبانه زیارت پر است از عبور ماه.

**- سیدحسین میرکاظمی نویسنده نامدار گرگانی دارای آثار متعددی در زمینه ادبیات داستانی، ادبیات عوام و .... بوده که یورت، افسانه‌های مازندگان، افسانه‌های شمال، افسانه‌های دیار همیشه بهار، زن و این گمان، کفچه‌مار، آلامان از مشهورترین آنها هستند.