گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

گلستان‌ایران و تولدی دیگر
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
 

تازه دانشجو شده بودیم و مدتی نیز نمی‌گذشت که گرگان و دشت  استان مستقلی شده بود و حس عشق به دیار ما نیز بد در حال فوران. در ذهن خود رویاهای بسیاری برای آینده گرگان‌زمین متصور بوده و روز را با آن شب و شب را با آن روز میکردیم.
آن روزها استان ما نشریه‌ای نداشت و  ما عشق گرگان‌ها حتی نشریات گیلان را به تصور اینکه خبری از دیار ما ولو بی‌اهمیت و دوخطی در آن درج شده باشد با اشتیاق خریده و با ولع در داخل آن به دنبال نام گرگان و گلستان می‌گشتیم.
روزی مشغول تماشای تیتر نشریات در مقابل دکه روزنامه‌فروشی روبروی پارک‌شهر بودم که ناگاه کاغذی مرا میخکوب کرد. ْ گلستان ایران نشریه‌ای برای مردم گلستان، ...... برای ما بنویسید از نشریه خود چه می‌خواهید؟ ...... ْ

آری آن روز آنقدر ذوق‌زده شده که سریع به خانه رفته و سیاه‌مشقی به عنوان انتظاراتم از گلستان‌ایران نوشتم و آنرا به نشانی اشاره شده ارسال کردم.

چند روزی نگذشته بود که فروزان آصف‌نخعی صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریه تلفنی با نگارنده تماس و دوباره با ولع از آرزوهای خود برای دیارم و نیز خواسته‌هایم از نشریه گفتم و گفتم و گفتم و وی نیز با احترام گوش کرد و گوش کرد و گوش کرد.

چند ماهی گذشت که اولین شماره نشریه در ۸ صفحه و با صفحات اول و آخر رنگی منتشر و منی که با ذوق هر روز از روزنامه‌فروشهای شهرمان سراغ آنرا می‌گرفتم ۲۰ نسخه‌ای خریده و آن را بین آشنایانی که میدانستم دل در گرو این دیار دارند توزیع کردم. گلستان ایران با مطالب خواندنی بومی آمد و تصور میکنم از شماره سوم به بعد به‌صورت کاملا سیاه و سفید منتشر شد.

روزی به صورت اتفاقی الهه موسوی سردبیر نشریه و همسر فروزان آصف را دیده و مسلسل‌وار منی که بیرون گود نشسته بودم گفتم که باید اینگونه بنویسید اینگونه .... اینگونه ..... . او حرفهایم را کامل شنید و بعد ، از مشکلات انتشار نشریه گفت. از اینکه آستانه انتقاد پایین است، اینکه روابط‌عمومی‌ها تصور میکنند ما تریبون مدیرانشان هستیم، اینکه حمایت ارشاد وامی با بهره سنگین بوده و .... ، و ما تنها، تنها، تنها به عشق زادگاهمان مینویسم و اگر این نبود تاکنون عطای کار را به لقای آن بخشیده بودیم.

مدتی بعد به جهت تحویل مطلبی به دفتر نشریه در کوچه هتل خیام رفتم. تصور میکردم اکنون به مانند فیلمهای خارجی با دفتری شیک و مجهز روبرو میشوم و .... . اما آنچه دیدم با تصوراتم دنیایی فاصله داشت. باید چندین و چند پله با شیب غیرطبیعی را بالا می‌رفتی تا به دفتر کوچک نشریه با دو اتاق تو در تو می‌رسیدی. باورم نمیشد صدای گلستان ایران که تا به این حد در استان تاثیرگذار است از این‌اتاقهای بی‌امکانات در بیاید.

سردبیر نشریه آن روز از احتمال تعطیلی نشریه در آینده ای نزدیک برایم گفت و اینکه دیگر مشکلات امانشان را بریده است.

گلستان ایران پس از مدتی تعطیل شد در حالی که علاوه بر مشکلات اقتصادی، دچار اختلافات فکری با برخی از دوستان همفکر که گویی انتقاد نشریه را تحمل نکرده بودند نیز شد.

بعد از گلستان‌ایران خط‌شکن نشریات دیگری نیز در استان متولد شدند که هر چند آنان نیز با مشکلاتی مواجه شدند لیک گلستان‌ایران تا حدودی مسیر سخت روزنامه‌نگاری در استان نوپای ما را برای آنان فراهم کرده بود.

گلستان‌ایران پس از وقفه‌ای با کادر جدید فعالیت خود را آغاز و مدتی بعد نیز به یک اتاق در کوچه پس کوچه‌های فردجهان نقل مکان کرد اما هنوز نیز با وجود مشکلات و رقابتها و گاه حساسیتها به آن، چیز دیگری بود.

آری، فروزان آصف و الهه موسوی و یارانشان در حالی گلستان‌ایران را منتشر میکردند که بسیاری را عقیده بر آن بود آنها از لقمه‌های خود و ذره‌ذره وجودشان می‌کاهند تا نشریه منتشر شود و در این بین چه زخمه‌هایی که از هر سو به آنان وارد نمیشد.

مدتی بعد گلستان‌ایران مجوز روزنامه سراسری را اخذ و حالتی ملی به خود گرفت اما باز هر هفته ویژه‌نامه استانی آن به مانند سابق به جهت دفاع از خواسته‌های اهالی گلستان منتشر میشد. لیک پس از مدتی حکم توقیف نشریه صادر و درست همان روز ناز‌محمد پقه سردبیر وقت آن در گلستان پس از مدتها مبارزه با بیماری جان به جان آفرین تسلیم کرد و نهایت اینکه چندی‌پیش نیز دادگاه حکم به تعطیلی دائم این نشریه داد.

در این بین آصف و موسوی این زوج مطبوعاتی که بسیاری از روزنامه‌نگاران دیروز و امروز استان قلم‌زدن را از نشریه آنها آغاز کردند هنوز زادگاهشان را از یاد نبرده و هراز چندگاه برای سرزمین‌مادریشان می‌نویسند.

الهه موسوی که اکنون با دغدغه‌های زیست‌محیطی‌اش در روزنامه اعتماد قلم می‌زند هفته‌ای نیست که در آن  جریده و وبلاگ پیدا و پنهان خود از گرگان و گلستان ننویسد. وی که چندی پیش با انتخاب یک تشکل غیردولتی به عنوان روزنامه‌نگار برتر در حوزه محیط زیست انتخاب شد دو روزی میشود که وبلاگ جدیدی را به یاد  نشریه پرخاطره گلستان‌ایران راه‌اندازی کرده که در آن قصد نوشتن از گرگان و گلستان ایران را دارد.

http://www.golestaniran.blogfa.com/