گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

گرگان دیگر طاقت بدطینتان را ندارد
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٧
 

گرگان‌زمین سرزمینی با هفت‌هزار سال تاریخ که به نقل از اهورمزدا از آن به عنوان نهمین مکان از بهترین شهرهای آفریده شده یاد شده و پیش از ورود آریایی‌ها دارای فرهنگ و تمدن بوده و دیودوسیسیلی شهرهای آن را از بهترین شهرهای خوشبخت آسیا دانسته است در طول تاریخ به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و ... مورد هجومهای دشمنان بسیاری قرار گرفته و روزهای دشواری را به خود دیده است.

روزی بیابانگردان آسیای میانه قصد تسخیر گرگان‌تاریخی (گلستان فعلی) را نموده و از این رو دیوار سرخ گرگان دومین دیوار تاریخی جهان بنا و دیار ما را دربرمیگیرد. روزی یزید بن ملهب چنان از مقاومت و پایداری جانانه گرگانیان ایران‌دوست به خشم می‌آید که پس از فتح پرمشقت این دیار فرزندان غیور این سرزمین را به مانند گوسفند ذبح کرده تا خون آنان آسیایی را به  گردش آورده و وی نان حاصل از آرد آن آسیاب را به دندان گرفته و عقده‌هایش را فرو بنشاند.

به پای نام این پاکیزه این خاک                                         چه سرهایی که درغلتیده در خاک

که تا گرگان ز صدها معبر خون                                        گذشت و آمد اینک تا به  اکنون

 آری، گرگان در طول تاریخ به اندازه چندین و چند کشور دچار مشقت بوده و از این رو هیچگاه نتوانسته به آنچه که استحقاقش را دارد دست یابد. پس مباد که با دست خود رنج دیگری را به گرگان تحمیل کنیم. مباد آنکه فرزندان این دیار خود تیشه به ریشه یکدیگر زده و بهره این جدالها را کسانی ببرند که هیچ مهری در دل به گرگان تاریخی ندارند. آری تا به کی باید انرژی خود را مصروف چالش با یکدیگر و .... نماییم؟ تا کی؟

و اما بهانه نگارش این مطلب؛ فرزند غیرتمندی از این دیار  به نام محمد‌مهدی ایزدپناه با کمک چند تلاشگر دیگر سالها نام گرگان را با استفاده از اهرم بسکتبال در ایران طنین‌انداز کرده و به عشق این دیار به چندین و چند پیشنهاد رنگارنگ نه گفته تا هر چه داردبرای این دیار در طبق اخلاص نهد.

در این بین زمینه‌ای فراهم گشته تا اسدالله کبیر دیگر بزرگمرد بسکتبال این دیار پس از سالها به خاستگاهش برگشته و با قبول مسئولیت تیمهای پایه این شهر  خون تازه‌ای در رگهای ورزش گرگان جاری کند.

ولی افسوس و صد افسوس که عده‌ای ..... میخواهند با هزاران ترفند این دو سرمایه گرانبهای بسکتبال گرگان را رودرروی یکدیگر قرار داده تا یکی از آنان گرگان را ترک و باز بر حاشیه‌های ورزش اول این شهر افزوده شود.

و در این بین هر چه این دایی و خواهرزاده بر ضرورت وفاق جمعی برای جوشش مجدد چشمه بسکتبال گرگان سخن بر زبان می‌رانند لیک باز بد‌طینتان بر طبل تفرقه میکوبند و میکوبند.

آری، گویی تصمیم مناسب حضور کبیر در راس تیمهای پایه گرگان از نونهالان تا امید و ایزدپناه در منصب سرمربیگری تیم سوپرلیگی شهر طاقت تفرقه‌افکنان را به سر آورده و سبب شده آنان این روزها هر حیلتی دارند نمایان سازند.

بزرگواران! همانگونه که کبیر کبیر اعتقاد دارد ایزدپناه در دو سال اخیر که به گرگان بازگشته با بضاعت مالی پایین گرگان بهترین نتیجه را گرفته ، کنار رفتن او  از راس کادر فنی تیم بهیچوجه به صلاح نیست.

هر چند که ایزدپناه با تجربه سرمربیگری تیم ملی بزرگسالان و امید و جوانان ایران، پیشنهادهای رنگارنگ بسیاری داشته و مطمئنا به تیم بدون حاشیه دیگری خواهد رفت اما دوستان یقین بدارید که این بسکتبال گرگان است که ضرر خواهد کرد.

 

عزیزان! گرگان و ورزش آن به اندازه کافی مشکل دارد. به دست خود ضربه دیگری بر پیکر این شهر مظلوم وارد نکنیم.