گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

آنها همچنان روزنامه نگار مانده اند / نوستالژیِ گلستان ایران
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۳
 

 علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: روزهای نوجوانیم در ایامی گذشت که گرگان جزیی از مازندران بود، نشریه ای مختص به خود نداشت و صد البته مانند امروز این همه سایت و وبلاگ و ... فعال نبود و بالتبع نه خبری از فیس بوک بود و نه لاین و وایبر و ... .

  علی نصیبی

هفته نامه ای به نام "گام" در گیلان منتشر می شد که همیشه با چند روز تاخیر و با خبرهای کهنه به گرگان می رسید. بماند آنکه تنها اخباری را که از گرگان منتشر می کرد نیز مربوط به مسابقات لیگ فوتبال مازندران بود که عمدتا به جهت تماشای مسابقات شاهین و استقلال گرگان در آن لیگ، خود از نتیجه اش خبر داشتم اما باز به شوق خواندن خبری هر چند کوتاه و تکراری از گرگان، نشریه گام را تهیه کرده و با ذوق ورق زده تا از خواندن نام گرگان در آن نشریه متعلق به گیلان و مازندران، مشعوف شوم.

 ***

 زمان گذشت، نوجوان آن روز بزرگتر شد و پس از دیپلم، دانشجوی دانشگاه آزاد گرگان شد. سال 77 و در آن سالها که تازه گرگان و دشت یا گلستان امروز از مازندران جدا شده بود، روزی بر تابلوی اعلانات دانشگاه، کاغذی کاهی را مشاهده کردم که خبر از انتشار نشریه ای مختص این دیار می داد. نمی دانید آن روز چه حالی کردم و با چه شوقی آن نوشته را به دیگر دانشجویان نشان دادم.

 چند هفته بعد اولین شماره "گلستان ایران" منتشر شد و من از دکه روزنامه فروشی محمد میر در روبروی پارک شهر با ذوق و لذت فراوان چند نسخه از اولین شماره را که در هشت صفحه {با صفحه اول و آخر رنگی} منتشر شد تهیه کرده و با شور و اشتیاق راهی خانه شدم و صد البته نشریه را به هر آشنایی را که در راه دیدم نشان دادم و ... .

 به خانه رسیدم و سریع کاغذ و قلمی برداشته و سعی کردم مطلبی برای گلستان ایران بنویسم. هی نوشتم و هی خط زدم. هی نوشتم و هی خط زدم و در انتها پس از تلاش برای گریز از خط کج و معوج و بهتر نوشتن ظاهری و البته محتوایی با بهتر ردیف کردن کلمات در کنار هم، مطلبی که به زعم خود بخشی از مشکلات گرگان در آن درج شده بود از طریق پست به نشانی نشریه فرستادم.

 مطلب در شماره بعدی در ستونی که به پیام های خوانندگان اختصاص داشت درج شد و بماند اینکه من آن روز از دیدن نام خود در نشریه چه حالی بردم!!!

 یکی دو شب بعد با کمال هیجان، با فروزان آصف نخعی مدیرمسئول نشریه تلفنی گپ و گفتی داشتیم و وی که آن زمان سابقه همکاری با نشریات مرکز در آن روزهای پرتلاطم رسانه های پایتخت را داشت از این نوقلم برای همکاری های هراز چند گاهی دعوت کرد.

 اینگونه بود که پای آن دانشجوی پر شر و شور به دفتر گلستان ایران باز شد. گه گاهی از خیابان امام خمینی ره به کوچه هتل خیام می رفتم و با ورود به اولین کوچه سمت راست، {همان که نبش آن مسجد جمع و جور و باحال صنف میوه فروش ها بود} به ساختمان میرفندرسکی وارد شده و با گذر از پله هایی با شیب فوق بالا، به دفتر گلستان ایران می رفتم و نوشته هایم که عمدتا ورزشی یا اجتماعی بود تحویل الهه موسوی همسر فروزان آصف نخعی و سردبیر نشریه می دادم. ایشان بزرگوارانه این نوقلم آن روزها را تحویل می گرفت و من در آن محیط کوچک و جمع و جور، سلام علیک و احوالپرسی با نویسندگان آن روزهای نشریه همچون محسن نجفی نژاد می کرده و بعد به انتظار چاپ مطلبم راهی خانه می شدم و روزها را می شمردم تا گلستان ایران به روی دکه ها بیاید.

 ***

 آن روزها تازه نسیم اصلاحات وزیدن گرفته بود، هنوز فرهنگ انتقاد و نقد پذیری حتی در بین اصلاح طلبان نهادینه نشده بود و صد البته از این رو در شهری مثل گرگان سال 77 که بسیاری از نیروهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، ورزشی و ... آن همدیگر را کامل می شناختند مطلب انتقادی نوشتن سخت بود و به شدت در مقابل نقدهای مطبوعات محلی، چه از افراد این سو و چه از آن سو موضع گیری می شد.

 گلستان ایران در آن سال ها کار بسیار سختی داشت. از یارانه مطبوعات خبری نبود، فرهنگ اطلاع رسانی و آگهی از طریق نشریات هنوز باب نشده بود، تعداد تحصیلکرده های رشته ارتباطات و روزنامه نگاری به تعداد انگشتان یک دست نمی رسیدند، روابط عمومی های استان تازه تاسیس از نقش و وظیفه مطبوعات محلی آگاهی نداشتند، چاپخانه ها تجربه انتشار نشریه را نداشتند، هزینه تک فروشی کفاف اجاره دفتر و هزینه چاپ و ... را نمی داد و دهها مشکل دیگر.

 گلستان ایران هر چند با همت آن زن و شوهر روزنامه نگار الهه موسوی و فروزان آصف نخعی، سعی می کرد در آن فضا زنده بماند و کار را پیش ببرد اما عرصه بسیار سخت بود. در کار انتشار نشریه گاه خلل می افتاد و گاه براساس آنچه که از دور می شنیدم به جهت نوشته ها یا برآورده نشدن خواسته های غیرحرفه ای، دوستان دشمن می شدند و ... .

   ***

 با گذر زمان، آن عطش اولیه نیز در من فروکش کرده بود و دیگر با دیدن نامم در نشریه به سر ذوق نمی آمدم و از این رو دغدغه هایم را در محیط دانشجویی، ورزش، و ... می یافتم لذا از گلستان ایران کم کم فاصله می گرفتم.

 روزی از روزها که باز هوس نگاشتن مطلب کردم برای تحویل نوشته ام دوباره راهی کوچه هتل خیام شدم. گلستان ایران از آنجا نقل مکان کرده بود به کوچه فرد جهان. با گذر از چهار راه میدان یا میدان عباسعلی راهی خیابان سرخواجه شدم و سپس کوچه فرد جهان و بعد دفتر جدید نشریه. دفتر که نه!! اتاقی از اتاق های خانه مادر الهه موسوی شده بود دفتر اولین نشریه استان و  آنها همچنان به سختی، چراغ روزنامه نگاری گرگان و دشت را روشن نگاه داشته بودند.

 شاید در آن روزها و ایام، ایراد کار الهه موسوی و فروزان آصف این بود که چندان اهل معامله و مماشات با این و آن نبودند و علاقه نداشتند از کنار کاری فرهنگی سود کلان اقتصادی ببرند و از این رو می خواستند همچنان با حفظ اصول، ایستاده بمانند.

 ***

 گلستان ایران در کش و قوس های آتی بعدها بدل به نشریه ای کشوری شد و ویژه نامه استانش را به زنده یاد نازمحمد پقه سپرد. سپس بعد از مدت کوتاهی انتشار توقیف شد و سپس تعطیل برای همیشه.

 آن نوقلم آن روزها نیز بعدها با حضور نشریات جدیدی همچون گلشن مهر، سلیم، گرگان زمین، گلستان سلام، و ... همکاری های موقتی با آن ها را آغاز کرد و از کنار کار در عرصه مطبوعات، دوستان جدیدی یافت، دنیای نویی را در مقابل خودش گشوده دید و فرصت بروز بیشتری برایش فراهم شد.

 ***

 زمان گذشت، سال ها از آن روزها گذشت، دنیای رسانه ها متحول شد و در این میان برای ما روزنامه نگاری جای خود را به وبلاگ نویسی داد و ... .

 ز کنار فضایی که از مسیر مطبوعات برای ما فراهم شد رشد کردیم، بیش از یک دهه پیش وارد سیستم دولتی شدیم و آرام آرام به سراغ پست ها و مسئولیت ها رفتیم و ... .

 در این میان هنوز خیلی ها روزنامه نگارند. هنوز الهه موسوی و فروزان آصف نخعی روزنامه نگارند. هنوز ... .

 

 

گاه گداری که در محافل فرهنگی اجتماعی گرگان خانم موسوی را می بینم به سویش می روم. سلامی به او می کنم و احوالش را جویا میشوم. این روزها ما با هم در زمینه های مختلفی اعم از توسعه و محیط زیست، و ... اختلاف نظر داریم اما همه اینها باعث آن نمی شود که از کنار تلاش های او و همسر گرامیش که به من و من ها فرصت نوشتن و دیده شدن دادند بگذرم.

 آنان همچنان روزنامه نگار مانده اند و این احترام آنها را در قلب من افزونتر می کند.

 


 
 
برای رفتگران طبیعت استان گلستان / پاداش تان در کلمه نمی گنجد
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳
 

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: یکشنبه شب ساعاتی بعد از افطار به همراه جمعی از دوستان به جهت شرکت در جشن دو سالگی تشکل زیست محیطی رفتگران طبیعت استان گلستان، راهی ناهارخوران و سالن اجتماعات اداره کل حفاظت محیط زیست شدم.

قصدم این بود که با توجه به برگزاری مسابقه فینال جام جهانی، به رسم ادب نیم ساعتی را در مراسم حضور یافته و سپس راهی خانه شوم.

لیکن بدون تعارف، مراسم که به همت اعضای این تشکل فعال برنامه ریزی شده بود چنان بی تکلف و صمیمی و بی ریا در حال برگزاری بود که نتوانستم خود و دوستان را راضی به ترک سالن نمایم.

00000000000000000562

جای شما خالی، در انتها نیز شربت بهار نارنج و کیک دو سالگی تشکل را با چاشنی دیدار با دوستان گذشته میل کردیم و هر چند 20 دقیقه ابتدایی فینال جام جهانی را از دست دادیم لیکن نهایت لذت را از آن همه تلاش همشهریان عزیز ما که هر یک علیرغم گرفتاری های شخصی و ...، با احساس وظیفه نسبت به محیط زیست این دیار، در قالب یک حرکت اجتماعی زمینه ساز انجام کاری بزرگ شده اند، بردیم.

در این روزهای غلبه بی تفاوتی ها بر آدمیان، عزم این گونه تان برای ترویج نگاهی فرهنگی، به ما جان دوباره می بخشد.

***

رفتگران طبیعت استان گلستان که بیشتر اعضای آن را جوانان تشکیل داده و در میان آنها میتوان طیف وسیعی از فعالان زیست محیطی منطقه با پایگاه های اجتماعی متفاوت را یافت، دو سال پیش با همت رضا پاداش در گرگان راه اندازی شده و با برنامه ریزی وی و یارانش، که جانانه در راه پاکسازی محیط زیست گرگان، استان و کشور تلاش می کنند امروز بیش از 1800 عضو دارد.

اعضای این گروه در اکثر تعطیلات در تفرجگاه های شهرستان و استان و دیگر استان های همسایه حضور یافته و به پاکسازی طبیعت می پردازند.

آقا رضای پاداش عزیز و اعضای دوست داشتنی گروه رفتگران طبیعت؛ تلاش مستمرتان به جهت تقویت و ترویج فرهنگ احترام به محیط زیست را پاس داشته و امیدوارم با استمرار کار گروهی تان، همچنان شاهد حضور پویایتان در عرصه های اجتماعی و ... باشیم. امیدوارم با برنامه ریزی بهینه، استفاده از ابتکارات جدید، گسترش شبکه فعالیت، استقلال فکری و عدم وابستگی به این و آن، همچون گذشته فارغ از شعار، در عمل شاهد استمرار گام هایتان در جهت دفاع از محیط زیست باشیم.

پاداش این همه تلاش گمنامانه در قالب کلمات نمی گنجد. ما را نیز همراه خود بدانید.

پی نوشت: عکس های محمد چارک {آژانس عکس خبری گلستان} از مراسم مذکور را از اینجا ببینید.


 
 
گلایه خواننده وبلاگ/ مسئولان به فکر ترافیک خیابان ششم کوی آزادی باشند
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩۳
 

فرزاد ستوده: لطفا در مورد ترافیک خیابان ششم کوی آزادی گرگان (بلوار جانبازان، خیابان صنایع دستی) هم مطلب بنویسید. تعدد فروشگاه های پوشاک در این خیابان باعث شده علاوه بر راه بندان، مشتریان این فروشگاه ها در خیابان اصلی و کوچه های منشعب از آن و مقابل در خانه ها اتومبیل خود را پارک نمایند که این موضوع باعث بروز مشکلات بسیاری برای اهالی محل شده است.

به عنوان نمونه چند روز پیش مادرم وضعیت اورژانسی پیدا کرد و به همین خاطر می بایست سریع ایشان را به درمانگاه انتقال می دادیم اما متاسفانه طبق معمول مشتریان فروشگاه های پوشاک در مقابل درب منزل، ماشین خود را پارک کرده بودند و ... .

خواهشا این مطلب را در وبلاگ منعکس کنید تا مسئولان ذیربط به فکر حل مشکل ما ساکنان محل و نیز دیگر همشهریان باشند.

کامنت ارسالی برای وبلاگ 


 
 
لزوم تسریع در انتخاب هیئت مدیره باشگاه بسکتبال شهرداری / زمان را از دست ندهیم
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۳
 

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: اعضای شورای شهر گرگان چندی پیش با تصمیمی منطقی، با گذر از مصوبه اسفند ماه 92 خود، بر تداوم تیمداری شهرداری در لیگ برتر بسکتبال ایران تاکید کردند.

با توجه به تاکید اعضای شورای شهر مبنی بر حضور قدرتمند تیم شهرداری در لیگ برتر 93، ضرورت دارد اعضا به جهت برنامه ریزی بهینه و از دست نرفتن زمان، هر چه سریعتر نسبت به انتخاب هیئت مدیره باشگاه، و به تبع آن انتخاب کادر فنی اقدام تا مربیان نیز با شکار بهترین بازیکنان، تیم آماده و هماهنگی را تحت لوای نام شهرداری گرگان، وارد مسابقات لیگ برتر سال 93 نمایند.

از یاد نبریم که یکی از عوامل اصلی عدم کسب نتیجه مطلوب شهرداری در سال های گذشته، شروع دیر هنگام تمرینات و عدم آماده سازی مطلوب تیم در ابتدای مسابقات بوده است.

بماند اینکه یکی از مزیت های تسریع در تعیین هیئت مدیره و مربیان تیم آن بود که، در صورت مشخص بودن وضعیت کادر فنی، مربیان می توانستند بهترین استعدادهای حاضر در مسابقات جام رمضان بسکتبال گرگان را شناسایی کرده و از آن سو با باز کردن باب مذاکره با بازیکنان بزرگی که به جهت حضور در این مسابقات به گرگان آمده اند، آنان را برای حضور در ترکیب گرگان طی فصل آتی مسابقات مجاب نمایند.

امیدواریم اعضای شورای شهر نه با تعجیل، بلکه با تسریع در روند انتخاب هیئت مدیره باشگاه با بهره از افراد صاحبنظر و اهل فن و دارای قدرت برنامه ریزی، و نیز پشتیبانی موثر و مستمر از ورزش اول گرگان، به گونه ای عمل نمایند که گرگاندوستان در سال جاری، پس از مدت ها شاهد درخشش بیش از پیش ستاره بسکتبال گرگان در آسمان ورزش ایران باشند.


 
 
گلایه شهروند قزاق
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳
 

نویسنده وبلاگ ایران قازاق با ارسال کامنتی جهت مطلب "نقدی بر پنج ماه فعالیت شهردار جدید گرگان" از عدم نصب سرعت گیر در خیابان وش قزاق محله علیرغم پیگیری های مستمر، گله کرده است.

"سلام.‌‌ نمیدونم شهرداری و فرمانداری گرگان چه مخالفتی باساختن سرعت گیر در خیابان وش قزاق محله دارند.‌‌ نزدیک به 5سال است که بارها  نامه نگاری کرده ولی موفق به گرفتن مجوز نشده ام از مسئولین شورای ترافیک (آقایان مهندس بکاییان و مهندس توشنی درفرمانداری) بگیر تا شهرداران سابق منطقه یک آقایان صناعی و مهندس کریمی و ...و حتی دیدار با مسئولین و روسای شورای شهر نمیدانم ساختن یک سرعت گیر درشهر اینقدر احتیاج به بروکراسی و کاغذبازی دارد اگر میدونستم لعنت میفرستادم به پدر بروکراسی آقای ماکس وبر."


 
 
پیام های تلخ مرگ نا به هنگام یک سالمند / شهروندان ارشد دیار ما را دریابیم
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳
 

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: خبر مرگ یک پیرمرد در یکی از خانه های سالمندان گرگان، پیام های تلخ بسیاری با خود به همراه دارد.

بر اساس آنچه که در رسانه های مجازی انتشار یافته، فردی که بدون مدرک دانشگاهی، کار پرستاری در آن مرکز را انجام می داده، شبانگاهان در قبال رفتار پیرمرد واکنش نشان داده و با عَصبیت، به ضرب و شتم سالمند بی گناه و بی دفاع پرداخته و موجبات مرگ او را فراهم کرده است.

در این میان واکاوی موضوع و بررسی علت های آن از جنبه های مختلف، میتواند در جلوگیری از بروز مجدد رویدادهای این چنینی و موارد مشابه آن در آینده و در هر نقطه جغرافیایی از کشور، موثر باشد.

علی نصیبی

- علیرغم آنکه نگهداری از سالمندانی که گاه با بیماری های جسمی، ضعف حرکتی، عدم  کنترل ارادی، آلزایمر، اختلال حواس، و ... مواجه هستند سختی های خاص خود را برای خانواده ها به همراه دارد، چه بهتر که با اتخاذ تدابیری همچون به کارگیری پرستار خانگی و ... تلاش شود از سالمندان در خانه ها نگهداری شده و آنان را از کانون گرم خانواده ها دور نکرد.

- نهادهای ذیربط همچون بهزیستی و ...، در صدور مجوزهای مراکز نگهداری سالمندان، مراکز ترک اعتیاد و ... دقت کافی را داشته و با بازدیدهای دوره ای و نظارت کافی، بر رعایت استانداردهای خدمات ارائه شده، میزان فضای فیزیکی این مراکز به نسبت تعداد افراد، و ... نظارت نمایند.

- برخورد با سالمندان ظرافت ها و تدابیر خاص خود را می طلبد. ضرورت دارد افرادی که در مراکز سالمندان فعالیت می نمایند افرادی مطلع به روانشناسی سالمندان، صبور، دارای انگیزه خدمت، و ... بوده و پیش از این خود از آزمون های روانشناختی و ... موفق بیرون آمده باشند.

- سالمند بیش از هر فرد دیگری به هم صحبتی، سرگرمی، ورزش سبک، مراقبت پزشکی و ... نیاز دارد. دستگاه های ناظر بر فعالیت خانه های سالمندان، مدیران این مراکز و ... مطمئنا اذعان دارند نگهداری طولانی مدت سالمند در یک چهار دیواری بسته و ...، عدم حضور دوره ای آنها در فضای باز و تفرجگاه ها {البته با رعایت الزامات}، و ... در دراز مدت موجب تشدید بیماری ها، مشکلات عصبی و ... آنها می شود.

عکس تزئینی است

- شایسته است سازمان های مردم نهاد (سَمن ها) و فعالان فرهنگی اجتماعی و نیکوکاران دیار ما با توجه به نیازهای روحی و ... سالمندان، در فاصله های زمانی مختلف و ... با حضور در مراکز مذکور، عیادت از سالمندان و گفت و گو با آنان، اجرای برنامه های شاد جهت آنان، و ... موجبات انبساط روحی آنها را پدید آورند. البته در این میان نیاز است بهزیستی و مدیران مراکز خدمات رسان، با گریز از نگاه بسته و امنیتی، از حضور گروه های این چنینی در مراکز استقبال کرده نه آنکه با ایجاد موانع و بوروکراسی های پیچیده، به گونه ای عمل نمایند که نیکوکاران اجتماعی عطای همکاری در این زمینه را به لقای آن ببخشند.

- ضمن تقبیح عمل زشت و ناپسند برخورد با سالمندان و ضرورت برخورد با مسببان این حادثه تلخ، باید روی دیگر سکه را نیز دید. لذا ضرورت دارد مسئولان و رسانه ها با بررسی همه جانبه موضوع و گفت و گوی دوسویه با مدیران مراکز اینچنینی، تا حد امکان در جهت نظارت بهینه و البته رفع نیازهای این مراکز (نیروی انسانی آموزش دیده، امکانات فیزیکی، هزینه جاری و ...) کوشا باشند.

- در صورت عدم نظارت کافی ممکن است مشابه این اتفاق در مراکز ترک اعتیاد، مراکز نگهداری زنان آسیب دیده، مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست، و ... نیز رخ دهد. لذا ضرورت دارد توجه لازم در زمینه های مختلف به این مراکز نیز صورت پذیرد.

- با بروز این اتفاق نباید همه را با یک چوب راند و از زحمات بسیاری از کسانی که به نیت خدمت مراکز این چنینی را راه اندازی کرده یا آنکه عاشقانه با دریافت حق الزحمه ای بسیار کمتر از معمول به کار مراقبت از سالمندان و ... اشتغال دارند بی تفاوت گذشت. بماند آنکه علیرغم باز بودن باب نقد به عملکرد بهزیستی همچون هر سازمان دیگری، نمی بایست بسیاری از اقدامات مثبت این نهاد را نیز نادیده گرفت.

- نهادی همچون بهزیستی با توجه به جامعه هدف گسترده و متنوع اعم از معلولان، نابینایان و ناشنوایان، کودکان کار، زنان خیابانی، کم توانان جسمی و ذهنی، افراد بد سرپرست، معتادان به مواد مخدر، متکدیان، سالمندان، و ... چه در سراسر کشور و چه در استان گلستان نیازمند توجه خاص و اعتبارات ویژه به جهت انجام برنامه ریزی اصولی در راستای بهبود شاخص های مرتبط با جامعه هدف خود می باشد.


 
 
هزارپیچ در انتظار توجه مسئولان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳
 

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: با توجه به افزایش جمعیت گرگان طی سال های اخیر و عدم تناسب این جمعیت با فضا و امکانات گردشگری گرگان در ناهارخوران و النگ دره و ....، ساماندهی مناطق گردشگری جدید در این دیار به جهت استفاده ساکنان بومی و گردشگران، یک ضرورت تلقی می شود.

در این بین منطقه هزارپیچ به علت موقعیت جغرافیایی {سهولت دسترسی شهروندان و گردشگران عبوری}، ویژگی های طبیعی همچون تپه ها و دشت، چشم انداز مناسب بر شهر گرگان، مسیر دسترسی زیبا، و ... یکی از ظرفیت های مناسب برای رونق گردشگری گرگان با ایجاد امکانات تفریحی، خدماتی و اقامتی می باشد.

ارتفاعات هزارپیچ

از مالکیت برخی شرکت های تعاونی بر بخشی از اراضی هزارپیچ، در سال های پیش به عنوان یکی از موانع توسعه گردشگری آن منطقه نام برده می شد. این در حالیست که پیش از آن گفته می شد توافق های لازم با نمایندگان برخی شرکت های مذکور صورت گرفته است.

بماند آنکه به غیر از زمین های مذکور، عمده اراضی هزارپیچ یا عمومی بوده یا متعلق به منابع طبیعی می باشد.

در این بین گویی علیرغم سال ها وعده درباره ساماندهی هزارپیچ از سوی مدیران و مسئولان شهرستانی و شهری، آنچه که از آن می توان به عنوان حلقه مفقوده رونق گردشگری هزارپیچ نام برد،  نبود اراده لازم به جهت بهره اصولی از ظرفیت مناسب این منطقه است.

امید است با توجه به تراکم جمعیت بومی و گردشگر در ناهارخوران و النگ دره و به تبع آن ایجاد مشکل برای شهروندان و نیز محیط زیست این دو تفرجگاه، نهادها و اداراتی همچون میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری، شورای شهر و شهرداری، منابع طبیعی، فرمانداری، و ... با عزمی جدی، درصدد ساماندهی منطقه گردشگری هزارپیچ و بهره مندی بیش از پیش شهروندان و گردشگران از این منطقه مستعد برآیند.


 
 
استرس بدهکاران یک میلیونی و آرامش مقروضان میلیاردی بانک ها
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳
 

700 میلیارد تومان معوقات بانکی در استان گلستان!!! 700 میلیارد تومان که بخش اعظمش در قالب تسهیلات اشتغالزایی و کارآفرینی به افراد پرداخت شده و دیگر برگشتی نداشته است.

پس نه به مدد این تسهیلات، کارآفرینی صورت گرفته و نه آنکه شغلی ایجاد شده و البته بماند آنکه نه اقساط تسهیلات دریافتی به بانک پرداخت شده است.

این در نگاه اول و در کشوری {استانی} که اقتصادش بیمار است، تولید با هزاران مشکل مواجه است و ....، طبیعی می نماید.

اما آنچه در ذهن نگارنده عجیب می نماید اینکه بسیاری در این استان هشتصد میلیون و نهصد میلیون و یک میلیارد تومان وام گرفته و نه اصل پول و نه سود بانکی آن را برنگردانده اند و گویی کسی را با آنان کاری نیست اما از آن سو کسانی را می شناسم که یک میلیون تومان و ....، از بانک وام گرفته و به خاطر ناتوانی در پرداخت اقساط، با دهها مشکل مواجه شده اند، برایشان احضاریه آمده، ضامنشان تحت فشار قرار گرفته و القصه بانک و .... به هیچوجه رهایشان نمی کند اما .... .


 
 
نوستالژی گل کوچیک و جیگرخوری بعد از افطار
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳
 

ماه رمضان است و بساط جگرکی های بعد از افطار در گرگان داغ ِ داغ ِ داغ.

یادم میاد دهه 60 و نیمه اول دهه 70، بعد از افطار داخل خیابان امام خمینی پر میشد از جگرکی هایی که با یه گاری دستی و یه منقل و یه جانونی و هفت هشت تا صندلی پلاستیکی و ... توی دو طرف خیابان بساط جگر فروشی رو برپا می کردند.

یادش به خیر. اون روزها افطار رو خورده و نخورده، با دوست ها و بچه محل ها بِدو بدو راهی دربنو می شدیم تا در دل میدانگاهی آن محله تاریخی، یا خود ما در مسابقات گل کوچک جام رمضان پا به توپ بشیم و یا آنکه تخمه سمشکه بشکانیم و مسابقات بقیه رو ببینیم.

توی مسیر برگشت به خانه هم توی خیابان امام خمینی که به واسطه منقل جگرکی ها پردود شده بود و از هر گوشه و کنارش بوی کباب می آمد یه مخلوط و یه خالص و یه سفید میخوردیم و بدو بدو راهی خانه می شدیم.

بی تعارف، من عاشق نوستالژی اون روزام.

این روزها مسابقات گل کوچیک جام رمضان نه توی میدانگاهی محله تاریخی دربنو بلکه داخل پارک شهر برگزار میشه.

این روزها جگر رو باید توی جگرکی هایی خورد که از کف تا سقفش کاشیکاری شده، جگرفروشش دستکش دست میکنه و سیخ های جگر رو داخل سلفون بهت تحویل میدن. بماند اینکه تازه بعضی جاها سفارش جیگر و ... رو هم که میدی بهت فیش میدن و ... .

آره، مسابقات گل کوچک داره خیلی باکلاس برگزار میشه و جگر و ... هم این روزها داره به شیوه مدرن عرضه میشه و ... .

اما من عاشق نوستالژی اون روزهام.

این روزها دیگه تو مسابقات گل کوچیک حق ات رو با قوانین من درآوردی و در لحظه ابداع شده نمیخورن. این روزها مطمئنی که جیگری که داری میخوری بهداشتیه.  اما باز هم قدیم ها یه حال دیگه میداد.

 


 
 
نقدی بر پنج ماه فعالیت شهردار جدید گرگان / تکرار تجربه گذشته یا نوآوری؟
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳
 

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: شهرداری ها به جهت ساختار، ملموس بودن خدمات، داشتن جامعه هدف گسترده، و ... عملکردشان بیش از سایر نهادها مورد ارزیابی عمومی قرار می گیرد.

شهرداری گرگان نیز از این قاعده مستثنا نبوده و از گذشته تا به حال و در زمان تصدی این منصب توسط شهرداران مختلف، در محافل گوناگون شاهد نقدها و ارائه نظرات اقشار مختلف مردم درباره شیوه عملکرد این نهاد بوده ایم.

در این بین بیش از پنج ماه  از تکیه حسین صادقلو بر این منصب می گذرد. پس از تصمیم اکثریت شورای شهر گرگان مبنی بر انتخاب ایشان به عنوان شهردار، وی بعد از ماه ها کش و قوس، از سه شنبه 8 بهمن 92 فعالیت خود را آغاز تا به عنوان متولی عمران و آبادانی شهر مستعد و ریشه دار گرگان، زمینه ساز حرکت این دیار به سوی توسعه باشد.

عکس: ابوطالب ندری / خبرگزاری مهر

هر چند که از شروع کار صادقلو در شهرداری گرگان، تنها پنج ماه میگذرد و این مدت، زمان مناسبی برای ارزیابی عملکرد وی نیست لیکن با توجه به تاثیرات فعالیت شهرداری در عمران و آبادانی و البته پویایی و نشاط شهری، نقد منصفانه عملکرد ایشان و تیم  وی، می تواند ارزیابی مناسبی را در اختیار صادقلو و تیم کاریش و نیز شورای شهر گرگان برای برنامه ریزی در ماه های آینده قرار دهد.

بماند آنکه اعتقاد داریم باید به صادقلو فرصت داده تا هر آنچه که در طی سال های گذشته آموخته در فضایی مبتنی بر آرامش در گرگان پیاده کرده تا به مدد تجربه پیشین و بهره گیری از نقدها، در آینده ای نه چندان دور، زمینه ساز آبادانی بیش از پیش گرگان شود.

از آن سو صادقلو نیز می بایست در این منصب، برخی حصارهای خیالی را از دور خود  و تیم برنامه ریزش دور کرده و با استفاده از نظرات کاربردی همه دلسوزان اهل فن، زمینه بهره گیری از خرد جمعی در اداره شهر را فراهم نماید.

در این بین وبلاگ گرگان ما به عنوان یک رسانه در فضای مجازی، بنا بر وظیفه خود به بیان برخی نقاط قوت و ضعف عملکرد شهردار گرگان پرداخته و در این مسیر از نظرات موافق و مخالف خوانندگان نیز استقبال می کند.

***

- اهتمام صادقلو به تمرکز شهرداری بر اجرای پروژه های نیمه تمام شهری همچون روگذر ترمینال "میدان شهید قندهاری" و کار شبانه روزی پیمانکار در این راستا قابل تقدیر است. از آن سو تاخیر در بهره برداری از برج گرگان میدان بسیج، عدم آغاز عملیات اجرایی پروژه تله کابین، و ... از نکات منفی در تحلیل عملکرد وی به شمار می رود.

- انتصاب یک خانم تحصیلکرده "مهندس فاطمه کاویانی" به عنوان شهردار منطقه دو گرگان نشانگر توجه وی به جامعه بانوان و سهیم کردن زنان توانمند در چرخه مدیریت شهری است.

- آزادسازی برخی املاک جهت استفاده عمومی در برخی مناطق همچون محدوده شهربازی ناهارخوران از اقدامات مثبت صادقلو بوده لیکن نگرانی هایی درباره تغییر کاربری برخی اراضی مناطق گردشگری وجود دارد.

- استفاده از نیروهای شهرداری در مناصب مدیریتی از اولویت های صادقلو بوده که به نظر مناسب می نماید. لیکن شایسته است صادقلو استثنائاتی را نیز در این زمینه قائل باشد. بماند آنکه در انتصاب های ماه های گذشته شهرداری، گاه شاهد استفاده از برخی چهره های سنتی امتحان پس داده بودیم که می توان از آن به عنوان  واپس گرایی یاد کرد.

شهرداری گرگان

- اقدامات شهرداری در جهت زیباسازی شهری بیشتر از قبل بوده لیکن تا رسیدن به نقطه مطلوب شاهد فاصله هستیم.

- جدیت و پشتکار دو مولفه مثبت صادقلو می باشد لیکن باید به گونه ای رفتار شود که از جدیت به بسته بودن تعبیر نشود.

- حضور شهردار در رویدادهای مرتبط با گرگان، شهر محل فعالیت وی کمرنگ است. هر چند شاید ایشان مدعی صرف تمام وقت خود به کار در شهرداری و تمرکز خدمت به شهروندان باشد لیکن ایشان باید بداند حضور وی در رویدادهای مهم فرهنگی، ورزشی، اجتماعی و ... گرگان، به شناخت وی از شهر و به تبع آن اداره بهتر شهر کمک شایانی خواهد کرد.

- هنوز تکریم شایسته ارباب رجوع و شهروندان در شهرداری صورت نمی پذیرد.

- شهرداری همچنان در جذب سرمایه گذار پروژه های شهری ضعیف عمل می کند.

- هنوز کارشناسان و واحدها و نواحی و ... شهرداری، فاقد برنامه تعریف شده کاری (سه ماهه، شش ماهه و یک ساله) برای بهبود شاخص های شهری در طی دوره های زمانی مشخص بوده و در عین آنکه ارزیابی مناسبی از عملکرد نیروها صورت نمی پذیرد بیشتر تمرکز کاری بر روی فعالیت های روزانه یا بهتر بگوئیم روز مره است.

- تمرکز شهرداری در دوره جدید کاری بیشتر بر روی مباحث عمرانی بوده که قابل تقدیر است لیکن از آن سو شهردار نه به حد معمول بلکه بسیار کمتر از متوسط به مباحث فرهنگی توجه داشته که این در مقایسه با گذشته نقطه ضعفی در کارنامه شهرداری است. 

- اهتمام به اجرای پروژه های زیربنایی همچون دیواره سازی رودخانه ها از اقدامات اصولی ابراهیم کریمی در زمان تصدی مدیریت شهرداری بوده است. هزینه کرد در جهت اجرای پروژه های این چنینی هر چند که شاید به چشم نیاید لیکن با توجه به ضروری بودن این اقدامات، از کارهای ماندگار شهرداری است که امید داریم صادقلو در این منصب، علاوه بر فعالیت در جهت زیباسازی شهری و ...، از اجرای پروژه های زیربنایی و ... غافل نشود.

- شهرداری نتوانسته ارتباط لازم را با نخبگان شهری برقرار نماید. برگزاری جلسات منظم و مستمر با نخبگان شهری در زمینه های مختلف و استفاده از نظرات آنان در رابطه با مباحث توسعه شهری از جنبه های گوناگون میتواند یاریگر صادقلو در اداره شهر باشد.

- صادقلو برای ایجاد تحول، نیازمند بهره مناسب از تجربه مدیران شهری گذشته بوده و از این رو بدون توجه به حرف و حدیث ها، برگزاری جلسات با شهرداران گذشته گرگان همچون ابراهیم کریمی با بیش از 10 سال سابقه فعالیت به عنوان شهردار، اعضای سه دوره پیشین شورای شهر، شهرداران گذشته مناطق، و ... را می بایست در دستور کاری خود قرار دهد.

علیرغم همه نقاط قوت و ضعف صادقلو در ماه های گذشته، اعتقاد داریم ارزیابی ها از عملکرد وی چه مثبت چه منفی، مقطعی بوده و برای اعلام نظر درباره شیوه کار وی باید بسیار بیش از این به او فرصت داد.


 
 
← صفحه بعد