گرگان ما GORGAN

که گرگان ریشه در اسطوره دارد / هزاران نکته مستوره دارد

به یاد روزهای نوستالژیک مدرسه و دبیران پرتلاش دیروز و آرام امروز گرگان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳
 

اول نوشت: این نوشته به قلم علی نصیبی پیش از این در سایت گرگان خبر درج شده است.

nasibi_93

1- صبح امروز دوشنبه ۳۱ شهریور به همراه یکی از دوستان قدم زنان از خیابان ولی عصر یا همان شالیکوبی راهی عدالت ۱۹ شدیم تا سوار بر ماشین، از مقابل دبستان سجادیه با هم راهی محل کار شویم. 

به درب و دیوار سجادیه نگاهی انداختم و کلام دوست همراهم که در موضوعی سیاسی اجتماعی سخن می گفت را قطع کرده و به وی گفتم: "راستی، یادش به خیر. من پنج سال ِ دبستان را اینجا سپری کردم. چه روزهایی بود" 

دوست گفت: "من هم اینجا بودم. یادش به خیر. من هم از اینجا کلی خاطره دارم." 

دو تایی از لای درب به داخل دبستان سرک کشیدیم. حیاط مدرسه که آن روزها فکر می کردیم چه بزرگ است امروز چقدر برای ما کوچک بود. دیوارهای بلند، امروز چقدر برای ما کوتاه شده بود!!!

حرف های سیاسی اجتماعی ما را فراموش کردیم و هر دو مشغول سخن گفتن از مکانی شدیم که از آن خاطره ها داشتیم.

"بابای مدرسه شما عباس بود یا یزدان. یادته اینجا که دارن پارکینگ طبقاتی می سازند جزو بقایای یه شالیکوبی داشت و توش پر از بوته های لب لبو بود؟ یادته اینجا فروشنده های دوره گرد ایست می کردند؟ معلم های شما کی ها بودن؟ برنجی و ملک نیا و یحیایی و گلدسته و قاسمی و ویزواری و ... جزو معلم هاتان بودن؟ یادته داخل این کوچه پشتی یه آرایشگاهی بود به اسم گلین؟ کلاس های شما هم تو اون دو تا اتاق زیززمین تشکیل می شد؟"

با دوست گفتیم و گفتیم و گفتیم. از دانش آموزان آن روز و از معلم ها و از دبستان های آن روز گرگان همچون هدف و ایرانیک (فیضیه) و تربیت و اشرفی اصفهانی و مهدیه و ... سخن بر زبان آوردیم.

عکس تزئینی است

نرده های ضلع شمالی مدرسه را نشانش دادم و گفتم: "نگاه کن این نرده ها پس از سال ها هنوز پابرجا مانده اند. اگر روزی آنها زبان باز کنند، چه حرف ها که نمی زنند از معلمانی که اینجا زحمت کشیده اند و از دانش آموزانی که اینجا رشد و نمو کرده اند"

گفت: "خیلی از معلم های آن دوران الان زیر خاکند و بسیاری از دانش آموزان هم برای خود کسی شده اند یکی در بازار و یکی در فلان سازمان و آن یکی در آن وزارت خانه. خیلی ها به تقدیر روزگار از گرگان رفته اند و ساکن تهران یا خارج از کشور شده اند اما سجادیه ما هنوز سجادیه است."

۲- دوستم می گفت و می گفت و من در عمق حضور در خاطرات گذشته به یاد آن روزهای سپری شده بودم. 

با ماشین وارد کوی ویلا شدیم. مادرها بچه های کلاس اولی شان را با هزار شوق و اشتیاق راهی دبستان می کردند.

کوی ویلا، کوی ویلا، کوی ویلا، کوی تختی!!!!. کوی ویلا ای کاش تو حافظه و زبان داشتی و به یاد می آوردی و می گفتی: "این مادران امروز که این چنین با شوق و اشتیاق فرزندانشان را راهی مدرسه می کنند دیروزها خود دخترانی بودند که با هزار آرزو و امید راهی مدارس کوی ویلا می شدند و امروز آرزوهایشان را در وجود فرزندانشان جست و جو می کنند. زمان تو چه بی رحمی؟!!!

۳- در گذر از کوی ویلا، از خاطرم می گذرد که صبح شنبه ای، دیر از خواب برخاسته و مدرسه رفتنم دیر شد. با اضطراب به خانواده گفتم الان اگر به مدرسه بروم مرا تنبیه می کنند.  

پدربزرگ مهربان شال و کلاه کرد و مرا با خود به دبستان برد و از ناظم خواست تا گناه مرا ببخشد و من با لبخند و به آرامش ضمانت پدربزرگ راهی کلاس شدم.

پدربزرگ، امروز در زیر خروارها خاک خفته است. ناظم هم دیگر نیست. دو سه سال پیش اعلامیه مجلس ترحیمش را بر دیوار دیدم. اما من، آن کودک دیروز، همچنان هستم اما فراموشکار از گذر زمان و تمام خوبی ها، لطف ها، زحمت ها، و ... که در حق من روا شده است!!!! و در این میان چه راحت فراموش می کنیم.

۴- به عادت همیشه، پشت میز کارکه می نشینم ابتدا به سراغ رایانه و اینترنت می روم. سری به سایت های عمدتا شهرستانی و استانی می زنم و بعد کار روزانه را آغاز می کنم.

گرگان خبر تیتر زده "دبیر زحمتکش گرگانی درگذشت". خبر را باز می کنم و میخوانم پرویز میانجی دبیر زحمتکش دبیرستان های گرگان به دلیل سکته قلبی دارفانی را وداع گفت.

چه تصادف عجیبی. آغازین روزهای بازگشایی مدارس و مرگ یک دبیر.

دبیری از نسل دبیرهای نوستالژیک گرگان درگذشت. دبیری که شاید دانش آموزان دهه ۶۰ و ۷۰ از آنان خاطره های بسیار دارند. دبیری از جنس دبیران دلسوز و سختکوش و سخت گیر گرگان با آن سیستم آموزشی خاص. دبیری از نسل شهسواری، کاظمی، مینایی، مهارلویی، جمعه، عقیلی، وفایی، رسایی، مشکین قلم، قوشچی، قیامی، صفایی، دربیکی، شجیعی، نیک نژاد، سادات صفوی، فولادیان، ایزدفر، صمدلویی، قوچانی، کیانی، رایجی، آق، تفکر، صالحی، مقصودلو، نعمتی، منصوریان، بهروز، ژند، صیامی، درویشیان، صفرزاد، محمدزاده، جهانگیری، ریاضی، کوهستانی، حشمت، جرجانی، آریایی فر، زمانی، حسینی، حاج محمدی، دائمی، تقی نژاد و دهها اسم دیگر.

دبیرانی که ذکر نامشان با یادآوری دهها خاطره عجین می شود.

دبیرانی که سهم بسیاری در آموزش فرزندان گرگان زمین داشته و امروز غبار فراموشی بر نام آنان نشسته است.

دبیرانی که ثمرات تلاش آنها برای فرزندان دیروز نه تنها در جای جای گرگان بلکه این خاک هویداست.

کاش ما این قدر فراموش کار نباشیم.

در آستانه اول مهر، روز بازگشایی مدارس، و در هیاهوی کارهای روزانه به یاد دبیران و معلمان دیروز ما باشیم. برای آنانی که زنده اند طلب سلامتی و جهت درگذشتگان شان فاتحه ای نثار کنیم.


 
 
نقدها در جلسه شورای برنامه ریزی و توسعه استان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۳
 

در جلسه شورای برنامه ریزی و توسعه استان، نقدهایی را نسبت به "سند جامع گردشگری گلستان" مطرح کردم.

بخشی از مطالب ارائه شده را می توانید از اینجا و اینجا بخوانید.


 
 
روز گرگان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳
 

روز گرگان بهانه ایست برای همگرایی بیش از پیش دوستداران این دیار در راستای توسعه این کهن بوم مستعد و تاریخی.

فرا رسیدن 20 شهریور بر همه علاقمندان به توسعه و سرفرازی گرگان مبارک.

علی نصیبی


 
 
طرحی برای بسکتبال گرگان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

نوشته ای از اینجانب با عنوان "طرحی برای رونق بسکتبال گرگان" را از اینجا بخوانید.


 
 
سایت در حال تکمیل حوزه مشاور جوان استانداری گلستان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳
 

سلام. اخبار مربوط به فعالیت های حوزه مشاور جوان استانداری را می توانید از سایت در حال تکمیل ما و از اینجا ببینید.

نشانی سایت در حال تکمیل حوزه مشاور جوان استانداری گلستان

www.javan.golestanp.ir


 
 
در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩۳
 

ظهر سه شنبه به دعوت هنرمند گرامی رهبان مسلمی عقیلی مشاور جوان و مسئول روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان در تمرین نمایشی که به گویش گرگانی و توسط مربیان کانون در حال اجرا بود حضور یافتم.

بنا به گفته مسلمی عقیلی کارگردان این نمایش، مربیان کانون علاوه بر انجام کار تحقیقی در رابطه با گویش و فرهنگ گرگانی، در بسیاری از روزهای ماه مبارک رمضان و در گرمای طاقت فرسای گرگان، برای ارائه کاری زیبا و هنری با جدیت به تمرین پرداخته و الحق و الانصاف نیز کار خوبی را عرضه کرده بودند.

بسیار لذت بردم و در دل تحسین کردم هنرمندان دیار ما را که علیرغم مشکلات چه عاشقانه به تلاش و ... مشغولند.

ضمن تشکر خاص از رهبان مسلمی عقیلی و تک تک اعضای گروه، و سرکار خانم حسینی معاون کانون، سپاس ویژه ای دارم از سیفی استرابادی مدیرعامل کانون که به جهت حضورشان در معیت گروهی برای اجرای برنامه برای کودکان روستای در معرض رانش فارسیان چشمه ساران آزادشهر، دیدارشان میسر نشد اما وظیفه خود دانستم تلفنی از ایشان نیز به جهت اهتمام و پشتیبانی‌شان کمال تشکر را داشته باشم.

پی نوشت: علاقه ام به نوشتن و خواندن را تا حدودی مرهون کانون پرورش فکری میدانم. در ایام کودکی و ابتدای نوجوانی، مادرم برای گریز از پرسه زدن های متوالی ام در کوچه و خیابان و پرهیز از شیطنت!!! مرا راهی کلاس ها و برنامه های کانون در کوی ویلا (خیابان سارا و دارا فعلی) کرد و ... .!!!! یادش به خیر.


 
 
وبلاگ را فراموش نکردم
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳
 

سلام دوستان عزیز. وبلاگ را فراموش نکردم. سوژه های مختلفی برای نوشتن دارم. اما حیف که تراکم کاری این روزها یه مقدار زیاده.

در اولین فرصت خدمت شما هستم.


 
 
میراث جاویدان شهید قندهاری/ شیخی که کیمیا بود
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳
 

علی نصیبی

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: اگر از نویسنده بخواهند از دید خود نام پنج شخصیت تاثیرگذار دو دهه اخیر گرگان و دشت دیروز یا گلستان امروز را ذکر کند بی تردید یکی از نام ها شیخ قربان قندهاری خواهد بود.

بگذارید اعتراف کنم که در تمام طول عمرم فقط چند بار اتفاقی با او رو در رو شده و البته در تمام طول دوران تحصیلم در دانشگاه آزاد گرگان، ایشان تنها در یک واحد درسی مدرس بنده و هم ترمی هایم بوده که به جهت انتخاب به عنوان نماینده مردم در اوایل ترم، حضور ایشان تنها به همان یک یا دو جلسه منحصر شد. اینها تمام برخوردها و مواجهه های شخصی ام با مردی بوده که معرفی ابعاد شخصیتی وی، می تواند سبب ساز شناساندن الگویی موفق و مردمی برای همه جامعه به خصوص مسئولان و منتخبان شود.

امروز که به گذشته و کارنامه کاری ایشان می نگریم در می یابیم که رفتار و منش و عملکرد شیخ تا چه حد کیمیاست و این گونه است که باید در نبودنش حسرت خورد و گفت: صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را، تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید.

1- نقش وی در ایجاد بسیاری از زیرساخت های توسعه این منطقه از استان شدن گرگان و دشت سابق و گلستان امروز، تا راه اندازی و تکمیل فرودگاه گرگان و شروع به کار صدا و سیما، بسیار حیاتی و تاثیرگذار بوده است. شیخ قربان قندهاری در ابتدای حضور در مجلس پنجم هوشمندانه کمیسیون شوراها و امور داخلی را برای عضویت انتخاب کرد و سپس با تدبیر، موافقت های لازم برای تشکیل استان جدید را در کمیسیون اخذ و سپس با رایزنی گسترده در سطح مجلس، توانست در آن فضای سخت رای مثبت نمایندگان برای تشکیل استان گلستان را اخذ نماید.

از دشواری کار شیخ قربان قندهاری همین بس که در مجلسی توانست رای موافقت با تشکیل استان جدید را اخذ کند که اکثریت نمایندگان از لحاظ دیدگاه سیاسی مخالف ایشان بوده و از آن سو، لابی مازندرانی های مخالف انتزاع گرگان و دشت از مازندران بسیار قوی بود. بماند آنکه گاه بنا به دلایلی مخالفت هایی از سوی برخی نمایندگان بعضی شهرستان های استان فعلی نیز با این موضوع صورت می گرفت.

شیخ قربان به درستی در جبهه دیگر دریافته بود که راه اندازی فرودگاه گرگان با توجه به ظرفیت های خطیر منطقه، سبب ساز تحول در حوزه های علمی، صنعتی، اقتصادی، گردشگری و ... این دیار شده و از این رو یکی از اولویت های مهم خود را آغاز به کار فرودگاه قرار داده بود. شیخ اعتقاد داشت وقتی صدای بال هواپیما در استان طنین انداز شود بوی آبادانی به مشام خواهد رسید. بماند آنکه شیخ در نهایت در مسیر افتتاح فرودگاه جان به جان آفرین تسلیم کرد.

Gorgan Airport.jpg

"یکی از محافظان ایشان در رابطه با خستگی ناپذیری شیخ و تلاش هایش برای آغاز به کار فرودگاه می گوید: پس از ساعت ها طی مسیر گرگان به تهران با ماشین، شب هنگام در نهایت خستگی به شهر رسیدیم. ایشان دستور داد که برای حضور در جلسه ای راهی آق قلا شویم. بعد از برگزاری آن برنامه در آق قلا، ساعت دو و نیم شب راهی گرگان شدیم. در مسیر بازگشت ایشان اصرار کرد سری به فرودگاه که آن روزها آسفالت باندش در حال اجرا بود بزنیم. راهی فرودگاه شدیم و ایشان در آن ساعت شب شروع به قدم زدن بر روی باند کرد. جالب آنکه با توجه به برگزاری جلسه ای در رابطه با فرودگاه راس ساعت هفت صبح، موکتی را از صندوق عقب ماشین درآورد و همان جا پهن کرد و به رویش خوابید تا با وجود خستگی زیاد راس ساعت در جلسه مربوط به راه اندازی فرودگاه حاضر باشد."

آری، قندهاری بزرگ این گونه برای توسعه گرگان و گلستان تلاش می کرد و اعتقاد داشت برای عمران و آبادانی و توسعه این دیار، نمی بایست لحظه ای فرصت از دست رود.

تشییع جنازه شهید قندهاری و دیگر شهدای یاک 40 در تهران

2- نگاهی به سیر زندگی شیخ قربان قندهاری، تکامل فکری ایشان در گذر زمان را عیان می کند.

شیخ قربان با کوله باری از تجربه فعالیت های فرهنگی و مسلحانه پیش از انقلاب و بعدها حضور در جبهه های جنگ، بنا به مقتضیات دهه 60 و تفکرات آن روزهای خود و برخی یارانش، در حوزه فرهنگی به سخت گیری معتقد بودند و گاه این سخت گیری ها سبب ساز بروز اعتراضات و ایجاد شکاف هایی نیز می شد.

در این بین در گذر زمان بنا بر اتفاقات پیش رو همچون بحث های پیرامون انتخابات مجلس سوم، پرداختن بیش از پیش وی به تحصیل و علم آموزی، حضور بیشتر در بین گروه های فکری جامعه، و ... سبب آن شد شیخ شیخی دگر شود و با تغییر رفتار، چاره مشکلات فرهنگی را نه سخت گیری و بگیر و ببند بلکه در افزایش آگاهی جامعه جست و جو کند و صد البته ورود به حوزه خصوصی زندگی افراد و سخت گیری های بیهوده را نپسندد.

شهید قندهاری

و این گونه شد که شیخ در دوران حضور در مجلس، بدل به یکی از نمادهای دفاع از مطبوعات، نقد منطقی، گفت و گوی آزاد، و ... شد.

3- قندهاری عامل پیوند شهری و روستایی در انتخابات مجلس ششم بود. آن روزها تعصبات شهری و روستایی و شکاف های بیهوده این چنینی بیداد می کرد و صدالبته دگم اندیشانی نیز بر این طبل می کوبیدند. آنان در روزگاری که در آن سوی کره خاکی مرزها برداشته می شد در یک محدوده چند ده کیلومتری به دنبال ایجاد شکاف هایی همچون شهری و روستایی، آن ور شهر و این سوی شهر، و ... بودند، شکاف هایی که باعث اختلاف و افتراق بین بدنه جامعه می شد و روند توسعه را به عقب می انداخت.

در هنگام انتخابات ها این شکاف افزونتر می شد شهری ها سعی می کردند حتما به کاندیدای شهری رای داده و روستایی ها نیز اولویت اول و آخر خود را به کاندیدای روستایی اختصاص می دادند.

قندهاری در انتخابات مجلس پنجم، بیش از همه رای روستائیان گرگان را در سبد خود داشت اما عملکرد وی در آن مجلس چه در سطح ملی و چه استانی و چه شهرستانی، و نیز مشی عدم تمایزش بین شهر و روستا، و ... به گونه ای فاخر و پربار بود که شهرنشین ها نیز ترجیح و اولویتشان شیخ قربان بود و این گونه شد که در همان ساعت اول شمارش آرای مجلس ششم، شیخ گوی سبقت از رقبا ربود.

آری شیخ با عملکردش و نگاه بازش شکاف ها را ترمیم کرد و محبوب همه شهروندان حوزه انتخابیه اش چه شهری و چه روستایی، و چه فارس و ترکمن شد. 

و اینگونه بود که ترکمن های آق قلا به پاس احترام به مشی و خدمات وی، برای شرکت در مراسم بزرگداشت ایشان ، کیلومترها فاصله آق قلا تا گرگان را پای پیاده طی کردند.

4- مردم داری بی ریای شیخ و احترام او به مردم از هر قشری زبانزد و همواره یک الگوست.

شیخ از جنس آنانی نبود که به مردم به چشم سیاهی لشگر و توده رای بنگرند و  گاه به گاه فقط در هنگامه انتخابات به سراغ مردم بیایند و در فاصله انتخابات تا انتخابات، مردم را فراموش کرده و گاه با وعده های پوچ، بر سر کار بگذارند.

از مردم داری شیخ و احترامش به موکلان خاطرات زیادی نقل شده، از گفت و گوی طولانی و پای درددل یک پیرمرد روستایی تنها نشستن علیرغم وعده قبلی با چند مسئول بگیرید تا گل کوچک بازی کردن با چند کودک و نوجوان در کوچه پس کوچه های گرگانپارس به جهت  شاد کردن آنها. از تهدید وزیر و پیگیری مستمر به جهت بی احترامی به چند بازنشسته گرگانی تا حضور در دورافتاده ترین روستاهای آق قلا و تلاش خالصانه جهت حل مشکلات مردم آن مناطق. آری اینها بود که سبب شد شیخ گرگان و آق قلا در گذر زمان، محبوب و محبوب و محبوبتر شود.

5- شیخ در مجلس ششم، علاوه بر تلاش هایش برای گرگان و استان، با توجه به فضای سیاسی آن روزهای کشور، از نمادهای پیگیری خواست اکثریت مردم بود و بارها با تذکرها، نطق ها و سخنرانی هایش، در راستای برآورده شدن خواسته های جامعه تلاش کرد و این تلاش هایش بود که از شیخ چهره ای ملی و نه تنها محبوب گرگانی ها و گلستانی ها بلکه ایرانیان، ساخته بود.

6- شیخ در قامت نماینده یک منطقه دور از پایتخت، در مرکز اسیر ِ های و هوی پایتخت نشد و تعهدش به مردم را در اسیر بازی های قدرت شدن نفروخت تا در سایه تلاش و جدیت او، گرگان و آق قلا در مسیر تحقق حق خود و گلستان با همراهی او و دیگر نمایندگان در مسیر توسعه گام بردارد تا در پرتو صلابت شیخ و یارانش، این استان از دید برنامه ریزان کشوری دیگر استانی حاشیه ای و درجه چندم نباشد.

آری، با همت و بزرگ اندیشی شیخ و یارانش در مجمع نمایندگان گلستان و تمرکز بر روی نگاه کارشناسی به جای رقابت های شهرستانی، آنان همچون ید واحد قدرتمندانه در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا چرخ های توسعه این دیار شتابانتر از پیش حرکت نماید.

استان گلستان

بماند آنکه تشکیل فراکسیون شمال با حضور متحد و منسجم نمایندگان استان های شمالی و همگرایی آنان با یکدیگر به جهت توسعه این استان ها از دیگر اقدامات نیکویی بود که ثمرات بسیاری برای این دیار داشت.

شهیدان قندهاری و هزارجریبی

آری، به این شش دلیل و دهها دلیل دیگر است که اعتقاد دارم شهید قربانعلی قندهاری شهید راه توسعه استان الگویی بزرگ برای همه مردم، مسئولان و وکلای مجلس و شورا بوده که میراث های جاودانش چه معنوی و چه مادی برای چشمان بینا و قلب های به دور از کینه و نفرت، اظهر من الشمس است.

آری قندهاری و قندهاری ها، که امروز دست شان از دنیا کوتاه است، در زمان حیات خالصانه هر چه در توان داشتند برای مردم شهرستان و استان و ... در طبق اخلاص گذاشتند، قندهاری ها آن قدر بزرگ و شریف بوده و میراثشان آن قدر ملموس است که نامشان در قلب های تک تک مردم این دیار حک شده و هیچ فرد و گروهی، نه می تواند شیخ قربان را مصادره کرده و نه آنکه از آن سو هیچ مجموعه ای نمی تواند از ارادت مردم این دیار به این بزرگ اندیشان بکاهد.


 
 
چهارمین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان کلید خورد
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
 

گرگان ما: با رونمایی از سایت جشنواره وبلاگ نویسی گرگان، چهارمین رقابت وب نگاران این دیار کلید خورد.

چهارمین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان از سوی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری و در شش بخش فرهنگی و گردشگری گرگان، زیرساخت های توسعه گرگان، ورزش گرگان، مشاهیر گرگان، نامه ای به شهردار یا اعضای شورای شهر و راهکارهای تحقق شعار سال 93 "اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" برگزار می شود.

علاقه مندان به شرکت در این جشنواره، می توانند با مراجعه به سایت گرگان بلاگ ضمن آگاهی از شرایط رقابت، آثار مدنظر خود را جهت بررسی و شرکت در رقابت، ارسال نمایند.

دبیری چهارمین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان برعهده شبیر دائمی از فعالان روابط عمومی و مدرس ارتباطات در دانشگاه های استان است.


 
 
برای اعضای شورای شهر گرگان / بزرگ بیاندیشید و اسیر حاشیه ها نشوید
نویسنده : علی نصیبی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳
 

علی نصیبی، وبلاگ گرگان ما: گویی شورای دوره چهارم گرگان نیز در حال گرفتار شدن به آفتی است که کم و بیش منتخبان شوراهای دوره های قبل نیز اسیر آن می شدند.

هنوز یک سال از عمر شورای دوره چهارم نمی گذرد که خبر می رسد آرام آرام بعضی رویدادها همچون انتخابات پیش روی هیئت رئیسه، نحوه اداره شهرداری و ...، سبب ایجاد صف بندی ها و شکاف های قابل تاملی بین بعضی از اعضای شورای شهر شده است.

علی نصیبی

در این بین هر چند که اختلاف سلیقه در کار شورایی تا حدودی طبیعی می نماید لیکن هنگامی که تفاوت های فکری چنان بر اعضا و کار نهاد مستولی شود که در نهایت بر نتیجه فعالیت و هدف مشترک اعضا تاثیر منفی بگذارد منطقی می نماید که اسیر این حاشیه ها نشد و از آن دوری گزید.

  ایجاد صف بندی ها برای تصاحب کرسی ریاست و مسئولیت های هیئت رئیسه و تمرکز به پیروزی در این عرصه به جای حل مشکلات شهر، تلاش پیدا و پنهان برای نمایش بیش از حد خود و تخطئه دیگران و به تبع آن کوبیدن بر طبل شکاف ها و اختلافات، اسیر شدن در دام بعضی بازی های رسانه ای، و ... از آفت های کار شورایی بوده و از  مسائلی است که می تواند شورای هر شهری را زمین گیر کند.

 ***

مردم گرگان در خرداد سال 92 با هزاران امید و آرزو به پای صندوق های رای رفته تا با انتخابشان، به زعم خود زمینه ساز تغییر و تحول و به تبع آن عمران و آبادانی بیش از پیش گرگان شوند.

از این رو آنان انتظار دارند نمایندگان شان در شورا با پرهیز از حاشیه و مَنیت، حول محور توسعه گرگان همگرایی داشته و با برنامه ریزی اصولی و ...، سبب ساز بهبود شاخص های شهروندی و شهرنشینی در گرگان شوند.

عکس: ابوطالب ندری - خبرگزاری مهر

 مردم در عین آنکه اختلاف نظر و نقد را در کار شورایی طبیعی می پندارند اما انتظار ندارند شکاف ها آن قدر عمیق و اختلاف سلیقه ها آن چنان ریشه دار شود که بر روی همگرایی و هدف واحد اعضای شورا تاثیر بگذارد و سبب شود حاشیه ها بر متن کار آنان غلبه نماید.

اعضای محترم شورای شهر گرگان؛ نزدیک به یک سال، یعنی یک چهارم زمان مسئولیت شما در شورای شهر گذشت. به زبان واضح تر یک سال از فرصت خدمت شما سپری شد. مطمئن باشید سه سال دیگر باقیمانده نیز به فرصت برق و باد خواهد گذشت. پس قدر لحظه لحظه ای که خداوند و مردم برای خدمت به این دیار و به جا گذاشتن نام نیکو از خود، برایتان فراهم کرده اند بدانید.

از تجربه برخی اعضای شوراهای دوره های گذشته درس بگیرید. بعضی قدر فرصت خدمت را ندانسته و در حاشیه ها گرفتار شدند و البته توسط مردم پس زده شدند. برخی اسیر کارهای تبلیغاتی و نمایشی شدند و خود در هیاهوی کاذبشان غرق شدند، بعضی بر طبل اختلافات کوبیده و در چهارچوب منیت اسیر شدند و خود نیز آسیبش را دیدند و صد البته بعضی دگر راه صواب در پیش گرفته و کارنامه درخشان و قابل اتکایی از خود به جای گذاشتند.

عزیزان عضو شورای شهر؛ اولین شرط موفقیت شما در کار شورایی همگرایی و اتحاد علیرغم اختلاف سلیقه است. مبادا منصب های درونی شورا و علاقه به تسلط به ارکان شورا و شهرداری، شمایان را اسیر اقدامات حاشیه ای، رفتارهای سطحی، رویه کاذب و ... نماید.

از یاد نبرید شمایان برآمده از رای دهها هزار نفر از مردمی هستید که با هزاران امید و آرزو برای عمران و آبادانی و توسعه این دیار، سکان را به شما سپرده و انتظارشان از منتخبان خود رساندن گرگان مستعد به جایگاهی که استحقاقش را دارد، می باشد.

بزرگ بیاندیشید و بزرگوارانه عمل کنید تا نامی نیک از شما در تاریخ این دیار به یادگار باقی بماند. مطمئن باشید در صورت ترجیح مصالح شهر به مناصب زودگذر و برخی منفعت های کاذب، استفاده از تک تک لحظه ها و فرصت ها برای خدمت، داشتن افق دید وسیع و برنامه ریزی جامع، استفاده حداکثری از منابع حداقلی، همگرایی و انسجام، و به تبع آن عمران و آبادانی بیش از پیش این سرزمین، هم خداوند پاداشش را از شما دریغ نخواهد کرد و هم آنکه در حافظه تاریخی مردم، تا ابد تصویر مثبتی از شما نقش خواهد بست.

 


 
 
← صفحه بعد